<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448</id><updated>2011-10-16T13:13:32.178-07:00</updated><title type='text'>شب بیداران</title><subtitle type='html'>ادبی فرهنگی هنری اجتماعی</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>270</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-2504085012630703118</id><published>2011-04-17T13:13:00.000-07:00</published><updated>2011-04-17T13:14:15.797-07:00</updated><title type='text'>زنان کارگر روزمزد، فراتر از استثمار</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;h2&gt;زنان کارگر روزمزد، فراتر از استثمار&lt;/h2&gt; &lt;span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;   &lt;p&gt;محمد غزنویان : «ستم مضاعف» اينگونه تعريف مي شود كه: يك زن كارگر علاوه  بر آن كه مانند يك مرد كارگر توسط سرمايه دار استثمار مي شود، به واسطه  «زن بودنش» نيز مورد ستم و استثمار قرار مي گيرد. البته در شرايط كنوني مي  توان اين سطح از ستم و استثمار را به زنان معلم، پرستار، و يا بطور كلي  زنان شاغل طبقه متوسط نيز تعميم داد. در باره مقوله پر اهميت ستم مضاعف  زنان، مقالات و كتب قابل توجهي نگاشته شده است. همچنين گزارشهاي پر شماري  از اين شكل آزمندانه و تهاجمی استثمار، در دست است. اين حجم گسترده از  اسناد و مدارک اما باعث نمي شود تا سهل انگارانه از كنار مسئله ای چنین پر  اهمیت بگذريم.&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;زنان کارگر روزمزد، فراتر از استثمار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با توجه به حساسیت موضوع، در اين نوشته، گزارش و تحليل را با هم تركيب  خواهيم كرد تا شايد بتوانيم بخش ناچیزی از واقعيت ستم مضاعف بر زنان کارگر  را بازنمايي كنيم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;دوسال پيش، يكي از دوستانم كه در كارخانه ای تولیدی به عنوان کارگر ساده  مشغول به کار بود براي نخستين بار درخواست كرد تا اصطلاح «از خودبيگانگي»  را که ورد زبانم بود برايش توضيح دهم. من هم سعی کردم با زبانی که دوست  کارگرم بتواند حداکثر برداشت را از مفهوم پیجیده و چند وجهی «از خود  بیگانگی» بدست آورد برایش تشریح کنم. ساعتي از گفتگو نگذشته بود كه دوست  کارگرم بکباره پرسش هاي مكررش را قطع كرد و مانند کسی كه ناگهان از مجموعه  دريافته هايش آگاهي تازه اي را دریافته باشد رو کرد به من: «پس وضع زنان  كارخانه ما چقدر وحشتناك است!»&lt;/p&gt; &lt;p&gt;تا آن لحظه نمي دانستم در كارخانه آنها، زنان كارگر هم وجود دارند.  البته با اندك درنگي مي توان در يافت كه آگاهي جديد دوست من بيش از آنكه  محصول دركي از مقوله بغرنج «از خود بیگانگی» و استثمار مضاعف باشد، احتمالا  محصول نگاه مردي است که دفعتا نسبت به «جنس ضعيف» دچار احساس ترحم شده  است. با این حال پیش خودم گفتم: « براي شروع، همين هم عاليست.» اين پيشامد  باعث گرديد تا وي ظرف مدتی نه چندان طولانی، مجموعه مشهداتش را روز به روز  بصورت خام در اختيارم قرار دهد و من در حين شنيدن، آنها را تايپ كنم …&lt;/p&gt; &lt;p&gt;نتايج مشاهدات:&lt;/p&gt; &lt;p&gt;- 1. حدود 50 زن كارگر در كارخانه مشغول كارند .اغلب اين زنها در قسمت  بسته بندي كارخانه فعاليت دارند كه به گفته مشاهده گر، آلوده ترين قسمت  كارخانه است.&lt;br /&gt;- 2. اين زنها از داشتن هرگونه وسايل ايمني اعم از كفش، دستكش؛ و ماسك محرومند.&lt;br /&gt;- 3. به آنها ناهار تعلق نمي گیرد، در نتیجه، ناهار روزانه خود را همراه مي آورند.&lt;br /&gt;- 4. حقوق آنها چه به صورت روز مزد و چه حقوق بگيري، معمولا از شصت هزار تومان در ماه فراتر نمي رود.&lt;br /&gt;- 5. استفاده از سرويس اياب و ذهاب كارخانه مشمول آنها نمي گردد.&lt;br /&gt;- 6. بخش عمده اي از اين زنان «سرپرست خانوار» هستند.&lt;br /&gt;- 7. نگاه جنسي همكاران مرد.&lt;br /&gt;- 8. به دليل آلودگي لباس، اجازه خواندن نماز در نمازخانه را ندارند!&lt;/p&gt; &lt;p&gt;شرايط عمومي&lt;/p&gt; &lt;p&gt;آنچه در نگاه نخست قابل طرح است اين كه كارگران مرد نيز در صورت استخدام  بصورت «روز مزدي» همين شرايط را خواهند داشت. دست بر قضا در همان زمان  موفق شدم براي مدتی بعنوان كارگر روز مزد يك واحد صنعتي كه محصولی مشابه  همان كارخانه مورد مطالعه (یعنی كاشي و سراميك) را توليد مي كرد مشغول كار  شوم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;من دقيقا! در قسمت بسته بندي به كار گرفته شدم و به تجربه دريافتم كه  قسمت مذكور لاقل يكي از آلوده ترين قسمتهاي كارخانه به لحاظ استشمام هواي  آلوده است. در اين قسمت انبوهي از كاشي و سراميك ها به چند كارگر تحويل  داده مي شود تا با دست از بين آنها كاشي هاي درجه دو و درجه سه را تفكيك  كنند. كارگر روز مزد اين قسمت در كنار نيروي خدماتي، دون ترين ارزش كاري را  داراست. حال آنكه اين كارگر به معناي واقعي كلمه براي كارخانه ارزش افزوده  توليد مي كند. چرا كه آنچه تحويل داده مي شود تقريباً و با لحاظ كردن  استانداردهاي مرسوم جزو ضايعات است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;شما در اين قسمت مي توانستيد به وضوح، معنای واقعی «تقسيم اجتماعي كار»  را بر اساس سود صاحب سرمايه مشاهده كنيد. كارگران نه تنها ابداً موجودي به  نام كارفرما را نمي بينند بلكه فقط با شبحي كميك از او بنام «پيمانكار»  مواجهند. اين فرد كه يك کارگر خوش خدمت است و علاوه بر فروش نیروی كار خود،  روح و وجدان خود را نيز در تصاحب كارفرما ديده است به جاي ارتباط با  همكارانش براي کسب منافع فردي و نه گروهي، به هم پيمان سرمايه دار تبديل  شده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;صورت بيروني كار، علاوه بر سود پنهان آن، چنان سخيف است كه كارفرما در  يك حراجي مبتذل، آن را در اختيار اين فرد قرار مي دهد. پيمانكار از كابرد  هيچ لفظ ركيكي براي كنترل كارگر روزمزد مضايقه نمي كند. ماهيت كار ما به  گونه اي بود كه در حين جداسازي كاشيها با دست، مقادير قابل توجهي گرد و  غبار را از روي كاشيهايي كه تازه لعاب خورده بودند استشمام مي كرديم. هيچ  گونه وسيله ايمني تحويل ما نبود و تنها روزمزدان دائمي بودند كه چيزهايي در  حد «يك پارچه براي بستن روي موها» در اختیار داشتند. (جالب است که «سنت»،  اين مورد را در اختيار زنان كارگر قرار داده است!!!)&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اساساً كارگر روزمزد و ظرف ناهار، لازم و ملزوم همديگرند و ناهار در  همان محل كار تناول مي گردد. اين امر باعث مي شود تا كارگر روزمزد (چه زن، و  چه مرد) تا زماني كه در محيط كارخانه است با سالن كار دچار همزاد پنداري  گردد و دركي از «تنوع در حين كار» نداشته باشد. پيمانكار براي اين شكل كار،  كنترلي روي زمان كار، اعمال نمی کند. چرا كه اصولاً كار به صورت كنتراتي  انجام مي شود و كارگر درمانده، مجاب شده است که خود به خود براي كسب درآمد  بيشتر، هر چه سريعتر كار كند تا در پايان روز تعداد بسته هاي بيشتري را  براي محاسبه تحويل مسئول قسمت بدهد. در پرس و جوهايم متوجه شدم كه خوش شانس  ترين و حرفه اي ترين زنان در اين مورد، سقف درآمد را دريافت مي كنند كه  روزي دوهزار تومان است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در عين حال اين نيز مسلم است كه كارگران روز مزد از سرويس حمل و نقل  كارخانه بي بهر ه اند. بنا بر اين بايد هر روز بخشي از درآمد ناچیز خود را  برای اين امر، از دست بدهند. اما در مورد ناهار نكته ديگري كه بايد در نظر  داشت همانا تناول غذاهاي تكراري است و ديگر ابتلا به بيماريهاي مربوط به  سوء هاضمه… در مورد نداشتن سرويس اياب و ذهاب نيز بايد افزود که علاوه بر  هزينه مالي، اين امر باعث مي شود تا كارگر، زمان كمتري نيز براي خواب و  استراحت داشته باشد. چرا كه اغلب اين افراد را ساکنان حاشيه شهر ها تشكيل  مي دهند. در رابطه با تخصص هم اين قبيل كارها از آنجا که نياز به كسب مهارت  خاصي ندارند، دارنده كار را مشمول تحمل تحقير و تمسخر نيز مي نمايد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;استثمار مضاعف&lt;/p&gt; &lt;p&gt;زنان كارگر كه جزو نيروهاي روزمزدي كارخانجات هستند، اكثريت قريب به  اتفاق شان زنان سرپرست خانوار و نيز از زمره سكنان و مجاوران حواشي شهراند.  در واقع آنها وقتي به محل اقامت خود مي رسند وارد يك بافت كارگري ديگر مي  شوند. تنها تفاوت شايد اين باشد كه در همان بلوز و دامن منزلشان تن به كار  مي دهند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;همين تغيير ظاهري لباس (از لباس كار به لباس منزل) باعث مي شود آنها  كاري را تجربه كنند كه جزو وظايف دائمی و هميشگي شان است و از نظر جامعه،  كار محسوب نمي گردد تا لایق دستمزد باشد. اين قشر از زنان كارگر اغلب يا  همسر خود را از دست داده اند و يا در حال زندگي با افرادي اند كه داراي  بيماري اعتياد از نوع شدت يافته اند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بافت فرهنگي كه در آن زندگي مي كنند متاسفانه بافتي خشن و عميقاً  كنترلگر است. آنها در هيچ سني و در هيچ شرايطي از نگاه هاي غير عادي مردان  در امان نيستند. بخصوص كه در بين اينها عده زيادي از زناني اند كه در سنين  پائين بيوه شده اند و يا دختراني اند كه جاي خالي مادر را نيز پر مي كنند.  آنها دم دست ترين زنان براي تحمل خشونتهاي جنسي و تجاوز (و يا اغفال) براي  كسب درآمد با كار كمترند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;دختران جواني كه در سنين پائين بيوه مي شوند و در اين محيط ها زندگي مي  كنند در هر دو حالت ـ ماندن يا خروج از خانه ـ سرنوشت مشابهي دارند كه فقط  در ظواهر امر متفاوت به نظر مي رسد. آنها در خانه، كارگران بي جيره و  مواجبي اند كه پدران و برادران كارگرشان، با آنها سياه مشق استثمار مي  كنند! پدر و برادري كه خود از بام تا شام مورد عميق ترين استثمار كاري واقع  شده اند در مواجهه با زنان خود، قسمت فرمانده وجود شان فعال مي شود و چه  بسیار پیش می آید که براي تاخير در دريافت استكان چاي، زنان را مورد هجوم  قرار دهند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;زنان کارگر دائما در اسارت كنترلهاي محسوس و نامحسوس مردان خانه اند و  نیز در مواجهه با تردد خواستگارهايي كه از فيلتر مطالبات مردان خانه گذشته  اند. آنها در جنگي دائمي با نگاههاي صيغه بازان بسر مي برند و فرصتي براي  تست يك آرايش در نهان خانه خود را نيز ندارند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اما در بين همين دختران هستند افرادي كه هم اين فشارها را متحمل مي شوند  و هم بايد كاري بيرون از خانه داشته باشند.كار بيرون از خانه براي زنان و  دختران حاشيه شهرها اما مسئله ايست كه آنها در برخورد با آن، طريقه اي  متمايز از كار بيرون از خانه همجنسان شهري مي پيمايند. در محيطهاي شهري  آسان ترين راه، معمولا كار در فروشگاههاست. اما براي زنان و دختران حاشيه  شهر، سخت ترين كار مواجهه با تغييري است كه بايد در ظاهر خود بدهند. چونكه  بدون اين تغيير ظاهری، جذابيت بصري فروشگاه دچار آسيب مي شود. (متاسفانه  اكنون زنان فروشنده بخشي از ويترين فروشگاهند.) آنها براي كار در خارج از  محيط رسمي شهر نيز دو راه دارند: يا بعنوان كارگران متغير فصلي و يا بعنوان  كارگر كارخانه.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;كارخانه ها با رشد صنعت و تكنيك به تدریج دارند به سمتی مي روند كه نياز  مبرمي به زور بازوي مردان نداشته باشند. با اين حال زورشان به زور فرهنگ  مردانه نمي رسد در نتیجه، متخصصين كارخانه از بين آنها بر مي گزينند. اما  در عين حال اذعان به ظريف شدن كار باعث مي شود تا ظرافت زنانه را بهانه اي  براي استثمار آنها نمايند. قسمتهاي بسته بندي قسمتي است كه اين فرمول در آن  رعايت مي شود. اين كار نه تخصص مي خواهد و نه زور بازو (من از همين رو به  استخدام آن قسمت درآمدم!) و چنانچه پيمانكار بتواند تعداد كارگر زن مورد  نياز را تامين كند به هيچ رو حاضر به استفاده از مردان نيست. زنان، درست  كار مردان را با طلب دستمزد كمتر، انجام مي دهند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بخشي از زنان روزمزد كه ساليان متمادي را به اين شكل گذرانده اند به  تناسب حضور دائمي در محيطهاي درجه سه كارگري، ادبيات و منش خاصي را نيز  آموخته اند. ادبيات و منشي كه اگر چه به مذاق همجنسان شان نيز خوش نمي آيد و  آنها را در زمره لمپنها مي دهد اما حافظ حريم خصوصي آنهاست. اين عده ممكن  است بتوانند خود را تا مقام حقوق بگير بالا بكشند اما بخشي نيز به جهت  نداشتن گفتار و نياموختن قواعد بقاء، ممكن است تا پايان عمر بصورت كارگر  فصلي باقي بمانند. اين گروه از زنان کارگر معمولا درك مشخصي از محيط كار  ندارند و همه اماكن عالم را به اينكه مي شود يا نمي شود در آن كار كرد، محک  مي زنند. اما چنانكه در آغاز اين قسمت گفتيم، مخرج مشترك تمام اين زنها در  همه حالات (بيوه گي، تجرد، تاهل و…) انجام دائم العمر كارِ خانگي است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فراتر از تضاعف&lt;/p&gt; &lt;p&gt;زنان کارگر فرصت كمي براي خوابيدن دارند. خوب غذا نمي خورند. احتمالاً كودكان شان را كتك مي زنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;آنها نمي توانند براي تربيت فرزندان خود زمان لازم را هزينه كنند. اگر  چه وظيفه تربيت را ممکن است بشود به مدارس حواله داد ليكن كودكان اين زنان  نيز جزو «كودكان كار» تلقي مي گردند. فرزندان آنها در سنين خيلي پائين به  كرات دچار بيماري مي شوند. بيماريهايي كه اغلب عفوني و حاصل از محيط آلوده  زندگي يا بازي در كوچه و خيابان است. بيماريهاي ديگري نيز به جهت عدم حضور  مادر و در اثر تغذيه نادست بوجود مي آید. در اثر رشد نادرست همين كودكان  ممكن است بارها پاي مادر كارگر به كلانتري و پاسگاه باز شود. و تمام اينها  از آنروست كه در ايران و بويژه در بين طبقات كم درآمد جامعه نبود مادر و زن  برای کودک يعني گرسنگي و ضعف و بيماري مضاعف.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در كنار همه اين مصیبت ها، احتمال همزيستي با مرداني كه بيماري اعتياد  دارند، خود خطري جداگانه برای زنان کارگر محسوب می شود: دود كردن درآمد زن،  كتك زدن او و فرزندانش، و آلوده كردن زنان به مواد مخدر از اين جمله اند.  در كنار اينها بيفزائيد مرداني را كه در اوج خستگي فيزيكي زنان كارگر، به  بدن آنها تجاوز مي كنند، و مرداني كه احياناً باز هم بچه مي خواهند!&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مي شود زندگي اين زنان را در هزاران صفحه نوشت و در دهها كتاب تحليل  كرد. مي شود براي شان نسخه هاي حقوقي و فلسفي هم پيچيد. اما هيچ یک از این  تمهیدات، از صعوبت و خشونت زندگي روزمره آنها كم نمي كند. شما به تمام اين  مسائل و مشکلات زنان کارگر، سنت تبعیض آمیز حقوقي ايران را نيز بيفزائيد تا  ببينيد با چه مغاک دهشتناكي مواجه خواهيد شد. اگر نگرش ما بر اساس تعميم  روش شناخت (و نه تعميم دوره هاي تاريخي) باشد آنگاه درخواهيم يافت استثمار  زنان در فرهنگي چون فرهنگ ما داراي شئون و شقوق متعددي است كه باعث مي شود  كار کردن آنها در اوج بی پناهی و بی حقوقی را بالاترين سطح استثمار و ستم  بدانيم. اختلاط موحش سنت مردسالار با سرمايه داري مردسالار براي زنان كارگر  در جهان سوم بالاترین و وحشیانه ترين سطح استثماري را رقم زده است كه تا  به كنون جماعات انساني تجربه كرده اند.&lt;/p&gt; اين نوشتار، نه در پي ارائه راه حل، بلكه غرضش توصيفي دوباره از وضعيتی  ديرپا است كه چونان حكمي خدايگاني، زنان كارگر را به «سيزيف» هزاره سوم  تبديل كرده است&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-2504085012630703118?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/2504085012630703118/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/04/blog-post_17.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/2504085012630703118'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/2504085012630703118'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/04/blog-post_17.html' title='زنان کارگر روزمزد، فراتر از استثمار'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-7661696864818951361</id><published>2011-04-17T13:11:00.000-07:00</published><updated>2011-04-17T13:12:44.524-07:00</updated><title type='text'>گزارش تكان دهنده از قاچاق زنان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div class="article-rel-wrapper"&gt;       &lt;h2 class="contentheading"&gt;         &lt;a href="http://kanoonjb.com/index.php/2010-11-18-08-00-10/7951-2011-04-16-19-17-33" class="contentpagetitle"&gt; گزارش تكان دهنده از قاچاق زنان ، دختران، و كودكان، ایرانی برای فحشا ،بردگی و کار اجباری  و قاچاق اعضاي بدن    &lt;/a&gt;        &lt;/h2&gt;       &lt;/div&gt;      &lt;div class="article-info-surround"&gt;    &lt;div class="article-info-surround2"&gt;     &lt;p class="buttonheading"&gt;           &lt;a href="http://kanoonjb.com/index.php/2010-11-18-08-00-10/7951-2011-04-16-19-17-33?format=pdf" title="مشاهده در قالب PDF" rel="nofollow"&gt;&lt;img src="http://kanoonjb.com/templates/rt_solarsentinel_j15/images/pdf_button.png" alt="مشاهده در قالب PDF" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://kanoonjb.com/index.php/2010-11-18-08-00-10/7951-2011-04-16-19-17-33?tmpl=component&amp;amp;print=1&amp;amp;layout=default&amp;amp;page=" title="چاپ" rel="nofollow"&gt;&lt;img src="http://kanoonjb.com/templates/rt_solarsentinel_j15/images/printButton.png" alt="چاپ" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://kanoonjb.com/index.php/component/mailto/?tmpl=component&amp;amp;link=aHR0cDovL2thbm9vbmpiLmNvbS9pbmRleC5waHAvMjAxMC0xMS0xOC0wOC0wMC0xMC83OTUxLTIwMTEtMDQtMTYtMTktMTctMzM%3D" title="فرستادن به ایمیل"&gt;&lt;img src="http://kanoonjb.com/templates/rt_solarsentinel_j15/images/emailButton.png" alt="فرستادن به ایمیل" /&gt;&lt;/a&gt;    &lt;/p&gt;     &lt;p class="articleinfo"&gt;                       &lt;span class="createdate"&gt;       شنبه, 27 فروردین 1390  ساعت 22:46     &lt;/span&gt;          &lt;/p&gt;    &lt;/div&gt;   &lt;/div&gt;                        &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;img src="http://parsdailynews.com/pics/zanan-gh.jpg" style="float: right; border: 1px solid black; margin: 5px 10px;" border="0" height="113" width="175" /&gt;سایت  حکومتی فرارو ، در مطلبی به قلم عباس علي‌پور، با عنوان (بررسي وضعيت  قاچاق انسان در كشور)نوشت :قاچاق انسان يكي از پديده‌هاي در حال رشد عصر  حاضر است و به عبارت ديگر شكل جديد و امروزي برده‌داري محسوب مي‌شود.    بررسي جنبه‌هاي قاچاق انسان در محور‌هاي چهارگانه قاچاق زنان و دختران،  قاچاق كودكان، قاچاق اعضاي بدن و سرانجام بهره‌كشي از نيروي كار و از طرف  ديگر علل و انگيزه قاچاق انسان در ايران و پيامد‌هاي ناشي از آن و بررسي  جغرافيايي قاچاق انسان، مواردي هستند كه در پژوهش حاضر مورد كنكاش قرار  گرفته‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نتايج اين پژوهش نشان مي‌دهد كه زنان و دختران تقريبا  قربانيان هميشگي و به دنبال آن مردان و پسران در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند.  نكته مهم اينكه حجم كمي از قاچاق انسان، شناسايي و قابل پيگيري است.  قربانيان قاچاق كه بيشتر آنها زنان و كودكان هستند، به‌زور، فريب يا ارعاب  ناچار مي‌شوند به شرايط غيرانساني تن بدهند و بدون توجه به شكل بي‌رحمانه  بردگي، در ترس و درماندگي زندگي كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بردگي داخلي و كار اجباري از  جمله شكل‌هاي بهره‌كشي از انسان است اما اكثريت قربانيان به بردگي جنسي  كشانده مي‌شوند. شواهد نشان مي‌دهد كشور جمهوري اسلامي ايران، به دليل  موقعيت ويژه و قرار‌گيري در يك منطقه خاص جغرافيايي درگير مسائل ناشي از  قاچاق انسان بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين وضع همواره امنيت رواني، فردي و امنيت  اجتماعي جامعه را با چالش روبرو مي‌سازد. حال پرسش اين است كه: وضع قاچاق  انسان در ايران چگونه است؟ پيامد‌هاي ناشي از آن چه تاثيري بر ساختارهاي  اجتماعي جامعه خواهد گذاشت؟ مهم‌ترين معضلات و پيامد‌هاي ناشي از قاچاق  انسان در ايران در چه سطوحي بروز مي‌يابد و راهكار اصلي در جهت كنترل آن  كدام است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انگيزه قاچاق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انگيزه قاچاق و علل تن‌دادن قربانيان  به اين عمل در تحقيق كميسيون اروپا در بلژيك‎، ايتاليا و هلند اينگونه  بيان شده است: نياز به پول براي رفع نيازهاي نخستين‎‎، پول براي خانواده،  كار، پول براي داشتن زندگي شيك‌تر، ماجراجويي، آينده بهتر، آدم‌ربايي،  اعتياد، يافتن شرايط بهتر با كاركردن به عنوان يك روسپي و بي‌ثباتي سياسي  در كشور خود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاچاق زنان و دختران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارشناسان از افزايش قاچاق  زنان و دختران در استان‌هاي مرزي كشور و روند صعودي سن قاچاق دختران كمتر  از 14 سال خبر دادند. همچنين يافته‌هاي تحقيقي كه در سال 82 انجام شده است،  بيانگر روند رو به افزايش قاچاق آنها به كشور‌هاي حاشيه‌يي خليج فارس،  پاكستان، افغانستان و بطور محدود به كشور‌هاي اروپايي و آسيايي بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاچاق كودكان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاچاق  كودكان يكي ديگر از اشكال قاچاق انسان است كه مي‌تواند جنايت عليه بشريت و  نسل‌كشي محسوب شود. شيوه قانوني و شيوه غيرقانوني 2 شكل اصلي قاچاق كودكان  در سطح بين‌الملل هستند. استعمار از طريق كار اجباري، بهره‌كشي و فحشا،  پورنوگرافي، پدوفيل‌ها، قطع عضو اعضاي كودكان و فروش آن شكل مي‌گيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاچاق اعضاي بدن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتظار  طولاني‌مدت براي دريافت عضوي از اعضاي بدن از طرف بيماران ثروتمندي كه  نيازمند پيوند عضوي سالم بودند، يكي از مهم‌ترين دلايل رونق تجارت اعضاي  بدن انسان شد. از آنجا كه اغلب قوانين كشورهاي مختلف جهان، خريد و فروش  اعضاي بدن انسان را ممنوع اعلام كرده است، اين بازار بطور غيرقانوني شكل  گرفت و قاچاقچيان اعضاي بدن، آن را سازماندهي كردند. قاچاق اعضاي بدن به 3  صورت انجام مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- جنايتكاران به متقاعد كردن افراد به فروش اعضاي بدن خود در برابر مبلغ ناچيزي پول مي‌پردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-  قاچاقچيان پس از مرگ افراد و پايان مراسم تدفين، اقدام به خارج كردن جسد  از قبر كرده و برخي از اعضا و بافت‌هاي بدن وي را جدا مي‌كنند. اين اعضا و  بافت‌ها براي پيوند فروخته نمي‌شوند، بلكه هدف از فروش آنها تحقيقات علمي و  ساير مقاصد تجاري است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- باندهاي جنايتكار با ربودن اشخاص بويژه  كودكان، آنان را بي‌هوش كرده و اعضاي بدنشان را در حالي كه زنده هستند، از  بدن‌هايشان جدا مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشكال متفاوت قاچاق زنان و دختران در ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر  اساس پژوهش سازمان دفاع از قربانيان خشونت، قاچاق زنان و دختران در ايران  بطور عمده به 2 شكل «قاچاق به پاكستان» و « قاچاق به كشور‌هاي حاشيه خليج  فارس بويژه امارات متحده عربي» صورت مي‌گيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يافته‌هاي تحقيقي كه  با همكاري امور مشاركت زنان و كميته سازمان دفاع از قربانيان خشونت در سال  1382 انجام شده، بيانگر روند رو به افزايش زنان و دختران استان‌هاي مرزي به  كشور‌هاي حاشيه‌يي خليج فارس، امارات متحده عربي، پاكستان و افغانستان و  بطور محدود به كشور‌هاي اروپايي و آسيايي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ويژگي‌هاي اصلي قربانيان قاچاق در ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قربانيان  عموما بين 14 تا 25 سال دارند و از نظر اقتصادي و اجتماعي، در اكثر موارد  كشمكش‌هاي درون خانواده، اعتياد والدين، طلاق، فقر، مسكن نامناسب، سكونت در  مناطق پرجمعيت و حاشيه‌نشيني شهرهاي بزرگ موجب مي‌شود تا دختران محيط  نامساعد خانواده را ترك كرده يا پدر خانواده مجبور به فروش دختران خود  مي‌شود. همچنين از نظر سطح تحصيلات، از آنجا كه اغلب قربانيان از اقشار  فقير و دختران فراري هستند، از نظر تحصيلي، در سطح راهنمايي و دبيرستان و  در رده سني 15 تا 17 سال هستند و از فقر فرهنگي و ضعف اعتقادات رنج  مي‌برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جغرافياي قاچاق انسان در ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال‌هاي اخير،  همزمان با گسترش پديده قاچاق انسان در جهان، گزارش‌هاي بيشتري از قاچاق  انسان در ايران انتشار يافته است. براساس اعلام پليس امنيت ملي فرماندهي  انتظامي تهران بزرگ، قاچاق انسان بصورتي كه در كشورهاي ديگر انجام مي‌شود،  در معاونت مذكور سابقه ندارد؛ اما خروج زنان و دختران جوان بصورت غيرقانوني  به كشورهاي حاشيه خليج فارس از جمله دوبي و امارات و فروش آنان به شيوخ  عرب مسبوق به سابقه است.يافته‌هاي تحقيقي كه با همكاري مركز امور مشاركت  زنان و كميته سازمان دفاع از قربانيان خشونت در سال 82 انجام شده است،  بيانگر روند رو به افزايش قاچاق زنان و دختران استان‌هاي مرزي به كشورهاي  حاشيه خليج فارس، امارات متحده عربي، پاكستان و افغانستان و بطور محدود به  كشورهاي اروپايي و آسيايي است. قاچاقچيان، قربانيان را از كشورهاي بنگلادش،  افغانستان، پاكستان به داخل ايران حمل و سپس به اروپا مي‌فرستند. در سال  1382، 200 باند قاچاق انسان در آذربايجان غربي كه عمدتا در شهرهاي باكو،  سلماس و چالدران فعاليت مي‌كردند، كشف و متلاشي شدند. همچنين 150 هزار نفر  كه بصورت غيرقانوني در ايران به سر مي‌برند، دستگير شدند. همه‌روزه بطور  متوسط 150 تا 200 هزار نفر افغاني از معابر غيررسمي وارد استان سيستان و  بلوچستان مي‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جلوگيري از جابه‌جايي غيرمجاز اتباع افغان باعث  شده است كه افغان‌هاي فاقد مدارك شناسايي براي تردد از شهري به شهر ديگر در  داخل ايران به باندهاي قاچاق مراجعه كنند و پول‌هاي گزافي به آنان  بپردازند(سازمان دفاع از قربانيان خشونت 42:1382). ايران نيز مانند ديگر  كشورها از اين پديده‌ در امان نمانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند آمار دقيقي در  اين‌باره وجود ندارد ولي آنچه از اخبار برمي‌آيد اين است كه ايران بعنوان  يك كشور ترانزيت و به عنوان يك كشور مبدا، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. به  دليل نگاه سياسي و امنيتي به اين پديده فرهنگي اجتماعي، دستگاه‌هاي مسوول  از ارايه آمار دقيقي در اين‌باره خودداري مي‌كنند.براساس شواهد موجود،  ايران به عنوان يك كشور ترانزيت اشخاصي است كه از كشورهاي شرقي مانند  پاكستان و افغانستان به كشورهاي اروپايي قاچاق مي‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاچاقچيان  اين افراد را از مرزهاي خراسان و سيستان وارد و پس از مسير طولاني از  مرزهاي غرب و استان آذربايجان غربي خارج مي‌كنند.اما مشكل حادتر، قاچاق  اتباع ايراني به كشورهاي حاشيه خليج فارس و پاكستان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برعكس مورد  قبل، بزه‌ديدگان انواع مختلفي دارند و مردان و زنان و كودكان را شامل  مي‌شوند، در قاچاق به كشورهاي حاشيه خليج فارس و پاكستان، بزه‌ديدگان بطور  عمده زنان و دختران ايراني هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مبارزه با قاچاق زنان در ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايران  از جمله كشورهايي است كه خيلي زود از اوايل سده بيستم با پيوستن به اسناد  بين‌المللي موجود عليه قاچاق زنان، قوانيني داخلي را براي مبارزه با آن به  تصويب رساند، اما بررسي اينگونه قوانين و نيز پيوستن ايران به اسناد  بين‌المللي در اين‌باره، از سير نزولي حكايت دارد. بررسي اين قوانين نشان  خواهد داد كه اين سير نزولي پس از انقلاب نيز در زمينه‌ پيوستن به اسناد  بين‌المللي با شتاب بيشتري ادامه يافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايران اسناد 1921، 1910،  1904 و 1933 را امضا كرد و همگام با آنها قوانيني داخلي را نيز به تصويب  رساند. پس از اينها در 1949 نيز پروتكل اصلاحي را براي تاييد دوباره 3 سند  نخست به تصويب رساند، اما باوجود اينكه خود ايران جزو امضاكنندگان قطعنامه  مجمع عمومي براي تصويب كنوانسيون 1949 بود، بعدا از امضاي تصويب خود  كنوانسيون خودداري ورزيد، در واقع سير نزولي ياد شده از همين‌جا آغاز شد،  كه بيشتر به خاطر رواج فساد اخلاقي و روسپيگري در ايران در زمان پهلوي دوم  بود؛ بگونه‌يي كه امضاي كنوانسيون و تعهد بين‌المللي ناشي از آن مستلزم بر  هم زدن بسياري از سياست‌ها و برنامه‌هاي حكومت محمدرضا پهلوي بشمار مي‌رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بطوركلي  پيش از انقلاب اسلامي قوانين نسبتا مناسبي براي مبارزه با قاچاق وجود داشت  و هرچند مجازات تعيين شده يعني 6 ماه تا 3 سال زندان بسيار نامتناسب و  كمتر از حد لازم بود، مشكل اصلي به عدم اجراي همان قوانين باز مي‌گشت.  البته در اين قوانين به هيچ روي خود عمل روسپيگري جرم شناخته نمي‌شد، اما  پس از انقلاب اسلامي كه قانون مجازات عمومي جاي خود را به قانون مجازات  اسلامي داد، جامعيت مواد مربوط به قاچاق زنان و بهره‌كشي جنسي از آنان جاي  خود را به 4 ماده بسيار كوتاه درباره قوادي و واسطه‌گري داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بايد  در نظر داشت كه ديگر انواع قاچاق زنان كه براي بهره‌كشي از آنان به منظور  كار اجباري، بيگاري، برداشتن اندام‌ها و ديگر اهداف غيراخلاقي جداي از فساد  و فحشا صورت مي‌گيرد، با اين ماده به هيچ‌وجه قابل مجازات نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته  بايد منتظر ماند و مشاهده كرد كه در محاكمه‌هايي كه براي رسيدگي به موارد  قاچاق زنان در آينده برگزار خواهد شد، دادگاه‌ها چه مواد ديگر قانوني را  براي مجازات مرتكبان به كار خواهند برد.مساله ديگر آن است كه ايران از  امضاي پروتكل پيشگيري، سركوب و مجازات قاچاق اشخاص بويژه زنان و كودكان  خودداري ورزيد و بدين‌ترتيب همچنان تنها به اسناد اوليه مربوط به سركوب  قاچاق انسان ملزم مي‌باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين چون كنوانسيون 1979 رفع همه اشكال  تبعيض عليه زنان را نيز امضا نكرده است، هيچ تعهد بين‌المللي براي مبارزه  با خشونت عليه زنان از جمله قاچاق آنان طبق ماده 6 آن سند ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راهكارهاي پيشنهادي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الحاق  به كنوانسيون‌هاي بين‌المللي و منطقه‌يي راجع به قاچاق در اغلب موارد  پديده‌يي فرا ملي است. از اموري كه مي‌تواند در مسير مبارزه با قاچاق انسان  موثر باشد، همكاري بين‌المللي و منطقه‌يي در قالب همكاري‌هاي دوجانبه و  چندجانبه است.درباره همكاري‌هاي دوجانبه، توافقنامه‌يي كه بطور خاص در حوزه  قاچاق ميان ايران و كشورهاي ديگر امضا شده باشد، وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شايد  تنها توافقنامه‌يي استرداد كه ميان دولت ايران و برخي از كشورها منعقد شده  است، در اين زمينه قابل استناد باشد. در اين توافقنامه فقط به لزوم استرداد  مجرمان ميان كشورهاي طرف معاهده اشاره شده، بدون اينكه اشاره مستقيمي به  بزهكاران قاچاق شده باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولويت دادن به پيشگيري از قاچاق انسان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قانون  اساسي جمهوري اسلامي ايران پيشگيري از جرم را در اصل 156 بطور صريح و اصل 8  بطور غيرمستقيم مطمح نظر قرار داده است و اين موضوع نشانگر اهميت و نقش  اساسي پيشگيري از جرم به‌عنوان يكي از ابزارهاي مهم كنترل جرايم است. قانون  اساسي با نگرش به بند 5 اصل 156 وظيفه اصلي واكنش در برابر جرم را به قوه  قضاييه محول كرده است(رجبي‌پور 87:1378).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مرحله اول بايد از تمام  ابزارهاي ممكن در راه پيشگيري از قاچاق انسان استفاده شود. فعاليت‌  آموزشي، فرهنگي، امنيتي و اقتصادي از جمله اقدامات صورت گرفته در اين حوزه  است. تصويب قوانيني براي تحقق اين امور مي‌تواند بسيار مفيد و كارساز  باشد.سرمايه‌گذاري در حوزه پيشگيري از وقوع قاچاق بسيار كم‌هزينه‌تر از  حوزه مبارزه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افزايش آگاهي‌هاي عمومي از طريق اقدامات فرهنگی آموزشی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايران  در مقايسه با كشورهاي ديگر، كمتر به موضوع پيشگيري توجه مي‌كند. هرچند  شايد بتوان برنامه‌هاي هفتگي در حوزه پيشگيري از انحرافات اجتماعي مثل مواد  مخدر را مشاهده كرد، ولي برنامه‌هاي صورت گرفته درباره قاچاق به مراتب  كمتر و شايد به جرات بتوان گفت نادر است. شايد علت اصلي آن نيز نگاه امنيتي  يا قبح اجتماعي قاچاق باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعيين ضمانت اجراهاي غيركيفري و كيفري تبعي و تكميلي براي مرتكبان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مبارزه  با قاچاق نيازمند وضع ضمانت اجراهاي متناسب است. گاهي تعيين مجازات‌هاي  اصلي به تنهايي كافي نبوده و فاقد بازدارندگي است. از اين رو ضروري است در  اين موارد از مجازات‌هاي تبعي و تكميلي نيز استفاده كرد. استفاده از اين  مجازات‌ها در هنگامي كه خويشاوندان و والدين، خود اقدام به قاچاق كرده‌اند،  داراي اهميت بسيار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تشديد مجازات در برخي اوضاع و احوال خاص نظير بروز حوادث غيرمترقبه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در  برخي از برهه‌ها زماني و بخاطر شرايط خاص (كه البته موقت نيز هست) اشخاص  به دليل نداشتن شرايط نامناسب زندگي، نسبت به قاچاق آسيب‌پذيرترند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي  مثال پس از وقوع حوادث غيرمترقبه طبيعي مانند زلزله، اشخاص زلزله‌زده  شرايط خاصي پيدا مي‌كنند كه مي‌توانند دستاويزي براي قاچاقچيان و شكار سريع  طعمه‌هاي خود باشند.باتوجه به وضع جغرافيايي ايران و وقوع زلزله‌هاي متعدد  و آسيب‌هاي جاني و مالي، تشديد مجازات براي چنين وضعي بسيار ضروري است.  نمونه پيش آمده را مي‌توان پس از زلزله بم مشاهده كرد كه در آن مواردي از  قاچاق كودكان (بويژه دختران) پس از زلزله بم گزارش شده است و همين امر  ضرورت تشديد مجازات در چنين مواردي را توجيه مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به رسميت شناختن مسووليت كيفري اشخاص حقوقي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي  از اقداماتي كه در زمينه مبارزه با قاچاق انسان از طريق قوانين كيفري  مي‌تواند صورت گيرد، پذيرش مسووليت كيفري براي اشخاص حقوقي است. از آنجايي  كه قاچاق انسان در مواردي به وسيله اشخاص حقوقي (مانند در پوشش آژانس‌هاي  مسافرتي) و در ظاهري قانوني صورت مي‌گيرد، پذيرش مسووليت كيفري براي اشخاص  حقوقي آژانس‌هاي مسافرتي و در نظر گرفتن مجازات‌هاي خاص براي آنها نظير  بستن و تعطيلي موسسه و توقيف و ضبط و مصادره اموال حاصل از جرم در اين  زمينه، مي‌تواند كارساز باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حمايت از بزه‌ديدگان در صورت بازگشت به كشور مبدا يا عدم بازگشت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخستين  مرحله‌يي كه بعد از شناسايي بزه‌ديدگان قاچاق بايد صورت گيرد، تلاش براي  بازگرداندن آنان به آغوش خانواده و كشور متبوعشان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين راه  بايد از هرگونه اجبار خودداري شود. توجه به منافع بزه‌ديدگان هنگام  بازگرداندن آنها به كشور بسيار ضروري است؛ به اين معنا كه ممكن است در برخي  از موارد عدم بازگشت به وطن اصلي، مفيدتر از بازگشت آنها باشد؛ از اين رو  بيان شده است كه بايد توجه به عالي‌ترين منافع بزه‌ديده، همانا وجه همت  مقاماتي باشد كه قصد بازگرداندن بزه‌ديده را دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چنين شرايطي  كه عدم بازگشت بزه‌ديده بيشتر در جهت منافع اوست بايد شرايطي فراهم شود كه  هم از سوءاستفاده بعدي جلوگيري شود و هم امكان و شرايط زندگي در كشور مقصد  مهيا شود. يكي از اين شيوه‌ها صدور اجازه سكونت براي مدتي همراه با خدمات  حمايتي به بزه‌ديده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معافيت بزه‌ديدگان از مجازات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي از  علل عدم بازگشت بزه‌ديدگان ترس از مجازات در صورت ورود به كشور است. در  بسياري از موارد بزه‌ديدگان به دليل ترس از مجازات، اقامت در كشور مقصد  هرچند با شرايط بسيار بد را ترجيح مي‌دهند از اين رو بايد به بزه‌ديدگان  اطمينان داد كه در صورت بازگشت از هرگونه تعقيب جزايي مصون هستند.طبق  مقررات كنوني، كساني كه به ايران قاچاق شده‌اند ممكن است باعنوان ورود  غيرقانوني مورد تعقيب قرار گيرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حمايت از بزه‌ديدگان در فرآيند رسيدگي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس  از بازگشت بزه‌ديدگان، حمايت از آنها در فرآيند كيفري در جهت شناسايي و  مجازات قاچاقيچان بسيار ضروري است. در اين فرآيند بايد تمام اقدامات به  صورتي انجام گيرد كه منافع بزه‌ديده به نحو احسن رعايت شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين امر  مي‌تواند از طريق توسل به برخي راهكارها محقق شود. تعيين نماينده قانوني و  حقوقي براي بزه‌ديده، جلوگيري از افشاي هويت بزه‌ديده، جلوگيري از افشاي  بزه‌ديدگان براي عموم و بويژه براي قاچاقچيان.قربانيان قاچاق به دليل  لطمه‌يي كه به آنها وارد شده، اغلب خود نمي‌توانند دعوي كيفري را به نحو  احسن دنبال كنند. ترس از انتقام، عدم توانايي مالي براي اخذ وكيل و  ناهمراهي خانواده در حمايت از بزه‌ديده در تعقيب مجرمان، همگي ضرورت انتخاب  نماينده قانوني و حقوقي را براي بزه‌ديده توجيه مي‌كنند.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;منبع :وب سايت پارس ديلي نيوز&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-7661696864818951361?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/7661696864818951361/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/04/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/7661696864818951361'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/7661696864818951361'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='گزارش تكان دهنده از قاچاق زنان'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-2762044360761699877</id><published>2011-02-22T15:27:00.000-08:00</published><updated>2011-02-22T15:28:27.041-08:00</updated><title type='text'>کشف گور دسته جمعی کردهای سنندج 1377</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/-MNEag9PUkO4/TWRGc3y8P0I/AAAAAAAAAm8/Y807F9DMqQQ/s1600/images.jpg"&gt;&lt;img style="float: right; margin: 0pt 0pt 10px 10px; cursor: pointer; width: 259px; height: 195px;" src="http://2.bp.blogspot.com/-MNEag9PUkO4/TWRGc3y8P0I/AAAAAAAAAm8/Y807F9DMqQQ/s400/images.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5576659700419411778" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-2762044360761699877?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/2762044360761699877/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/02/1377.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/2762044360761699877'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/2762044360761699877'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/02/1377.html' title='کشف گور دسته جمعی کردهای سنندج 1377'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-MNEag9PUkO4/TWRGc3y8P0I/AAAAAAAAAm8/Y807F9DMqQQ/s72-c/images.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-9107434728002003246</id><published>2011-02-22T15:24:00.001-08:00</published><updated>2011-02-22T15:24:45.498-08:00</updated><title type='text'>بازخوانی پرونده کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div id="post-22" class="post-22 post type-post status-publish format-standard hentry category-uncategorized"&gt;      &lt;h1 class="entry-title"&gt;بازخوانی پرونده کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77&lt;/h1&gt;       &lt;div class="entry-meta"&gt;       &lt;span class="meta-prep meta-prep-author"&gt;Posted on&lt;/span&gt; &lt;a href="http://hiwaill.wordpress.com/2010/06/07/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%ad%da%a9/" title="12:15 pm" rel="bookmark"&gt;&lt;span class="entry-date"&gt;June 7, 2010&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span class="meta-sep"&gt;by&lt;/span&gt; &lt;span class="author vcard"&gt;&lt;a class="url fn n" href="http://hiwaill.wordpress.com/author/hiwaill/" title="View all posts by hiwaill"&gt;hiwaill&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;     &lt;/div&gt;       &lt;div class="entry-content"&gt;       &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;بازخوانی پرونده کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt; مصاحبه ام  با دونفر از فعالان کورد&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: left;" dir="rtl"&gt;منتشر شده در&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; &lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;a href="http://www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=27916"&gt;&lt;strong&gt;اخبار روز&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان  ترکیه در 15 فوریه سال 1999 مصادف با روزهای پایانی بهمن 1377 در شهر  نایروبی، پایتخت کشور کنیا و در یک توطئه بین المللی با همکاری ترکیه،  موساد اسرائیل، سازمان سیا آمریکا، یونان و انگلیس بازداشت و سپس تحویل  کشور ترکیه داده شد. در دستگیری عبدالله اوجالان، کشورهای ایران و سوریه  نیز با دولت ترکیه همکاری کردند اما موساد اسرائیل بزرگترین نقش را داشت.  بازداشت اوجالان با اعتراض شدید کردهای سراسر جهان مواجه گردید.&lt;br /&gt;بر همین اساس یازده سال پیش در روزهای آغازین اسفند 77 مردم بسیاری از  شهرهای کردنشین ایران همگام با کردهای غرب و شمال کردستان در اعتراض به  بازداشت عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه و در اعتراض به  کشورهایی که در دستگیری وی با دولت ترکیه همکاری داشتند معروف به «دسیسه ی  بین الدول 15 شبات» دست به راهپیمایی زدند.&lt;br /&gt;راهپیمایی مردم کرد که با اعلام قبلی برگزار شد توسط حکومت ایران به شدت  مورد سرکوب قرار گرفت. مردم زیادی در شهرهای مختلف کردنشین ایران کشته و  زخمی شدند. شهر سنندج بیشترین تعداد کشته شدگان را به خود اختصاص داد. شدت  سرکوبها در سنندج به حدی بود که از روز سوم اسفند 77 به عنوان یک روز خونین  در این شهر یاد می کنند. کشتار مردم شهرهای کردنشین در اسفند 77 مصادف بود  با سالهای ابتدایی روی کار آمدن دولت اصلاحات. هر چند این آغاز و یا پایان  برخوردهای سرکوبگرانه و خونین دولت و حکومت ایران با مبارزات مدنی مردم  کرد در طی سالهای پس از انقلاب 57 نبود اما همین امر نشان داد که کلیه ی  جناحهای موجود در ایران با تمام اختلافاتشان در مواجهه با مسئله ی کرد  دارای استراتژی و تاکتیک یکسانی می باشند و کوچکترین تفاوتی با یکدیگر  ندارند.&lt;br /&gt;در باز خوانی پرونده ی کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77، دو  نفر از فعالان کرد صفحات دیگری از این پرونده را برایم گشودند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;هادی صوفی زاده: مطبوعات ایران و روشنفکران غیر کرد هیچ واکنشی به کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77 نشان ندادند&lt;/strong&gt;.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://hiwaill.files.wordpress.com/2010/06/d987d8a7d8afdb8c-d8b5d988d981db8c-d8b2d8a7d8afd987.jpg"&gt;&lt;img class="alignnone size-medium wp-image-25" title="هادی صوفی زاده" src="http://hiwaill.files.wordpress.com/2010/06/d987d8a7d8afdb8c-d8b5d988d981db8c-d8b2d8a7d8afd987.jpg?w=300&amp;amp;h=224" alt="" width="300" height="224" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;هادی صوفی زاده، فعال سیاسی کرد مقیم نروژ  ضمن اشاره به فرا رسیدن یازدهمین سالروز کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران  در  اسفند 77 و با گرامیداشت یاد و خاطره ی کشته شدگان و آسیب دیدگان حوادث  آن سال و تشریح دلائل به وجود آمدن آن حوادث اظهار داشت: بدنبال دستگیری  آقای عبدالله اوجالان، مهمترین شخصیت مبارز تاریخ ملت کرد که در اواخر بهمن  ماه سال 77 در کنیا و در جریان یک توطئه بین المللی و با همکاری کشورهای  ایران، اسرائیل، امریکا، یونان و کنیا صورت گرفت، کردها در بخشهای مختلف  کردستان و سایر نقاط جهان در اعتراض به آن توطئه ی ننگین و دستگیری رهبر  خلق کرد، همچنین در اعتراض به پدیده ای دیرینه به نام ظلم که در اکثر نقاط  جهان رخت بر بسته اما در کردستان هنوز هم رواج دارد از خود واکنش نشان  دادند. درآن زمان دستگیری ایشان به‌ رسوایی دولت وقت یونان انجامید و برخی  از وزرای دولت وقت مجبور به‌ استعفا گشتند. دشمنان متنوع خلق کرد به شیوه  های مرسوم و با هدف قرار دادن رهبر کاریزمای این خلق که هویت نوینی به  مبارزات خلقمان بخشیده بود، موجبات اعتراض و خشم کردها را برانگیختند. لازم  به توضیح است که آقای اوجالان شخصیت محبوب و شایسته‌ای در میان کردهای  ایران محسوب می شود که‌ درتاریخ خلق کرد وجود ندارد و برخی از ایرانیان  آگاه‌ نیز به‌ خصوصیات بارز شخصیتی ایشان کاملا واقفند، بیهوده‌ نبود که‌  درآن زمان زنده‌یاد داریوش فروهر بخاطر مساعدت دولت ایتالیا درحق آقای  اوجالان با حضور درسفارت ایتالیا و اهداء گل دولتمردان ایتالیا را ستایش  نمود. آقای اوجالان تنها کسی است که‌ صادقانه‌ و با بازخوانی تاریخ تلخ خلق  کرد وارد میدان شده‌ ونسلی از جوانان کرد را تربیت نموده‌ است که‌ مصمم  به‌ مبارزه‌ تا رسیدن به‌ احقاق حقوق کرد هستند. به همین دلیل با دستگیری  ایشان، کردها در کردستان و بسیاری از نقاط دنیا بویژه روسیه، ترکیه و آلمان  اقدام به خودسوزی نمودند. در کردستان نیز موج میلیونی کردها به خیابانها  سرازیر شدند و در نتیجه مورد حمله نظامی رژیمهای اشغالگر حاکم بر کردستان  قرار گرفتند. درجریان یورش نیروهای امنیتی ایران در اکثر شهرهای کردنشین  ایران (شرق کردستان)، صدها نفر بازداشت، دهها نفر راه‌ تبعید را درپیش  گرفتند و دهها نفر دیگر نیز توسط ماموران رژیم شهید شدند که‌ شهر سنندج  بیشترین آمار قربانیان را داشت. با توجه به اینکه درگیریها در شهرها و  کشورهای مختلف بود بنابراین تاریخ درگیریها درهر شهر و کشوری متفاوت بود،  مثلاً در کردستان شمالی (ترکیه‌) درگیریها روزانه‌ ادامه‌ داشت و هنوز هم  ادامه‌ دارد، اما در شرق کردستان و مشخصاً همزمان با دستگیری آقای اوجالان و  در روزهای اواخر بهمن و اوایل اسفند بوجود آمد. در سنندج روز سوم اسفند  بود. درارومیه‌ هم همینطور، دربعضی شهرها یکم ودوم اسفند بوقوع پیوست. و  کلاً استانهای ایلام، کرماشان، کردستان، آذربایجان غربی و تهران به صحنه  درگیری تبدیل شدند.&lt;br /&gt;این فعال سیاسی که تحصیلات آکادمیکش در زمینه حقوق بشر است ضمن اشاره به  ابزار سرکوب و نیروهای سرکوبگر دولت ایران طی حوادث اسفند 77 و با بیان  اینکه «در این درگیریها رژیم ایران مثل همیشه از همه ی اهرمها علیه خلق کرد  استفاده کرد.» گفت: امروزه‌ اگر در تهران قادر به‌سرکوب موج سبز می شوند،  پیشتر متدها را از تجارب به‌دست آمده‌ ازسرکوب مردم کردستان یادگرفته‌اند.  اگردراین اواخر شاهد اتفاقات زندان کهریزک و زندانهای دیگر بودیم، درسه‌  دهه‌ اخیر آن توحشات درابعاد خشن تر علیه‌ خلق کرد انجام گرفته‌اند. اگر  به‌ زبانی ساده‌ بخواهم بگویم باید گفت که‌ رژیم ایران در حوادث اسفند 77  از یک دوربین فیلمبرداری گرفته تا زندان و اسلحه‌ گرم و استفاده‌ از  مزدوران محلی به عنوان ابزار سرکوب به کار گرفت و همچنان هم این کار را می  کند.&lt;br /&gt;وی درباره خودجوش بودن اعتراضها با طرح این پرسش که «خودجوش یعنی چه؟»  توضیح داد: وقتی در کشورهای دیکتاتوری امکان بروز اعتراض و سازماندهی وجود  ندارد، اعتراضات خودجوش می شود. اما اعتراضات مذکور به‌ نقطه ای درتاریخ  خلق کرد بدل شده‌ که‌ در سی سال گذشته‌ ما شاهد همچون موج خروشانی حتی در  اتفاقات اخیر ایران نبوده‌ایم.&lt;br /&gt;صوفی زاده همچنین درباره نقش احزاب و فعالان کرد در به خیابان کشاندن مردم  در اسفند 77 گفت: اعتراضهای مردم کرد در اسفند 77 و دلائل آن مسئله‌ ای  فراحزبی بود و اساساً به‌ یک موضوع ملی تبدیل شده‌بود. دستگیری وتحقیرغم  انگیز آقای اوجالان، تحقیر ملی کردها را نشان میداد. احزاب بخش کوچکی ازموج  خروشان مردمی بودند.&lt;br /&gt;وی در خصوص علت عدم تداوم اعتراضها تصریح کرد: چند دهه‌ رفتار غیر انسانی  دولت مرکزی با کردها، درواقع رمق از جامعه‌ کردستان را بریده‌است، بنده  معتقد نیستم که‌ ملت کرد همیشه‌ درصحنه‌ بوده‌است. مبارزات ملت کرد بیشتر  فرسایشی بوده اما نگرش جدید خلق کرد درشرق کردستان و الگوبرداری ازمبارزه‌  مدنی خلق کرد در شمال کردستان، تاثیرات مثبتی را به‌جای آورده‌است.&lt;br /&gt;هادی صوفی زاده در پاسخ به این پرسش که «مردم کرد در اسفند 77 با اعلام  قبلی نسبت به مسئله ای معترض شدند که در آن سوی مرزها اتفاق افتاده بود چرا  توسط حکومت ایران باید سرکوب شوند؟» گفت: در سوال شما یک نوع منزه‌گی وجود  دارد که‌ برازنده‌ جامعه‌ ایران و دولتمردان آن نیست. اگر چنانچه‌ تاریخ  یک قرن اخیر رفتار حکومتگران فارس وترک وعرب را درارتباط با کردها مطالعه‌  نمائید، متوجه‌ خواهید شد که‌ آن کشورها دربحرانی ترین روابط فی مابین،  برسر مسئله‌ کردها متحد هستند.  برای مثال صلح میان رژیم شاه‌ با رژیم صدام  معروف به‌ قرارداد الجزایر، توافق میان ترکیه‌ وسوریه‌ علیه‌ کردها درسال  99، جلسات امنیتی مشترک رژیمهای «ترکیه‌، ایران، سوریه‌ وعراق» در بیست سال  گذشته‌ علیه‌ حکومت کردستان جنوبی نمونه‌هایی از ادعای مورد نظر است. اما  درخصوص آن مقطع مسائل خاصی نیز درجریان بود که‌ می توان به‌ پیمان  استراتژیک نظامی میان ترکیه‌ واسرائیل اشاره‌ نمود که‌ طی آن به هواپیماهای  اسرائیل اجازه داده شده بود درآسمان ترکیه‌ پرواز و مناطق مرزی ایران با  ترکیه‌ را نیز در کنترل هواپیماهای تجسسی خود داشته‌ باشند. پیمان مذکور  موجبات نگرانی وخشم مقامات ایران را فراهم نموده‌ بود بنابراین ایران می  خواست با تسلط بر اوضاع فشارهای روانی حاکم بر جامعه‌ کردستان درجریان  دستگیری آقای اوجالان، از فریاد کردها بنفع خود استفاده‌ نماید، مثل همان  موردی که‌ حاکمان ایران توانسته‌ بودند درجریان بمباران شیمیایی حلبچه‌  درسال 88 و فرار میلیونی کردهای عراق از دست رژیم صدام درسال 1991 سوء  استفاده‌ نمایند و می خواست دراین مورد هم بتواند، طلبکار شود. اما  زمانیکه‌ متوجه‌ گردیدند کردها را نمی شود به‌روال سابق فریب داد و متوجه‌  شدند افکار آقای اوجالان فرامرزی است و درمیان مردم ریشه‌ دوانیده‌ است به‌  بدترین شیوه‌ با آن برخورد نمود.&lt;br /&gt;این فعال سیاسی کرد در خصوص کشته و بازداشت شدگان حوادث اسفند 77  اظهارداشت: تعداد کشته شدگان حوادث اسفند 77 در مناطق کردنشین ایران بالای  50 نفر بود اما درمورد اینکه چه تعداد زن، مرد و یا کودک بودند چیزی نمی  دانم. همچنین تعداد، جنس و سن بازداشت شدگان هنوز هم مشخص نیست. اما فقط در  شهر بانه، زادگاه بنده بیش از 50 نفر بازداشت شدند. در میان بازداشت شدگان  شهر بانه کسی به زندان و یا اعدام محکوم نشد. درباره ی بازداشت شدگان سایر  شهرهای کردنشین هم اطلاعی ندارم.&lt;br /&gt;هادی صوفی زاده، فعال سیاسی کرد در پایان سخنانش در خصوص واکنش مطبوعات  ایران، روشنفکران غیر کرد و مجامع بین المللی به حوادث اسفند 77همچنین  درباره بازتاب آن حوادث گفت: با توجه به اینکه درایران چیزی بنام مطبوعات  آزاد نداریم و روشنفکران غیر کرد هم تحت تاثیر فرهنگ دولت حاکم هستند لذا  از سوی آنها در خصوص حوادث اسفند 77 هیچ واکنشی را شاهد نبودیم. همچنین  متاسفانه در مجامع بین المللی هیچ اعتراضی به ایران نشد. جامعه‌ ایران  آنچنان باز نیست که‌ امکان همچون حرکاتی را بدهد، ضمناً در شرق کردستان  تاکنون نیز جو امنیتی حاکم است. اما در کل این مسئله بازتاب وسیعی داشت.  توجه‌ غیر قابل انتظار جوانان کرد به‌ حزب کارگران کردستان ترکیه‌ و ترویج  افکار آقای اوجالان در میان مردم شرق کردستان خود گویای این حقیقت است.  درخصوص بازتاب مسئله در سطح دنیا نیز قضاوت آسان نیست و همچنانکه‌ می  گویند، درد ستم ملی را ملت تحت ستم درک می کند نه‌ ستمگران. اما ادامه‌  راه‌ آقای اوجالان و قدرت سیاسی و ملی حزب مطبوع ایشان شکست توطئه‌ دشمنان  را ثابت نمود. نشریات کردی و فعالان کرد نیز در بازتاب مسئله خوب عمل  کردند. همچنین کتاب «داستان دوباره‌ زیستن»، مصاحبه‌ روزنامه‌ نگار ترک  آقای یالچین کوچوک با عبدالله اوجالان، رهبر خلق کرد که‌ توسط دکتر  عبدالله‌ ابریشمی ترجمه‌ گردیده‌ بود، مهمترین کتاب در بیان افکار  ودیدگاههای آقای اوجالان محسوب می شد که‌ همزمان با دستگیری ایشان در دست  مردم قرار گرفت.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;احمد اندریاری: هیچ گاه آمار دقیق و رسمی از کشته شدگان به دست نرسید.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://hiwaill.files.wordpress.com/2010/06/d8a7d8add985d8af-d8a7d986d8afd8b1db8cd8a7d8b1db8c.jpg"&gt;&lt;img class="alignnone size-medium wp-image-26" title="احمد اندریاری" src="http://hiwaill.files.wordpress.com/2010/06/d8a7d8add985d8af-d8a7d986d8afd8b1db8cd8a7d8b1db8c.jpg?w=300&amp;amp;h=199" alt="" width="300" height="199" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;احمد اندریاری، نویسنده، روزنامه نگار و  مستندساز کرد نیز در خصوص علل به وجود آمدن حوادث اسفند 77 در مناطق  کردنشین ایران گفت: عبدالله اوجالان، 15 فوریه 1999 در نایروبی پایتخت کنیا  با همکاری موساد اسرائیل، دستگاه اطلاعاتی سیا آمریکا و سازمان امنیت  ترکیه دستگیر شد. سپس با یک هواپیما به ترکیه انتقال داده شد. کشورهای  امریکا، اسرائیل، ترکیه، انگلستان، یونان و……. در دستگیری وی همکاری  داشتند. روزنامه ی «دیلی نیشین» در شماره ی هفته گذشته اشاره داشت که 7 نفر  از ماموران موساد اسرائیل که یکی از آنها زن بوده در دستگیری آقای اوجالان  شرکت داشتند.&lt;br /&gt;این کارشناس تاریخ ادامه داد: مردم کورد، آقای اوجالان را رهبر ملی خود می  دانستند و به راستی همه آقای اوجالان را دوست داشتند. دستگیری آقای اوجالان  شوک بسیار بدی بود آن هم به آن شیوه ی خائنانه و در یک توطئه بین المللی.  دولت های مشارکت کننده در آن توطئه برای اجرای سیاست های خود اراده ی 40  میلیون کورد را نادید انگاشته بودند.&lt;br /&gt;وی افزود: در کوردستان ایران اپوزیسیون های سیاسی دیگری نیز وجود دارند که  ایدئولوژی جدایی از حزب پ ک ک را  دارند. این ها بیشترشان متعلق به گذشته  هستند اما امروزه بیشتر جوانان و زنان و مردان کورد، عبدالله اوجالان را  دوست دارند و او را رهبر ملی خود می دانند. عبدالله اوجالان جدا از رهبری  سیاسی مردم کورد، رهبر ادبیات، تاریخ، هنر و انسان بودن نیز هست. او دوست  داشتن و چگونه عشق ورزیدن را به انسان ها می آموزد. او درس برابری و یکسانی  و جامعه آزاد را می دهد. او در کوردستان نخستین رهبر کوردی ست که از تاریخ  و هنر و فلسفه ی زنانه سخن می گوید. دیگر رهبران نیز شاید سخنی در این باب  مطرح کرده باشند اما هیچ گاه تحلیل درست و روشنی از وضعیت زن این گونه که  آقای اوجالان درباره آن سخن گفته اند، ارائه نکرده اند.&lt;br /&gt;احمد اندریاری که در حال حاضر با بخش اخبار شبکه ماهواره ای «نوروز تی وی»  همکاری دارد در ادامه سخنانش اظهارداشت: به دنبال آن توطئه ی بین المللی که  سبب دستگیری آقای اوجالان گردید، کوردها یک پارچه آتش و خشم شدند و در  تمام دنیا اعتراض خود را به این انسان دزدی و این توطئه نشان دادند. مردم  شهرهای کردنشین ایران همچون ارومیه، ماکو، سلماس، سنندج، سقز و مهاباد سعی  داشتند تا مثل بقیه ی کردهای سراسر دنیا طی یک راهپیمایی اعتراض خود را  نسبت به این مسئله نشان دهند. مردم سنندج نیز با گرفتن مجوز از استانداری  کردستان روز سوم اسفند 77 در این اعتراض جهانی شرکت کردند. آنها با انجام  دادن راهپیمایی آرام می خواستند با برادران و خواهران خود در کوردستان  ترکیه همدل و هم کلام شوند.&lt;br /&gt;اندریاری با بیان این نکته که « اعتراض سوم اسفند، دلیلی شد که بار دیگر  جمهوری اسلامی نقاب از چهره بردارد و مردم کورد را مورد تهاجم قرار دهد.»  گفت: البته چند روز قبلتر در 27 بهمن ماه سال 1377 کوردها از سراسر ایران  به سوی تهران حرکت کردند و در یک حرکت منسجم و دمکراتیک  خیابان های آزادی و  انقلاب را طی کردند تا به مقابل سفارت ترکیه رسیدند و در آن جا خواستار  آزادی عبدالله اوجالان شدند. پس از آن در تمام شهرهای کوردستان، ارومیه،  کرمانشاه و ایلام اعتراضات به طور مستمر ادامه داشت. در ارومیه 2 نفر کشته  شدند. در سلماس عده ای زخمی و دستگیر شدند. همچنین دانشجویان، روز 29 بهمن  ماه در دانشگاه کوردستان شهر سنندج با مجوز قبلی اقدام به برگزاری مراسمی  در اعتراض به بازداشت عبدالله اوجالان کردند اما آن مراسم به خشونت کشیده  شد و با ضرب و شتم و دستگیری گروهی از دانشجویان و اساتید دانشگاه پایان  یافت. در پی آن مراسم راهپیمایی سوم اسفند ماه سنندج از سوی مردم این شهر  برنامه ریزی شد. تعدادی از جوانان برای دریافت مجوز به استانداری کردستان  مراجعه کردند. آن زمان آقای رمضان زاده  استاندار شهر سنندج بود که با  خواسته ی دمکراتیک و انسانی جوانان موافقت و مجوز را صادر نمود اما همین  مرد شریف که امروز در صف اصلاح طلب های جنبش سبز است ساعت 1 شب هنگامی که  همه در خواب بودند در تلویزیون محلی سنندج اعلام نمود که مجوز راهپیمایی  فردا لغو شده است. آیا این توهین به شعور مردم نیست؟! اعلام منع راهپیمایی  آن هم در زمانی که بیشتر مردم در خواب هستند؟! مردم طبق برنامه ریزی که   پیشتر به آنها اعلام شده بود در میدان مرکزی شهر جمع شدند و چون از همان  آغاز با برخورد و خشونت نیروهای ضد شورش که تمام سطح شهر را اشغال کرده  بودند روبه رو شدند به مقابله پرداختند. در این درگیریها تعداد زیادی از  جوانان کشته و زنان و مردان بسیاری زخمی و دستگیر شدند حتا به پیر زنان نیز  رحم نکرده و با باتوم های برقی خود بر فرق سر مادران سالخورده می کوبیدند.  من خودم یکی از صحنه هایی که شاهدش بودم این بود که مادر سالخورده ای قصد  آرام کردن نیروهای مهاجم را داشت اما متاسفانه به جای احترام و حرمت باتوم  بود که بر سر و روی پیرزن بیچاره فرود می آمد. شهر سنندج آن روز را هیچگاه  از یاد نخواهد برد و آن روز نیز تراژدی دردناک دیگری بر تارک تاریخ نقش  بست. &lt;br /&gt;وی همچنین اضافه کرد: دولت ایران از نیروهای گارد ویژه، هلی کوپتر، تفنگ و  باتوم برای سرکوب راهپیمایان استفاده کرد. نیروهای سرکوبگر ازاستان های  همجوار آمده بودند. بعدها که با نیروهای اعزامی از همدان صحبت کردم -البته  در لباس حرفه ی خودم نه در لباس یک شخصیت کورد- یکی از نیروهای همدان گفت:  «به ما گفتند: سنی کشان! باید در راه خدا جهاد کنید.» دولت های حاکم  سالهاست که با استفاده از مذهب و تفاوت مذهبی سعی در ایجاد تفرقه و جدایی  میان کوردها دارند که در گذشته تا حدی موفق بودند. آوردن نیرو از کرمانشاه  نیز نتیجه ی همان تفکر «راه اندازی تفرقه در میان کوردها» بود.&lt;br /&gt;این فعال حقوق بشر در ادامه سخنانش افزود: بعد از این رویداد فضای امنیتی  شدیدی بر کوردستان حاکم شد. اگر چه در ظاهر همه چیز آرام بود اما نیروهای  امنیتی روز به روز در کوردستان افزایش پیدا می کرد که در برابر هر اعتراضی  به شیوه ی سرکوب گرانه برخورد می کردند. در اعتراض به حادثه ی قتل شوانه  قادری در سال 84 نیز باز هم چندین نفر از مردم کرد معترض کشته و زندانی  شدند.&lt;br /&gt;وی که عضو هیات اجرایی سازمان حقوق بشر کورد در اروپا می باشد درخصوص نقش  احزاب و فعالان کرد در اعتراضهای اسفند 77 اظهار داشت: اعتراضها کاملاً  خودجوش بود. احزاب کردی اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون همچنین فعالان کرد هیچ  نقشی در اعتراضها و به خیابان کشاندن مردم نداشتند. مردم کرد کاملاً خود  جوش و با دلی آکنده از غم این که چگونه بار دیگر به واسطه ی خیانت بین  المللی و با مشارکت همه جانبه دولت ها، رهبر ملی شان دستگیر شده دست به  اعتراض زدند. البته این خیانت ها و اندوه ناشی از آن بارها برای مردم کورد  تکرار شده بود اما این بار پذیرش آن برای کوردها غیر قابل قبول بود.&lt;br /&gt;اندریاری همچنین درباره تعداد کشته و دستگیر شدگان حوادث اسفند 77 گفت: هیچ  گاه آماری رسمی و دقیق از کشته شدگان آن روز به دست نرسید. اشاره ام به  روز سوم اسفند در شهر سنندج است. بیشتر کسانی که در آن روز کشته شدند حتا  جنازه هایشان به خانواده هایشان بر گردانده نشد و خانواده ها تا به امروز  نیز از محل دفن عزیزانشان اطلاعی ندارند. خانواده ها به شدت تحت فشار بودند  و تهدید می شدند. چون خانواده های سنندجی بارها شاهد نسل کشی جمهوری  اسلامی در کوردستان بودند بنابراین از بیان واقعیت واهمه داشتند و حتا  امروز هم از طرح آن خودداری می کنند. سیروان کریمی یکی از کشته شدگان آن  روز است که در آن زمان تنها 13 سال داشت. در ارومیه 2 نفر، در ماکو 1 نفر،  در سنندج نیز طبق آماری 33 نفر و براساس آماری دیگر 70 نفر کشته شدند. صدها  نفر طی حوادث اسفند سال 77 دستگیر شدند. به دختران و پسران جوان تجاوز  کردند. موهای سر دختران برای تحقیر در زندان ها تراشیده شد. تعداد زیادی از  نوجوانان با پرداخت جریمه های سنگین از سوی خانواده ها از زندان آزاد  شدند. اساتید دانشگاهها دستگیر، از دانشگاه اخراج و به حبس های طویل المدت  محکوم شدند. بسیاری به زندان محکوم شدند.&lt;br /&gt;این روزنامه نگار کرد نیز در پاسخ به این پرسش که «مردم کرد در اسفند 77 با  اعلام قبلی نسبت به مسئله ای معترض شدند که در آن سوی مرزها اتفاق افتاده  بود چرا توسط حکومت ایران باید سرکوب شوند؟» اظهار داشت: دولتهای سرکوبگر  ترکیه، سوریه، ایران و در گذشته عراق، در خصوص کوردها همیشه سیاست مشترکی  را داشتند. کوردستان در سال 1514 بعد از جنگ چالدران میان عثمانی و ایران  تقسیم شد. بعد از جنگ جهانی اول نیز به 4  بخش تقسیم گردید. دولت های متصرف  همیشه نگران این بودند که کوردها زمانی بخواهند دوباره در کنار هم و در  مرز جغرافیایی مشترکی باشند لذا سیاست سرکوبی که در پیش گرفته اند بیشتر  اوقات با هماهنگی و به صورت کاملاً مشترک انجام می گیرد. چه بسا بسیاری  اوقات نیز از خود کوردها برای از میان بردن کوردها استفاده کرده اند و آنها  را نیز به جان هم انداخته اند. آقای احسن هوشمند، جامعه شناس قرن حاضر یکی  از آن اندیشمند هاست که با شناسنامه کوردی خود به هویت خود خیانت می کند.&lt;br /&gt;وی در خصوص واکنش مطبوعات، روزنامه نگاران و روشنفکران غیرکرد ایرانی نسبت  به حوادث اسفند 77 در مناطق کردنشین گفت: برخی از روزنامه های کشور به آن  حوادث اشاره کردند اما چگونگی اشاره این روزنامه ها مهم بود که تا چه  اندازه به واقعیت اتفاق افتاده اشاره داشتند؟ این موضوع حتا به مجلس هم  رسید و گروهی از نمایندگان نارضایتی خود را نسبت به آن نشان دادند. موسوی  لاری که در آن زمان وزیر کشور بود از سوی مجلس فراخوانده شد که متاسفانه در  همان مجلس بر اتفاق افتاده سرپوش گذاشتند و آن را مختومه اعلام کردند  مانند بسیاری دیگر از جنایتهای جمهوری اسلامی. خلاصه کنم حوادث اسفند 77 در  ایران و در دنیا هیچ بازتابی نداشت چون اینجا داستان ملت کرد است. همچنین  به ایران در مجامع بین المللی به خاطر این کشتار و نقض آشکار حقوق ملت کرد  هیچ اعتراضی نشد.&lt;br /&gt;احمد اندریاری، نویسنده، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر درپایان سخنانش  درباره ی سهم نشریات و فعالان کرد در بازتاب مسئله کشتار مردم کرد توسط  حکومت ایران در اسفند 77 اظهار داشت: آن زمان در کوردستان مانند امروز  نهادهای مدنی و نشریات حضور چشمگیری نداشتند. بیشتر فعالان کورد نیز یا در  زندان بودند و یا در بیرون زندان تحت فشار و سرکوب قرارداشتند. بنابراین  نشریات کردی و فعالان کرد سهم چندانی در بازتاب مسئله نمی توانستند داشته  باشند.&lt;/p&gt;            &lt;/div&gt;        &lt;div class="entry-utility"&gt;       This entry was posted in &lt;a href="http://hiwaill.wordpress.com/category/uncategorized/" title="View all posts in Uncategorized" rel="category tag"&gt;Uncategorized&lt;/a&gt;. Bookmark the &lt;a href="http://hiwaill.wordpress.com/2010/06/07/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%ad%da%a9/" title="Permalink to بازخوانی پرونده کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77" rel="bookmark"&gt;permalink&lt;/a&gt;.           &lt;/div&gt;     &lt;/div&gt;      &lt;div id="nav-below" class="navigation"&gt;      &lt;div class="nav-previous"&gt;&lt;a href="http://hiwaill.wordpress.com/2010/05/19/%d8%b4%d8%a8%da%af%d8%b1%d8%af/" rel="prev"&gt;&lt;span class="meta-nav"&gt;←&lt;/span&gt; شبگرد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;      &lt;div class="nav-next"&gt;&lt;a href="http://hiwaill.wordpress.com/2010/06/07/%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%af%d8%b3/" rel="next"&gt;زنی زندانی برای ملاقات با فرزندان خردسالش تقاضای کمک دارد &lt;span class="meta-nav"&gt;→&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;     &lt;/div&gt;      &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-9107434728002003246?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/9107434728002003246/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/02/77.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/9107434728002003246'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/9107434728002003246'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/02/77.html' title='بازخوانی پرونده کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-1241387696413457712</id><published>2011-02-04T04:10:00.001-08:00</published><updated>2011-02-04T04:10:48.001-08:00</updated><title type='text'>قاچاق انسان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;h3&gt;گزارش قاچاق انسان در سال 2010 میلادی دربارۀ ایران&lt;/h3&gt; &lt;p class="subhead"&gt;ایران ردیف 3&lt;/p&gt; &lt;div style="clear: both; overflow: hidden; height: 1px;"&gt; &lt;/div&gt; &lt;p&gt;آغاز رونوشت&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;ایران، در ارتباط با زنان، مردان و کودکانی که به فحشاء و کار اجباری  واداشته می شوند، هم یک منبع، هم محل عبور و هم یک مقصد است. در داخل کشور،  زنان ایرانی را برای اهداف بهره کشی جنسی و تجارت، قاچاق می کنند- این کار  گاهی از طریق ازدواج اجباری انجام می گیرد، که "شوهران" تازۀ آنها به  منظور پرداختن قروض خود، آنها را مجبور می کنند تا برای  تأمین درآمد، یا  تهیۀ پول لازم برای هزینۀ مواد مخدر، به روسپیگری بپردازند، یا به عنوان  کارگر یا گدا، به طورناخواسته تن به بردگی دهند. در جنوب ایران،  پسران و  مردان جوان افغان را در خانه های فساد وادار به خودفروشی می کنند. دختران و  زنان ایرانی هم به اجبار در کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه، قطر، کویت،  امارات متحدۀ عربی، عراق، فرانسه، آلمان و بریتانیا وادار به خود فروشی می  شوند. گزارش هایی حاکی از فروش زنان برای ازدواج با مردان پاکستانی به  منظور بهره کشی جنسی وجود دارد.&lt;/p&gt;    &lt;p&gt; &lt;/p&gt;    &lt;p&gt;مردان و زنانی از پاکستان، بنگلادش، و عراق، به میل خود به ایران  مهاجرت می کنند، و یا به مقصد این کشور قاچاق می شوند، و یا برای رفتن به  سایر کشور های خلیج فارس، یونان و ترکیه به منظور یافتن کار، از ایران عبور  می کنند. متعاقبا، برخی از آن ها تسلیم کار اجباری می شوند و برای پرداختن  دیون خود به شرایطی مانند محدودیت حرکت، کار بدون دستمزد، و بدرفتاری های  جسمی و جنسی تن در می دهند. طبق گزارش هایی که از ایران می رسد، قربانیان  در وهلۀ اول در رشته های ساختمانی و کشاورزی به کارمشغول می شوند، هر چند  که بازار کار در این بخش ها ممکن است در سال گذشته به دلیل بحران اقتصادی  رو به رکود بوده باشد. طبق گزارش های رسیده، زنان از آذربایجان و تاجیکستان  برای یافتن کار به ایران سفر می کنند و سپس به دام فحشای اجباری می افتند.  زنان تاجیک پس از عبور ایران درامارات به روسپیگری مجبور می شوند.  گزارشهای مطبوعاتی حاکی از آن انست که سازمان های تبهکاری، که گاهی  ارتباطات سیاسی هم دارند، نقش مهمی در قاچاق انسان به مقصد ایران و  قاچاق  از این کشور، بویژه از طریق مرزهای پاکستان و افغانستان و در ارتباط با  قاچاق مهاجران، مواد مخدر، و اسلحه ایفا می کنند. نزدیک به یک میلیون افغان  در ایران زندگی می کنند که بعضی از آن ها پناهنده و بعضی در جستجوی کار و  در برابر شرایط قاچاق انسان بسیار آسیب پذیرند.&lt;/p&gt;    &lt;p&gt; &lt;/p&gt;    &lt;p&gt;دولت ایران از حداقل ضوابط مبارزه با قاچاق انسان به طور کامل متابعت  نمی کند، و تلاش چشمگیری هم در این راستا از خود نشان نمی دهد. عدم دسترسی  مقامات دولتی آمریکا به ایران، از جمع آوری اطلاعات درمورد مشکل قاچاق  انسان و تلاش های دولتی برای مبارزه با آن جلوگیری می کند. در دورۀ تهیۀ  گزارش، ایران اطلاعاتی درمورد تلاش های ضد قاچاق انسان خود، در اختیار  جامعۀ بین المللی قرار نداد. با این حال، اطلاعات در دسترس از طریق سازمان  های غیر دولتی، مطبوعات، سازمان های بین المللی، و دولت های دیگر، حاوی دو  نتیجۀ اساسی است: یکی این که، قاچاق انسان در ایران، از این کشور و به مقصد  آن، به طور گسترده ای در جریان است؛ و دوم این که، پاسخگویی مقامات در  مورد مجازات ناقضان قانون، حمایت از قربانیان، و از میان بردن قاچاق انسان،  ناکافی است. البته، بعضی جنبه های قوانین و سیاست ایران، مانند مجازات  قربانیان و موانع قانونی برای به مجازات رساندن مجرمان، مانع از مبارزه با  قاچاق انسان است. دولت ایران، در همایش های بین المللی به این اصل که  قربانیان قاچاق انسان، نباید به این عنوان که درمعرض قاچاق قرار گرفته اند  مجارات شوند، اعتراض کرده است. &lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;b&gt;توصیه هایی برای ایران:&lt;/b&gt; آگاهی دادن به جامعۀ بین المللی از کوشش  های کشور در تحقیقات مربوط به جرایم قاچاق انسان و تحت تعقیب قرار دادن و  مجازات مجرمان، از جمله مقاماتی که در قاچاق انسان دست دارند؛ ایجاد روالی  درجهت شناسایی قربانیان قاچاق انسان و حمایت از آنان، بویژه در میان گروه  هایی مانند زنانی که به خاطر روسپیگری بازداشت می شوند؛ و متوقف کردن  مجازات قربانیان قاچاق انسان به عنوان ارتکاب به اعمال غیرقانونی در نتیجۀ  قاچاق شدن.&lt;/p&gt;    &lt;p&gt; &lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;b&gt;پیگرد قانونی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt; &lt;/p&gt;    &lt;p&gt;در سال گذشته، اطلاعات موثقی درمورد تحقیقات مربوط به قاچاق انسان،  پیگرد قانونی، محکومیت یا مجازات دست اندرکاران این جرم، ارائه نشد. قانونی  که در سال  2004، از تصویب گذشته، قاچاق انسان را از طریق تهدید و ارعاب و  توسل به زور، سوء استفاده از قدرت و یا آسیب پذیری قربانی برای مقاصد  روسپیگری، برداشتن اعضای بدن، بردگی یا ازدواج اجباری ممنوع ساخته است. اما  طبق گزارش ها، این قانون به اجرا درنیامده است. به موجب قانون اساسی یا  قانون کار، و یا هردو، کار اجباری و انقیاد به خاطر بدهی غیرقانونی اعلام  شده؛ پرداخت جریمه، و یک سال زندان به عنوان مجازات برای جلوگیری از این  جرایم کافی نیست و تناسبی بامجازات های تعیین شده برای جرایمی مانند تجاوز  جنسی، ندارد. به علاوه، قانون کار کارگرانی را که در خانه ها خدمت می کنند،  شامل نمی شود. ازدواج های موقت (صیغه)، از سوی قانون مجاز دانسته می شود.  بعضی افراد برای مجبور کردن زنان به روسپیگری، از این قانون سوء استفاده می  کنند؛ گزارشهایی حاکی بر اجبار زنان ایرانی به روسپیگری در پی ازدواج موقت  با مردان پاکستانی و درکشورهای خلیج فارس وجود دارد. تحقیقات، پیگرد های  قانونی، و محکومیت مجرمان قاچاق انسان در این کشور در اولویت قرار ندارد.  رعایت عدالت درمورد زنانی که مجبور به روسپیگری شده اند بسیار دشوار است؛  نخست، به این دلیل که شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است، و دوم، به  این دلیل که زنانی که درمعرض تجاوز جنسی قرار می گیرند، ممکن است خود متهم  به برقراری روابط جنسی در خارج از محدودۀ ازدواج شوند. همدستی مقامات رسمی  هم می تواند مشکل ساز باشد؛ به طوری که گزارش شده، قاچاقچیان انسان دارای  روابط بسیار نزدیکی با برخی مقامات و سازمان های امنیتی بوده اند. &lt;/p&gt;    &lt;p&gt; &lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;b&gt;حمایت&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;در سال جاری گزارشی مبنی بر تلاش ایران در جهت ارتقای حمایت از  قربانیان قاچاق انسان، دریافت نشده است. ایران برای شناسایی قربانیان قاچاق  انسان که از طبقات آسیب پذیر هستند، اقدامی نکرده و مقامات، میان قربانیان  قاچاق انسان و مهاجران بدون مدارک شناسایی، تمایزی قائل نمی شوند. بنا بر  گزارش های رسیده، دولت قربانیان قاچاق انسان را برای ارتکاب به اعمال غیر  قانونی زنا و روسپیگری به عنوان مجرم مورد مجازات قرار می دهد. گزارشهای  زیادی مبنی بر دستگیری و تحت پیگرد قانونی قرار گرفتن تعداد زیادی از  قربانیان قاچاق انسان به جرم روسپیگری و زنا توسط دولت وجود دارد. به درستی  معلوم نیست که در زمان تهیۀ گزارش،  چه تعدادی ازقربانیان به جرم این  اعمال که در نتیجۀ قاچاق شدن صورت گرفته، مجازات شده اند. طی نشست گروه  کاری قاچاق انسان در فوریۀ 2010 که در وین برگزار گردید، ایران اعلام داشت  که هیچ گونه توصیه ای را مبنی بر بخشودگی قربانیان قاچاق انسان از جرایمشان  نمی پذیرد؛ نمایندۀ ایران اظهار داشت هر قدر هم قاضی بخواهد وضعیت قربانی  بودن زنان را در روسپیگری مورد توجه قرار دهد، بازهم  با معافیت این زنان  از مجازات مخالفت خواهد کرد. بیشتر قربانیان قاچاق انسان برای دورۀ کوتاهی  بازداشت و سپس از کشور اخراج می شوند. برخی از سازمان های تأمین اجتماعی به  زنان ایرانی قربانی کمک می کنند. قربانیان خارجی قاچاق انسان راه قانونی  دیگری در مقابل خود ندارند، مگر انتقال به کشورهایی که ممکن است در آنها  گرفتاری  و مجازات در انتظارشان باشد. طبق گزارش سال 2009 یونیسف و مقامات  ایالتی هرات در افغانستان، در سال 2008  بیش از هزار کودک از ایران اخراج  شده و در معرض فقر و خطر سوء استفاده از جمله قاچاق انسان، قرار گرفتند؛  تلاشی در جهت شناسایی قربانیان قاچاق انسان در میان این گروه صورت نگرفته  است. در زمان تهیۀ گزارش تا کنون، ایران دست به اخراج تعداد زیادی از افغان  های فاقد مدارک شناسایی زده و حمایتی از آن ها در برابر بلای قاچاق انسان  نکرده است. در گزارشهای پیشین آمده بود که دولت، قربانیان را تشویق نمی  کند  که در پیگیری پرونده های مربوط به قاچاق انسان به مجریان قانون کمک  کنند.&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;b&gt;پیشگیری&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;در سال گذشته، گزارشی مبنی برانجام  تلاش هایی از جانب دولت ایران در  جهت پیشگیری از قاچاق انسان مانند به راه انداختن پیکاری به منظورآگاهی  دادن به مردم دربارۀ قاچاق انسان، کاستن از تقاضای تجارت جنسی، و یا کاستن  از گردشگری ایرانیان در خارج برمبنای سوءاستفادۀ جنسی از کودکان نرسیده  است. &lt;/p&gt;    &lt;p&gt; &lt;/p&gt;    ایران از کشور های امضا کنندۀ پروتکل قاچاق اشخاص( TIP) سال 2000 سازمان ملل نیست&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-1241387696413457712?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/1241387696413457712/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/02/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/1241387696413457712'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/1241387696413457712'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='قاچاق انسان'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-8225535313757999951</id><published>2011-01-29T09:42:00.001-08:00</published><updated>2011-01-29T09:42:49.082-08:00</updated><title type='text'>کودک آزاری</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;&lt;/span&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;كودك آزاري چيست؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt;مقدمه:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;طبق  مادۀ 19 پیمان نامۀ حقوق کودک، دولت  های عضو پیمان نامه ملزم هستند همۀ  اقدامات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی لازم  را به عمل آورند تا از کودک  در برابر همۀ شکل های خشونت جسمی و یا روانی، صدمه یا  سوء استفاده، بی  توجهی یا سهل انگاری، بدرفتاری یا بهره­ کشی توسط والدین یا  سرپرست قانونی  یا هر شخص دیگری که عهده ­دار مراقبت از کودک است محافظت کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;تحقیقات  نشان داده است که کودکان  بیشتراز هر جایی در میان خانواده در معرض خطر  خشونت و بدرفتاری قرار دارند. در  حقیقت احتمال اینکه کودکان توسط اعضای  خانواده به قتل برسند، مورد حمله و آزار  جنسی قرار گیرند و یا محکوم به  تحمل عادات سنتی زیانبار و خشونت روانی گردند بسیار  بیشتر از آن است که  بیگانگان کودکان را در معرض این خطرات قرار می دهند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;خشونت  بیرون از خانواده نظیر درگیری  کودک در برخوردهای مسلحانه، خشونت های  اجتماعی، آدم ربائی، سوء استفادۀ جنسی  سازمان یافته همانند روسپیگری، تهیۀ  تصاویر نامناسب از کودکان و یا خشونت علیه  کودکان توسط سازمان ها و نهاد  های اجتماعی و کارفرمایان بصورت تنبیه بدنی، محدودیت  های جسمی، زندان  انفرادی و سایر اشکال منزوی کردن، اجبار به پوشیدن لباس مشخص،  محدودیت ها و  یا منع تماس با اعضای خانواده، دشنام، سرکوفت و ریشخند می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;رفتار  خشونت آمیز در سطح خانواده و یا  اجتماع موجب بروز رفتارهای خشونت آمیز در  کودکان و نوجوانان می گردد بطوری که گاه  کودکان اقدام به اعمال خشونت  علیه هم کلاسی ها و یا برادر و خواهر خود می کنند حمل  چاقو، پنجه بوکس،  زنجیر، زورگویی و قلدری، اذیت و آزار و حملۀ فیزیکی به هم کلاسی  ها و  اعضاء خانواده، نمونه ای از بروز خشونت در کودکان می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;گاهی  مشاهده می شود که کودکان آزار دیده  علیه خود نیز اعمال خشونت می کنند از  آن جمله می توان سوء مصرف دارویی، مصرف مواد  مخدر، الکل و حتی خودزنی و یا  خودکشی را ذکر نمود. این چرخ را چرخۀ خشونت می  نامند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;طبق  گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال 1999حدود 40 میلیون کودک 4-0 ساله، در   سراسر جهان در معرض کودک آزاری جسمی و غفلت والدین بوده اند، به نحوی که  نیازمند  خدمات بهداشتی، درمانی و اجتماعی بوده اند.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;img src="http://www.mehrazar.org/assets/pics/child-abuse-13.jpg" alt="child-abuse" /&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt;تعاریف:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;کودک:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  مطابق مادۀ اول  پیمان نامۀ حقوق کودک، منظور از کودک، هر انسان دارای  کمتر از 18سال سن است. در  قوانین شرع مقدس اسلام ، پایان کودکی نزد دختر9  سالگی و درپسر15 سال تمام قمری  است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;( قانون مدنی مادۀ 1210، به نقل از کتاب  کودک آزاری نوشتۀ دکتر عباس آقا بیگلویی و دیگران.)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;خانواده:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  طبق تعریف قانون مدنی ایران، خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و عبارتست  از زن و  شوهر و فرزندان تحت سرپرستی آنها که با هم زندگی می کنند و تحت  ریاست شوهر و پدر  هستند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;خشونت:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; عبارتست از هر گونه رفتار عمدی بین افراد که احتمال آسیب جسمی یا روحی را به همراه  داشته باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;خشونت در خانواده: طبق تعریف سازمان  بهداشت جهانی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;W.H.O&lt;/span&gt; &lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; هر گونه رفتار غیر طبیعی که منجر به آزار رساندن به  خود و یا دیگران باشد. ( آزار به صورت جسمی، روانی و یا هر دو می باشد. ) &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;کودک آزاری:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، عبارتست از آسیب یا تهدید سلامت جسم و  روان و یا  سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افرادی که نسبت  به او مسئول هستند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;بررسی  ها نشان داده اند مرتکبین کودک آزاری جسمی در 75 درصد موارد، والدین  کودک  ( بخصوص مادر )، 15درصد سایر وابستگان و 10 درصد مراقبین کودک (  مثل  پرستار) بوده اند.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt;انواع کودک آزاری&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;&lt;img src="http://www.mehrazar.org/assets/pics/child-abuse-12.jpg" alt="child-abuse" class="fltlft" /&gt;کودک آزاری جسمی:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; کودکی که یک بار یا به دفعات مورد ضرب و شتم، آزار و شکنجۀ عمدی قرار می&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  گیرد و عبارتست از حملۀ فیزیکی به کودک، بطوری  که می تواند موجب درد،  بریدگی، کبودی، شکستگی استخوانی، و سایر جراحات و یا حتی  مرگ کودک گردد.  اشکال مختلف کودک آزاری جسمی شامل: شلاق زدن، بستن کودک، کوبیدن به  دیوار،  سوزاندن با آب جوش یا مایعات داغ و تکان دادن شدید می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;کودک آزاری جنسی:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  بکارگیری، استفاده و واداشتن کودک به درگیر شدن با هرگونه رفتار روشن جنسی  یا  نمایش رفتارهای جنسی، تجاوز، تماس جنسی، فحشاء و هرگونه بهره برداری  جنسی از  کودکان جهت کسب لذایذ و ارضاء میل جنسی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;کودک آزاری عاطفی:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  هرگونه رفتار نامناسبی که بر عملکرد رفتاری، شناختی، عاطفی و جسمی کودک  تأثیر منفی  داشته باشد همانند آزارهای کلامی و غیر کلامی، سرزنش یا تحقیر،  ناسزا گفتن، مسخره  کردن، دست انداختن، مقررات و کنترل شدید و نامعقول،  ترساندن مکرر کودک از تنبیه  سخت بدنی، انتظارات و برخوردهای نامتناسب با  سن و سال کودک، به خدمت گرفتن کودک در  جهت ارضاء نیازهای عاطفی خود . پاسخ  های رفتاری غیر قابل پیش بینی والدین که باعث  بی ثباتی و دگرگونی شناختی  کودک شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;کودک آزاری ناشی از غفلت و مسامحه:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  عبارتست از عدم مراقبت و علاقمندی به کودک شامل محرومیت از نیازهای اساسی   همانندغذا، پوشاک و محرومیت از اقداماتی که جهت رشد و نمو طبیعی کودک نیاز  هست و  یا کودک را در معرض خطر قراردادن ( مانند رها نمودن بچه بدون  مراقبت ). مسامحه یا  غفلت، بصورت عدم مراقبت کافی جسمانی و بهداشتی و عدم  تأمین نیازهای روحی، هیجانی و  آموزش کودک، ترک و به حال خود رها کردن  کودک، فقدان محبت کافی، صحبت نکردن با  کودک، عدم رسیدگی به وضعیت تحصیلی و  بی توجهی به ترک مدرسه و کودک را در معرض  خطراتی چون سرما و گرما قرار  دادن؛ می باشد. به طور کلی ناتوانی یا غافل ماندن  والدین از توجه و رسیدگی  به نیازهای هیجانی و عاطفی کودک، مسامحۀ عاطفی نامیده می  شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;علل کودک آزاری:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;کودک آزاری یک مسئلۀ فرهنگی، اجتماعی،  پزشکی است و معمولاً چندین عامل، مشترکا ً در بروز آن نقش دارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt; عوامل مربوط به کودک آزاری را می توان به سه  گروه عمده تقسیم کرد:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;الف:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; علل مربوط به کودک&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;ب:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; علل مربوط به والدین&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;ج:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; علل محیطی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;الف: عوامل مربوط به کودک:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     1- فرزند اول خانواده بودن.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     2- کودکان دارای سن کمتر: خصوصاً بچه های زیر 5 سال در معرض خطر هستند، به  طوریکه دوسوم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;      موارد کودک آزاری جسمی در کودکان زیر3 سال بوده است. مرگ عمدتاً در بچه های  زیر یک سال دیده می شود. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     3- نارس بودن کودک.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     4- داشتن معلولیت جسمی و یا عقب ماندگی ذهنی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     5- بچه های بیش فعال.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     6- کودکان سازش ناپذیر، وابسته و تحریک پذیر.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     7- کودکانی که دائماً بیمار می شوند و یا از خوردن غذا امتناع می ورزند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     8- کودکان ناخواسته و نامشروع.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     9- فرزند خوانده.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   10- تک والد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   11- کودکان دارای ظاهر فیزیکی بد (لاغر، زشت و بد­ قیافه). &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;img src="http://www.mehrazar.org/assets/pics/child-abuse-14.jpg" alt="child-abuse" /&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: red;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;ب: عوامل مربوط به والدین:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     1- فقدان مهارتهای کافی به عنوان والد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     2- خانواده های طرد شده و دارای روابط اجتماعی محدود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     3- داشتن انتظارات غیر واقعی، درک و تصور تحریف شده و اشتباه از توانائی­  های کودک که متناسب با سن اوست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     4- والدینی که به نوعی آزار و بی توجهی را در دوران کودکی خود تجربه نموده  اند و یا ارتباط عاطفی          &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;      ضعیفی با والدین خود داشته اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     5- والدینی که بدون تفکر و به طور آنی عمل می کنند و از نظر فکری افرادی  نابالغ، خود محور، زود&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;      رنج و حساس هستند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     6- عقب ماندگی ذهنی والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     7- اختلالات روانی والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     8- اعتیاد به الکل و مواد مخدر والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     9- سابقۀ صرع و یا بیماری های مغزی در والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   10- پدیدۀ روانی نقش معکوس: در این موارد والدین برای ارضای خود، نیازهای  عاطفی خود را از کودك&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     طلب می کنند و محبتی را که خود از آن محروم بوده  اند از فرزندانشان انتظار دارند و در صورت عدم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     برآورده شدن توقعات عاطفی خود از سوی کودک، دچار  خشم می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   11- والدینی که به سرگرمی های خود ( سینما، مهمانی و ...) دلبستگی شدید  دارند و نمی توانند از آنها چشم پوشی کنند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   12- والدینی که دمدمی مزاج هستند و زود به خشم می آیند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   13- عدم رضایت از زندگی و یا حاملگی پی در پی و ناخواسته.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   14- والدینی که تنبیه کودک را نوعی آموزش انضباطی می دانند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   15- تک والد بودن.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   16- سن پائین والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   17- والدین سخت گیر و جدی که تمایل به تسلط کامل به همه چیز دارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   18- تفاوت های شدید فرهنگی بین والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   19- بیسوادی و همچنین فقدان آموزش های لازم نزد والدین در خصوص چگونگی  رفتار با همسر و نحوۀ رفتار صحیح با فرزندان.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   20- فقدان برنامه ریزی تنظیم خانواده.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;ج: عوامل محیطی و اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;1- خانواده های با محرومیت های اجتماعی،  طرد شده از اقوام و اجتماع.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt; &lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; 2-  خانواده های پر جمعیت و شلوغ، پرمشکل و ناسازگار.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt; &lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; 3-  صنعتی شدن جوامع، کودک آزاری در کشورهای صنعتی شیوع بیشتری دارد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt; &lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; 4-  فشارهای اقتصادی، سیاسی، بیکاری و تورم.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt; &lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; 5-  وجود قوانین مبنی بر مجاز شمردن تنبیه بدنی جهت تربیت و ایجاد نظم.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt; &lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; 6-  فقدان حمایت های اجتماعی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;والدینی  که با کودک خود بدرفتاری می کنند مربوط به طبقه، نژاد یا مکان  جغرافیایی  خاصی نیستند و از مذهب، تحصیلات، شغل و وضعیت اجتماعی گوناگونی   برخوردارند. بنابراین کودک آزاری در تمامی گروه های&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;em&gt;اجتماعی  دیده می شود.&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: red;"&gt;&lt;img src="http://www.mehrazar.org/assets/pics/child-abuse-15.JPG" alt="child-abuse" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 9pt; color: black;"&gt;اكثر آسيب هاي كودكان از طرف كساني است كه به آنها اعتماد دارند.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt;علائم و نشانه ها:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;الف: کودک آزاری عاطفی:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     1- کودک بازی نمی کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     2- منفعل و دائم در حال شکایت است و یا حالت تهاجمی و یا بی اعتنایی دارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     3- اعتماد به نفس بسیار پائین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     4- بندرت می خندد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     5- مهارت های اجتماعی کمی دارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     6- از ارتباط با دیگران خودداری می کند و نگاهش را می دزدد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     7- دائما سعی در جلب حمایت دیگران دارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     8- با اکراه غذا می خورد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     9- پس رفت به دوران اولیۀ کودکی مثل مکیدن انگشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   10- اشکال در خوابیدن. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   11- توصیف خود با واژه های منفی و تحقیرآمیز.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   12- بی میلی نسبت به برنامه های خانواده.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   13- والدین از کودک انتظارات غیر واقعی دارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   14- والدین انتظار دارند که کودک نیازهای هیجانی و روحی آنان را برآورده  سازد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   15- عدم علاقمندی والدین به کودک.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   16- فقدان دانش و مهارت والدین جهت پرورش کودک.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   17- والدین به نیازهای خود توجه بیشتر دارند تا نیازهای کودک.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   18- والدین کودک را دائماً سرزنش می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   19- والدین با کلمات تحقیرآمیز با کودک خود سخن می گویند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;ب: کودک آزاری جسمی: &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     1- احتیاط فراوان در تماس فیزیکی با بالغین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     2- کنار کشیدن و یا حالت دفاعی گرفتن ناشی از ترس در پاسخ به حرکت ناگهانی  بزرگسالان.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     3- تغییرات شدید رفتاری بهمراه واپس روی ها.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     4- حالت گوشه گیری یا پرخاشگری شدید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     5- ترس شدید از والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     6- هنگام صدا کردن بسیار سریع خود را می رسانند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     7-غالباً دیر به مدرسه می آیند و زیاد غیبت می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     8- درخواست غذا از دیگران یا اقدام به دزدی مواد غذایی می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     9- اعلام می کنند که از سوی والدین کتک می خورند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   10- برای علت ایجاد آسیب های بدنی خود دلایل نامتناسب، مختلف و ناباورانه  می آورند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;    11- سئوالاتی مثل: می توانم با شما زندگی کنم؟ می توانم بیایم خانۀ شما؟   دارند و گاهی مکرراً  اعلام می کنند  که  پدر یا مادرم مرا دوست ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   12- گاهی می گویند مکان مناسبی برای خواب نداشته اند و یا به اندازۀ کافی  غذا نخورده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   13- خانۀ این کودکان وضعیت به هم ریخته دارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   14- خانوادۀ این کودکان رفت و آمد محدود و کمی دارند و معمولاً اجتماع  گریزند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   15- والدین نمی گذارند کودکان با دوستانشان رفت و آمد کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   16- والدین به مدرسه (مهد) سرکشی نمی کنند و نسبت به وضعیت تحصیلی کودک خود  بی توجهند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   17- والدین نمی گذارند کودک در فعالیت های اجتماعی مدرسه شرکت کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   18- والدین توضیحی برای صدمات بدنی ایجاد شده در کودک ندارند و سعی در مخفی  کردن جراحت ها دارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   19- والدین، کودک خود را شرور و اصلاح ناپذیر معرفی می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   20- والدین در صحبت کردن از کلمات تحقیرآمیز و توهین آمیز استفاده می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;ب: کودک آزاری جنسی:    &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     1- بارداری در کودکان دختر که به سن بلوغ رسیده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     2- علائم و نشانه های بیماری های مقاربتی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     3- ادرار خونی. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     4- کبودی و تورم در ناحیۀ تناسلی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     5- وجود خون و چرک در ناحیۀ تناسلی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     6- وجود ناراحتی و شکایت کودک از ناحیۀ تناسلی بدون وجود علت فیزیکی واضح.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     7- تغییر رنگ در لباس های زیر.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     8- خونریزی از ناحیۀ مقعد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     9- خاراندن مکرر ناحیۀ تناسلی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   10- اشکال در نشستن روی صندلی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   11- از دست دادن ناگهانی اشتها.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   12- دیدن کابوس های شبانه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   13- حالت گوشه گیری و یا پرخاشگری شدید بطور ناگهانی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   14- فقدان ناگهانی علاقه به زندگی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   15- پس رفت به سوی رفتارهای بچه گانه مثل خیس کردن رختخواب، مکیدن انگشت و  گریۀ بیش از حد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   16- شکایت از درد ناحیۀ تناسلی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   17- اعلام اینکه فلان کس مرا لمس می کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   18- اعلام تماس جنسی با اشخاص.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   19- اعلام داشتن یک بازی پنهانی با افراد بزرگسال.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   20- اعلام ترسیدن از تنها ماندن با بزرگسالان. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;تشخیص کامل کودک آزاری بر عهدۀ افراد متخصص و بصورت گروهی است. در صورت مشاهدۀ  علائم ذکرشده با یک متخصص تماس بگیرید.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt;درمان:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;بعضی  از متخصصین مهمترین اقدام را درمان  والدین می دانند، اما درمان کودک نیز  ضروری است. درمان به صورت گروهی است و  متخصصین روانپزشکی اطفال، متخصص  پزشکی قانونی، پزشک متخصص اطفال، مددکار اجتماعی و  روان شناس در گروه  درمان شرکت دارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;اصول  درمان شامل حمایت از کودک، مراقبت  و روان درمانی گروهی و خانواده درمانی  می باشد. خصوصاً در موارد کودک آزاری روحی،  نیاز به بررسی وارزیابی  روانشناختی کودک می باشد. همچنین درمان اختصاصی برای  اختلالات روحی و رفع  ترس و اضطراب و برگرداندن اعتماد به نفس به کودک، بهبود  اختلالات خواب و  تغذیه ای، درمان خیس کردن رختخواب، بهبود توجه و صحبت کردن کودک  ضرورت  دارد. برای درمان والدین سه نکته را باید در نظر داشت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;الف:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; حذف یا تعدیل عوامل استرس زای محیطی و اجتماعی. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;ب:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; روان درمانی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: green;"&gt;ج:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; آموزش تکنیک های رفتاری به والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt;راهکارهای اساسی در پیشگیری از خشونت  علیه کودکان:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     1- ثبت دقیق تمامی موارد تولد نوزادان در اسرع وقت: بطوریکه مانع نوزاد کشی،  فروش کودک و ربوده شدن، گردد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     2- بازنگری و اصلاح قوانین موجود در بارۀ حقوق کودکان و تصویب قوانین  بازدارنده از تنبیه بدنی و   &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;      سوء استفاده از کودکان.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     3- اقدام جهت رشد آگاهی جامعه و والدین در خصوص حقوق کودک.    &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     4- ممنوعیت استفاده از خشونت برای اهداف آموزشی در خانواده و مدارس.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     5-  اقدام مناسب و مؤثر جهت زدودن  روش های سنتی ای که به بهداشت و سلامت جسمی و روانی کودک آسیب می رساند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     6- منع قانونی اعمال خشونت در سازمان ها و نهادها مثل زندان ها، مدارس،  مهدهای کودک و سایر مؤسسات.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     7-اقدام به پیشگیری از بروز خشونت در تمامی خدمات و امور مربوط به کودکان و  خانواده های آنان.  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     8- مطرود شمردن کلیۀ اشکال خشونت در میان افراد توسط رهبران فکری و مسئولین  جامعه به طور&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     مستمر.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;     9- رفع هرگونه نابرابری و تبعیض در مورد کودکان.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   10- ارتقاء سطح خدمات بهداشتی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   11- ارتقاء سطح آموزشی و امکانات تفریحی کودکان.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  12-  اجرای برنامۀ آگاه سازی و ارائۀ اطلاعات به والدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;  13- اصلاح  نظام دادگستری ویژۀ نوجوانان منطبق با مقررات پیمان نامۀ حقوق کودک.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   14- عدم پخش برنامه ها و تصاویر خشونت آمیز از طریق رسانه ها.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   15- داشتن تعریف یکسان از کودک و کودک آزاری در قوانین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   16- دسترسی کودکان به مراکز مشاوره از طریق تلفن، مراجعۀ حضوری و مکاتبه  ای.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   17- تعیین معیارهای جدا کردن اجباری کودک از خانواده در مواقع بحرانی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   18- اجرای برنامه های پیشگیرانه با هدف تشویق کودکان به محافظت از خود در  برابر خشونت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   19- برقراری یک سیستم گزارش­ دهی دائمی در سطح کشور برای موارد سوء استفاده  و آزار کودکان.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;   20- تلاش در جهت کاهش فقر، اعتیاد و بیکاری&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;مادۀ 19پیمان نامۀ حقوق کودک:&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt;کشورهای  عضو، کلیۀ اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل   خواهند آورد تا از کودک در برابر کلیۀ اشکال خشونت جسمی یا روانی، صدمه یا  آزار،  بی توجهی یا رفتار توأم با سهل انگاری، سوء رفتار یا بهره کشی، از  جمله سوء  استفادۀ جنسی، در حین مراقیت توسط والد (یا والدین)، سرپرست (یا  سرپرستان) قانونی  یا هر شخص دیگری که عهده دار مراقبت از کودک است، حمایت  کنند.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: maroon;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 9pt; color: maroon;"&gt;منابع:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 9pt; color: black;"&gt;        - پیمان نامۀ حقوق کودک - انتشارات یونیسف.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 9pt; color: black;"&gt;        - کودک آزاری - نوشتۀ دکتر عباس آقا بیگلویی و دیگران - انتشارات آوند دانش  - 1380&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 9pt; color: black;"&gt;       -  کودک آزاری جسمی - نوشتۀ دکتر کتایون خوشابی و سید عباس باقری یزدی – انشارات فروغ  دانش سال 1380&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: black;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: center; line-height: normal;" align="center"&gt; &lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 0.0001pt; line-height: normal;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 0.5in;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 14pt;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;         &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 14pt;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-8225535313757999951?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/8225535313757999951/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/01/blog-post_29.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8225535313757999951'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8225535313757999951'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/01/blog-post_29.html' title='کودک آزاری'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-4471186118791896806</id><published>2011-01-13T14:15:00.007-08:00</published><updated>2011-07-17T17:17:08.476-07:00</updated><title type='text'>امید به زندگی در ایران .</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div class="postbody"&gt;    &lt;div class="postrow has_after_content"&gt;               &lt;h2 class="title icon"&gt;      &lt;img title="پیش فرض" src="http://www.shafighi.ir/forum/images/icons/icon1.gif" alt="پیش فرض" /&gt; امید به زندگی در ایران .     &lt;/h2&gt;                                                                &lt;div class="content"&gt;      &lt;div id="post_message_19424"&gt;       &lt;blockquote class="postcontent restore "&gt;        وقتی که واقعیت زیستی پی در پی، انسان را پس می راند و بر زمین می  زند، چگونه می توان در چنبره ای از فقدان آگاهیهای لازم به زندگی، دلبسته و  امیدوار بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چندی پیش در خبرها آمده بود که یک دانشجوی مقطع دکترا پس از شنیدن جملهای  با این مضمون از سوی استادش که: چرا زندهای؟ خود را با سیانور کشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عدم امیدواری به زندگی یکی از ریشهایترین مواردیست که تاکنون کمتر در حوزهی آسیبشناسی اجتماعی به آن پرداخته شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در یک رویکرد جدی به فساد، فحشا، اعتیاد و حتی مواردی نظیر فقر و مهاجرت میتوان ریشهی عدم امیدواری به زندگی را یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابعاد این ناامیدیها بیشک گسترده است. اگر نشانههای آن را در رفتارهای  ناهنجاری مانند طلاق، ابتلا به افسردگی، خودکشی و یا مواردی از این دست  بدانیم، بنابر آمار و اطلاعات موجود هر روز به میزان آن افزوده میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در یک بررسی که توسط سازمان بهزیستی انجام گرفته است، اینک حدود 30درصد از  ازدواجها در کشور منجر به طلاق میشود. این طلاقها بهصورت عمده به دلیل فقر  مالی، عدم کامیابی جنسی و اعتیاد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گسترهی مخاطرات عدم امید به فردا میتواند ترکیبی باشد از عدم توجه ساختاری  به امیدواری شهروندان و رویکرد دستگاههای اجرایی مرتبط، و همچنین مشکلات  اقتصادی. این گسترده قادر است به صورت خزنده در جامعه همهگیر شود، به حدی  که پوشیدن لباسهای رنگارنگ، خندیدن و یا تفریح در آن جامعه، یک رفتار  غیراصولی به حساب بیاید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عدم امید به فردا را می توان به مراتب زیانبارتر از آسیبهایی مانند اعتیاد و  یا مواردی از این دست دانست. چرا که ریشهی بسیاری از آسیبهای اجتماعی در  عدم امیدواری و همچنین عدم احساس امنیت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیاری عدم احساس امنیت را ناشی از رویکردهای دولت در وضع قوانین و عدم  وجود امنیت اجتماعی مدون میدانند. اما برخی نیز معتقدند که این عدم  امیدواری میتواند در هر جامعهای اتفاق بیفتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نشانه های نبود امید به زندگی، می توان موارد زیر را نام برد:&lt;br /&gt;- عدم شادمانی، آنچه که اصطلاحاً شادی عمیق خوانده می شود، برای مدت های طولانی&lt;br /&gt;- احساس ناامنی و ترس&lt;br /&gt;- عدم برنامه ریزی و نداشتن نقشه برای ده سال آینده&lt;br /&gt;- عصبانیت های بی دلیل و سریع و اضطراب دائمی&lt;br /&gt;- محدود شدن روابط خانوادگی، فامیلی و دوستانه&lt;br /&gt;- غرق شدن بیش از حد در مشکلات و مسائل روزمره و اقتصادی&lt;br /&gt;- رویکرد به خرافه گری&lt;br /&gt;- عدم تمایل به تشکیل خانواده، تولد فرزند و رشد روز افزون طلاق&lt;br /&gt;- سرخوردگی و انزوا&lt;br /&gt;- ناملموس بودن واژه ی خوشبختی&lt;br /&gt;- بیان مشکلات و چالش های موجود جامعه به طور مکرر&lt;br /&gt;- حسرت گذشته و بی اعتنایی به آینده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر امید به زندگی را میزان متوسط سال هایی در نظر بگیریم که انتظار میرود  یک فرد در یک کشور به آن عمر برسد؛ باید بگوییم که بیشترین امید به زندگی  در جهان نه در آمریکاست و نه در کشورهای اسکاندیناوی و نه در ژاپن. بیشترین  امید به زندگی را مردمان کشور آندورا با 83.51 سال دارند. ایران در این  ردهبندی در مقام یکصد و سی و سه ام قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خودکشی&lt;br /&gt;احساس پوچی به ایدهی بیهوده بودن زندگی مرتبط است. کسی که حکم میکند که  زندگی ارزش زیستن ندارد خودکشی می کند. فرد پوچگرا در دنیای بیبهره از دلیل  و در رویارویی با زندگی بی معنی، خودکشی را انتخاب خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر اساس آمارهای موجود در ایران، سالانه شش نفر به ازای هر 100 هزار نفر  جمعیت، اقدام به خودکشی میکنند که معادل ۴۲۰۰ نفر در سال می باشد.&lt;br /&gt;در اولین روز آغاز سال 1387،  پنج خودکشی در تهران گزارش داده شد.&lt;br /&gt;در اولین حادثه مرد 50 سالهای در آشپزخانه منزلش در حالیکه حلقآویز شده بود از سوی ماموران پلیس پیدا شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حادثهای دیگر، فردی که پلیس وی را نویسندهای مشهور معرفی کرد، در عصر  روز 29 اسفند در محله ای واقع در جنوب تهران، به علت بیماری روحی خود را  حلقآویز  نمود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارش سوم مربوط به زنی بود ساکن شهرک غرب، که به دلیل ناراحتی شدید ناشی از فوت برادرش، با خوردن چندین قرص خود را از پای در آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حادثه های بعدی، اجساد زنی 29 ساله و مردی 40 ساله در منزلی واقع در یکی  از کوچههای فرعی خیابان پاسداران پیدا شده است. با آغاز تحقیقات پلیس مشخص  شده که متوفیان که هیچ نسبتی با هم نداشتهاند با خوردن قرص، دست به خودکشی  زدهاند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براساس گزارش دفتر سلامت روان اجتماع وزارت بهداشت، هرچند این آمار در  استانهای مختلف متفاوت است ولی اقدام به خودکشی در زنان شایعتر از مردان می  باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران در بین کشورهای دنیا در زمینه خودکشی رتبه 43 را داراست،بیشترین آمار  خودکشی در استان لرستان بوده و کمترین آن در استان سیستان و بلوچستان به  چشم می خورد. بیشترین آمار خودکشی در بین مردان مجرد و زنان متاهل دیده شده  و همچنین بیشترین تعداد خودکشی در زنان و بیشترین تعداد خودکشی های موفقیت  آمیز، در بین مردان رخ داده است. زنان اکثراً پریدن از ارتفاع را انتخاب  کرده اند و مردها حلق آویز شدن را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ايران نوجوانان و جوانان از يک طرف و زنان از طرف ديگر دو قشری هستند که  بيشتر از سايرين دست به خودکشی میزنند. آمارها نشان میدهد آمار خودکشی و  بهويژه خودسوزی در استانهای محروم کشور به ويژه استانهای غربی از قبيل  ايلام، کرمانشاه، همدان و لرستان بيشتر از ساير مناطق کشور است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسردگی&lt;br /&gt;افسردگی جزء شایع ترین بیماری های روانی است و مردم ایران که جزء افسرده ترین مردمان کشورهای جهان هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعداد بیماران روحی، روانی و افسرده ایران ، 15 میلیون نفر اعلام شده است و  از طرفی دیگر جمعیت افراد افسرده را حدود 10 تا 12 درصد کل جمعیت کشور ذکر  کرده اند . مهم این که دلایل افسردگی را فقر، خشونتهای اجتماعی، خشونت در  چهار چوب خانواده، بیکاری، طلاق، احساس فقدان آینده روشن، اعتیاد، دم احساس  آزادی، سرخوردگی های اجتماعی، فحشا، گرانی، تبعیض، رعایت نشدن حقوق  شهروندان ، آگاه نبودن مردم از حقوق خود و ... می باشند. علل افسردگی  مجموعه ای زنجیر مانند است. هر شخص افسرده دارای یک سری مشکلات ابتدایی است  که برای رفع ناراحتی و جلوگیری از پیشرفت بیماری اش ، یا باید مشکلات  اولیه حل شوند یا با آن ها کنار بیاید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیکاری یکی از علل مهم ابتلا به افسردگی است و پس از آن مشکلات خانوادگی در  رده دوم جای می گیرند. احتمال می رود که فرد جهت تسکین مشکلات به مواد  مخدر پناه برد که این امر خود در ایجاد و تشدید افسردگی نقش مهمی را ایفا  می کند. در این گونه افراد زمینه های گرایش به خلاف و بزه بسیار قوی است.  مبتلایان به افسردگی وارد سلسه تبعیض ها و فشارهایی می شوند که بخشی از  آنها را باید با مدیریت اجتماعی توسط دولت حل کرد و بخشی نیز به وسیله ی  خود بیماران .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه ما در گذشته نیز همواره با چنین مشکلات و گرفتاریهایی دست به گریبان  بوده اما افسردگی طی سالهای اخیر در کشور شدت گرفته است، بطوری که هم اکنون  سن افسردگی از 27 سال به 17 سال رسیده است و اگر برنامهریزی دقیق و مناسبی  برای کاهش تنشهای اجتماعی صورت نگیرد، باید منتظر افزایش روند روز افزون  افسردگی به ویژه در میان جوانان بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در گذشته والدین و خانواده به راحتی از عهده نیازهای عاطفی فرزندان خود بر  میآمدند اما پدر و مادرهای امروزی به قدری درگیر کار و مشکلات بیرونی هستند  که حتی فرصت نمیکنند ساعتی از وقت خودشان را صرف فرزندانشان کنند.&lt;br /&gt;اشتغال یکی دیگر از معضلاتی است که در جامعه امروز جوانان را درگیر خود  ساخته است. این مشکل در درازمدت سبب می شود شهروندان روز به روز بیشتر از  زندگی خسته و افسرده شده و در نهایت برای فرار از آن به ناهنجاریهای مختلف  دست زنند و چنانچه این افسردگی از حد متعارف فراتر رود میتواند زمینهیی  برای خودکشی فرد باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خصوص بروز افسردگی حاد در بین شهروندان میانسال می توان گفت که این گروه  شاید مشکلات جوانان را نداشته باشند اما در عوض مشکلات خانوادگی و اقتصادی  چنان آنها را تحت فشار قرار داده که راهی ندارند جز درونگرایی که در آخر  باز هم به افسردگی ختم میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سالها طول کشيد تا مسؤولان و دولتمردان ايرانی در برابر آسيبهای اجتماعی از  موضع انکار دست بردارند. از روزگاری که گفته میشد ما در ايران ايدز، زنان  خيابانی، خودکشی و ... نداريم و اگر هم داريم بسيار ناچيز است هنوز خیلی  نگذشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشبختانه اين ديدگاه در سالهای اخير تا حدی اصلاح شده و مسؤولین وجود اين  آسيبها را پذيرفتهاند و در گفتگوهايشان از لزوم توجه برای حل اين مشکلات دم  می زنند..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی وضع معیشت مناسب نباشد، ناسازگاری ها و منازعات  خانوادگی رشد  می  یابد و خیلیها دچار افسردگی میشوند و انواع و اقسام نابسامانیها و  گرفتاریهای شخصی بهوجود میآید و در مجموع جامعه احساس میکند که رو به جلو  حرکت نمی کند و شرایط سختی را انتظار می کشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کشورهای زیادی هستند که در تاریخشان، در مقاطعی دچار مشکلات اقتصادی و  اجتماعی میشوند. طبیعتاً جامعه در چنین شرایطی میل به تغییر اوضاع دارد و  در نتیجه ،فعالیت های سیاسی و اجتماعی افزایش می یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سؤال اینجاست که چرا جامعه ایران، در حال حاضر بیش از هر زمانی در خود فرو  رفته و علاقهی مقبولی برای مشارکت اجتماعی و  سیاسی ندارد؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://launch.groups.yahoo.com/group/iran_eshgh/join" target="_blank"&gt;http://launch.groups.yahoo.com/group/iran_eshgh/join&lt;/a&gt;       &lt;/blockquote&gt;      &lt;/div&gt;            &lt;/div&gt;    &lt;/div&gt;        &lt;div class="after_content"&gt;                                                                                                 &lt;blockquote class="signature restore"&gt;&lt;div class="signaturecontainer"&gt;خویش را اول مدوا کن کمال این است و بس !!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/blockquote&gt;                                                  &lt;/div&gt;           &lt;/div&gt;                  &lt;span class="postcontrols"&gt;      &lt;img style="display: none;" id="progress_19424" src="http://www.shafighi.ir/forum/images/styles/RoyalFlush/misc/progress.gif" alt="" /&gt;                         &lt;/span&gt;     &lt;span class="postlinking"&gt;                                                                                       &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-4471186118791896806?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/4471186118791896806/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4471186118791896806'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4471186118791896806'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='امید به زندگی در ایران .'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-6991188755934235119</id><published>2010-12-30T13:39:00.000-08:00</published><updated>2010-12-30T13:40:04.623-08:00</updated><title type='text'>اعتراض سینماگران و شخصیت های جهانی به حکم جعفر پناهی و محمد رسول اف</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;             &lt;div id="sidebar"&gt;                 &lt;div&gt;                     &lt;b class="sidebar_content"&gt;&lt;b class="sidebar_content2"&gt;                         &lt;/b&gt;&lt;b class="sidebar_content5"&gt;                         &lt;/b&gt;&lt;/b&gt;                     &lt;div class="sidebar_content_content"&gt;                         &lt;div style="padding: 2px;" align="right"&gt;                             &lt;!-- BlogProfile --&gt;  &lt;div id="linkbox"&gt; &lt;!-- blogphoto --&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;center&gt;                                 &lt;a href="http://wonderboys.persianblog.ir/rss.xml"&gt;                                 &lt;img src="http://persianbox.com/templates/public/modern2/pics/feed.gif" alt="RSS Feed" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a target="_blank" title="آمار وبلاگ" href="http://www.persianstat.com/Results.aspx?id=40355016&amp;amp;mode=1"&gt;&lt;img alt="" src="http://www.persianblog.ir/images/stat.gif" style="border: 0pt none;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;script type="text/javascript" src="http://persianblog.ir/ps.js"&gt;&lt;/script&gt;&lt;script defer="defer" type="text/javascript"&gt;persianstat(40355016, 4);&lt;/script&gt;                             &lt;/center&gt;                         &lt;/div&gt;                     &lt;/div&gt;                 &lt;/div&gt;             &lt;/div&gt;                              &lt;script language="JavaScript" type="text/javascript" src="http://comments.persianblog.ir/cc.aspx?blogID=355016&amp;amp;rnd=40542.1781481481"&gt;&lt;/script&gt;  &lt;!-- BlogPost ID=6004711 --&gt;&lt;h2 dir="rtl" align="right"&gt; &lt;a href="http://wonderboys.persianblog.ir/post/13/" title="Link" class="posttitle" style="font-size: 16px;"&gt;اعتراض سینماگران و شخصیت های جهانی به حکم جعفر پناهی و محمد رسول اف&lt;/a&gt; &lt;/h2&gt;  &lt;span&gt;  &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;img src="http://wonderboys.persiangig.com/image/Jafar%20Panahi%20%283%29.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;بیش از چهار هزار و  پانصد تن از سینماگران، بازیگران، مولفان، وکلا و پزشکان با امضای طوماری  اعتراض خود را نسبت به حکم جعفر پناهی                   و محمد رسول اف  اعلام کرده اند.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;ژیل ژاکوب رئیس  جشنواره کن، مارکو مولر رئیس جشنواره ونیز، اولویه اسایاس کارگردان  فرانسوی، دیه گو گالان مدیر جشنواره سن سباستین                   و کوستا  گاوراس رئیس سینما تک فرانسه از جمله امضاکنندگان این بیانیه اند.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;کارگردانانی چون لارنس فون تریه برنده نخل طلای کن، برتران تاورنیه، شیرین نشاط و مرجان ساتراپی نیز این طومار را امضا کرده اند.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://wonderboys.persiangig.com/image/Jafar%20Panahi%20%281%29.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;جعفر پناهی، فیلمساز  ایرانی که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران  بازداشت شد، به ۶ سال حبس  تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی،                   فیلمنامه  نویسی،  سفر به خارج از ایران و گفتگو با رسانه های داخل و خارج ایران محکوم  شد.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;همچنین در حکمی جداگانه، محمدرسول اف، فیلمساز، نیز به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://wonderboys.persiangig.com/image/Jafar%20Panahi%20%282%29.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;جعفر  پناهی شب ۱۰  اسفند سال ۱۳۸۸ همراه با ۱۷ نفر، از جمله همسر و   دخترش، در  منزل خود در  تهران بازداشت شد.  بیشتر افراد بازداشت‌                   شده   روزهای  بعد آزاد شدند، اما این فیلمساز ۴۹ ساله  نزدیک سه ماه در زندان اوین    باقی ماند تا با سپردن وثیقه، به طور موقت                   آزاد شد.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;در  بیانیه کمیته  حمایت از جعفر پناهی و محمد رسول اف آمده است: "جعفر پناهی  امروز قادر به  دنبال کردن فعالیت آثار سینمایی خود                   نیست. ضربه این  محکومیت سنگین باعث محرومیت او از آزادی  می گردد و مانع از آن خواهد شد که  او چه از نظر جسمی و چه از نظر فکری                   حرفه سینماگری خود  را دنبال کند."&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;در بخش دیگری از این  بیانیه آمده است: "تنها جرم جعفر پناهی این است که می خواهد حرفه خویش را  که همان سینماگری است، در آزادی                   کامل دنبال کند."&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;عباس  بختیاری، از  امضاکنندگان این بیانیه و مدیر فرهنگسرای پویا در پاریس در گفت  و گو با بی  بی سی گفت: "پس  از اعلام حکم جعفر                   پناهی و محمدرسول  اف، رادیو فرانس کولتور و سینماتک  فرانسه اولین نهادهایی  بودند که  پیشنهاد تشکیل کمیته ای جهت حمایت از جعفر                   پناهی و محمد  رسول اف  را مطرح کردند."&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://wonderboys.persiangig.com/image/Jafar%20Panahi%20%284%29.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;به  گفته آقای  بختیاری، کمیته حمایت از جعفر پناهی و محمدرسول اف به همت  جشنواره فیلم  کن، سینما تک  فرانسه، سینما تک سوییس، جشنواره                   فیلم  لوکارنو، مجله کایه دو سینما،  جشنواره فیلم ونیز،  جامعه مولفان  کارگردانان فرانسه، فرهنگسرای پویا و  رادیو فرانس کولتور                    تشکیل شده است.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;روز سه  شنبه، 21  دسامبر، فردریک میتران، وزیر فرهنگ فرانسه با انتشار بیانیه ای  حکم صادره  برای جعفر پناهی و محمدرسول اف را محکوم                   کرد و میشل  آلیوماری، وزیر امور خارجه فرانسه، نیز طی  نامه ای به همتای ایرانی خود  خواهان تجدید نظر در این حکم شد.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://wonderboys.persiangig.com/image/Jafar%20Panahi%20%285%29.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;جعفر پناهی در سال ۱۹۹۵ از جشنواره سینمایی کن جایزه "دوربین طلایی" را به خاطر فیلم &lt;strong&gt;بادکنک سفید&lt;/strong&gt; برنده شد.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;فیلم &lt;strong&gt;دایره &lt;/strong&gt;به کارگردانی پناهی در چندین جشنواره مورد تحسین قرار گرفت، از جمله به جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز دست یافت.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;آقای پناهی در سال ۲۰۰۶ به خاطر فیلم &lt;strong&gt;آفساید&lt;/strong&gt; از جشنواره سینمایی برلین جایزه "خرس نقره‌ای" را برای بهترین کارگردانی دریافت کرد.&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0pt 0pt 10px; line-height: 1.5;"&gt;منبع : بی بی سی پرشین&lt;/p&gt;   &lt;/span&gt;    نویسنده : &lt;a href="http://persianblog.ir/profiles/345695/"&gt;Taha&lt;/a&gt; : ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٤  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-6991188755934235119?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/6991188755934235119/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_30.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6991188755934235119'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6991188755934235119'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_30.html' title='اعتراض سینماگران و شخصیت های جهانی به حکم جعفر پناهی و محمد رسول اف'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-5036919586426236638</id><published>2010-12-29T16:36:00.004-08:00</published><updated>2010-12-29T16:46:38.600-08:00</updated><title type='text'>کشتار قارنا</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQB4IFxAZFZnKeiEnYC_ZJ5XAGogXoXc42s6OoO5eLOWHu9Qozk"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 280px; height: 180px;" src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQB4IFxAZFZnKeiEnYC_ZJ5XAGogXoXc42s6OoO5eLOWHu9Qozk" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQx1txe4ehXcLsaVmF-SvL7iAIIxhdF4Cz9B5KqXCAzmpmqeC8a"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 240px; height: 151px;" src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQx1txe4ehXcLsaVmF-SvL7iAIIxhdF4Cz9B5KqXCAzmpmqeC8a" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQx1txe4ehXcLsaVmF-SvL7iAIIxhdF4Cz9B5KqXCAzmpmq"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 1px; height: 1px;" src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQx1txe4ehXcLsaVmF-SvL7iAIIxhdF4Cz9B5KqXCAzmpmq" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQJQSiqm6twOKhC6KaP2sPeSf-0gZRkrlAF_ySMEgUwtf2lFxWhUA"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 159px; height: 119px;" src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQJQSiqm6twOKhC6KaP2sPeSf-0gZRkrlAF_ySMEgUwtf2lFxWhUA" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://rojpress.files.wordpress.com/2010/09/gharna31.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 400px; height: 285px;" src="http://rojpress.files.wordpress.com/2010/09/gharna31.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-5036919586426236638?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/5036919586426236638/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_659.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5036919586426236638'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5036919586426236638'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_659.html' title='کشتار قارنا'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-3823999867083479128</id><published>2010-12-29T16:35:00.000-08:00</published><updated>2010-12-29T16:36:11.316-08:00</updated><title type='text'>شرح فاجعه کشتار دسته جمعی مردم روستای قارنا در شرق کردستان و نقده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span class="hewallink"&gt;       شرح فاجعه کشتار دسته جمعی مردم روستای قارنا در شرق کردستان و نقده        &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;             &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ساعت  1 بعدازظهر 11 شهریورماه 1358 خورشیدی، روستای "قارنا" که در 10 کیلومتری  شهر نقده و بر سر راه نقده ـ پیرانشهر واقع است، در مدت سه ساعت از سوی  نیروهای امنیتی و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پاسداران  جمهوری اسلامی آماج هجوم قرار گرفت و 68 تن از ساکنین بیگناهش به کام مرگ  فرستاده شدند، اغلب شهیدان نیز زنان، سالحوردگان و نونهالان بودند. جنایت  قارنا توسط زمامداران جمهوری اسلامی خلق شد و حاصل شرایط ویژهای بود که از  سویی ملت کرد پس از انقلاب ملیتهای ایران به کیان سیاسی خود دست یافته بود و  از دگر سوی جمهوری اسلامی به منظور سرکوب و قلع و قمع جنبش ملی کرد در  کردستان ایران و عمیقکردن تلاشهای آن جنبش که استقرار و نهادینهکردن یک  نظام دمکراتیک و کسب حق تعیین سرنوشت را هدف داشت، به قتلعام و تحمیل  حاکمیت توتالیتر و آزادیستیز خود روی آورده بود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;حمزه"  جریان را توصیف میکند: "روز 11 شهریورماه پیرامون روستا را توپباران کرده و  در محاصره قرار دادند. ساعت یک بعدازظهر جمعی حدود 100 تن به همراه یک نفر  به اسم "قادری" که چهرهاشان معرف مجاهدین پاسدار بود، به درون منازل  ریختند، هر کسی را بر سر راه میدیدند، میکشتند و سر او را از بدن جدا  میکردند. آخوند مسجد روستا قرآن به دست پیش آنها رفت و بر بیگناهی مردم قسم  خورد. مهاجمان آخوند روستا را درجا به قتل رساندند، سرش را بریده و با خود  بردند که تاکنون اثری از سر او پیدا نشده است. پیرمردی به اسم "سید احمد"  دربارهی سلاحهای مورد استفاده میگوید: "برخی را با سلاح گرم کشتند و برخی  دیگر را با چاقو و کارد سر بریدند، بعضیها بهخصوص بچهها را در زیر لگد و  پوتین خفه کردند". سید احمد میافزاید: "من در آن روز در نقده به سرمیبردم،  هنگامی که به قارنا بازگشتم، جهنمی را دیدم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;". &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;هیئت  نمایندگان مردم کرد این قتلعام را محکوم و اعلامیهای را صادر نمود:  "هممیهنان انقلابی و مردم مبارز کرد، هنوز فاجعه قارنا از یاد نرفته است که  در یکی از روستاهای میهنمان، نزدیک اشنویه یک جنایت دیگر قتلعام به راه  انداخته شد. ژاندارمها، پاسداران و مزدوران "معبودی" به روستای "قلاتان"  یورش بردند و با قساوت تمام مردم را قتلعام نمودند. علاوه بر به شهادت  رسیدن 3 پیشمرگ، 17 تن از روستانشینان شهید و 20 تن دیگر زخمی شدند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;". &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;هیئت  نمایندگان ملت کرد ضمن اینکه به خانوادهی "شهیدان قلاتان" و همه مردم  کردستان تسلیت میگوید و با آنها و زخمیشدگان ابراز همدردی مینماید، قتلعام  مردم را محکوم نموده و از کادر و پیشمرگان قهرمان شهرها و روستاهای کردستان  درخواست میکند که متحد و هشیار باشند و با صعهصدر و آیندهنگری توطئههای  جنگطلبانه را خنثی سازند (کیهان،10/1/1359&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;). &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نامهی  سرگشادهی جمعیت حقوقدانان ایران دربارهی وقایع کردستان به نخستوزیر، مهندس  بازرگان: "... مطلعید که در مناطق کردنشین از استانهای آذربایجان غربی و  کردستان و کرمانشاه گزارشاتی دلخراش در رابطه با تجاوز به آزادی و حقوق  اساسی شهروندان ارسال میشود. بهویژه فاجعه روستای "قارنا" که نماد خشونت و  انتقامگیری ضدبشری میباشد و لازم است در مورد آن تحقیقاتی جدی صورت  پذیرد... وظیفهی انسانی و ملی همه ماست که در برابر این فاجعه بایستیم و از  گسترش دامنهی این اختلافات جلوگیری به عمل آوریم..." (روزنامهی اطلاعات،  21 آذرماه 1358، ص 2&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;). &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;روز ژنوساید ملت کرد در کردستان ایران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;مرکز  "چاک" روز 11 شهریورماه 1358 مصادف با 2 سپتامبر 1979 را به عنوان روز  ژنوساید ملت کرد در کردستان ایران نامگذاری کرده است که با آن حاصل  سیاستهای مخرب و جنگطلبانهی جمهوری اسلامی از بدو انقلاب به مثابه یک نظام  ضدبشری و ضدارزشهای انسانی عیان شد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در  بیانیه مرکز فوقالذکر آمده است که: "27مین سالروز شروع پاکسازی ملت کرد که  در "قارنا" آغاز شد را به روز ابراز اعتراض علیه جمهوری اسلامی مبدل  کنیم". همچنین در بخش دیگر از بیانیه مزبور آمده است: "فاجعه قارنا و نیز  قتلعام مردم مدنی روستاهای قلاتان، ایندرقاش، سوزی، قرهگول، کانی مام سید،  سوکند و ... که مورد هجوم قرار گرفته و زنان، بچهها و پیرمردان را نیز  دربرگرفت، از نمونههای ژنوساید کرد به شمار میروند. در این روز مناسب است  که طراحان ترور رهبران سیاسی و ملی ملتمان که از طرف تروریستهای جمهوری  اسلامی ترور شدند، پیش از همه رفسنجانی و احمدینژاد یکبار دیگر به افکار  عمومی معرفی شوند" (جمعیت چاک، کردستان ایران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;). &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ژنوساید علیه بشریت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;قتلعام،  قلع و قمع، کشتار گروهی، کوچ اجباری دستهجمعی، انفال از جمله اعمالی محسوب  میگردند که انسان علیه انسان اعمال میکند و توسط جامعه بشری محکوم میشود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;کلمه "ژنوساید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; (Genocide)" &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ترکیبی است از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;1&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ـ کلمه یونانی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; "Genos" &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به معنای نژاد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;2&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ـ کلمه لاتینی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; "Gaeders" &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به معنای کشتن و از بینبردن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;از ترکیب این دو کلمه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;Genocide &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;درست  میشود که به معنی قتلعام است. قتلعام در واقع نقض کامل حقوق بشر محسوب  میگردد. از این دیدگاه میتواند جداً برهم زنندهی صلح و آرامش بینالمللی  باشد. سازمان ملل متحد با اتکا به بند ششم دادگاه نورنبرگ میگوید: "ژنوساید  در واقع پایمالکردن حقوق گروهی همه انسانست. همچنین قتل انسانها  نشاندهندهی نفی حق حیات است. ژنوساید به مفهوم تحقیر بشریت است. این عمل  فرهنگ و تمدن جامعه بشری را نقض میکند و عاملان را در برابر نوع بشر قرار  میدهد". بعدها میثاق ممنوعیت قتلعام و نیز مسئول بودن انجامدهندگان این  اعمال در مقابل دادگاه بینالمللی در مورخه 9/12/1948 از سوی سازمان ملل  متحد مورد تصویب قرار گرفت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ژنوساید  به مثابه عملی ضدبشری فقط پاکسازی انسانها و نابودکردن یک جمعیت ملی،  نژادی و یا دینی نیست، بلکه در شیوههای مختلف از سوی عاملان آن فاجعه خلق  میشود و ضربهای مهلک بر پیکر جامعه بشری وارد میآید. از انواع ژنوساید،  ژنوساید فیزیکی، (گلولهباران کردن، اعدام دستهجمعی، حمله نظامی، قتلعام،  وحشیانهترین آنها استفاده از سلاح اتمی، شیمیایی و...)، ژنوساید بیولوژیک  (جلوگیری از افزایش جمعیت)، ژنوساید فرهنگی ـ ملی (استحالهی فرهنگ و زبان  یک ملت، قلب تاریخ و به یغما بردن آثار تاریخی و به طور کلی هر عملی که از  رشد ملتی تحت ستم جلوگیری کند)، ژنوساید اقتصادی ـ اکوسیستم (ویرانکردن و  تاراج شهرها و روستاها، آتشزدن مزارع، شیوع بیماری و کمبود مواد خوراکی،  ... و به طور کلی تخریب نظام حیات طبیعت) و همچنین ژنوساید "سفید" که این  نوع ژنوساید به ژنوساید بیصدا معروف است و از سوی دولتی مانند جمهوری  اسلامی در راستای مسکوتکردن و اختناق صدای آزادیخواهی استفاده میشود و  شایعترین آن ترویج اعتیاد به مواد مخدر، خودکشی، فرار مغزها، بیکاری و...  است&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ژنوساید  به مثابه جنایتی علیه جامعه بشری همچون پدیدهای طبیعی نیست، بلکه عامل آن  خود انسان است و از ویژگیهای رژیمهای توتالیتر و شوینیست به شمار میآید که  به منظور استیلا و تحمیل حاکمیت خود بر جامعه، تمامیتخواه و توسعهطلب هستند  و آرمان و اهداف خود را به عنوان ایدئولوژی فراتر از جامعه بشری به کار  میگیرند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ژنوساید کرد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;مسئله  ی ملت کرد به عنوان بزرگترین ملت بیدولت در خاورمیانه که بر چهار کشور  تقسیم شده است هنوز به مثابه یکی از مسائل منطقه لاینحل باقی مانده است.  ملت کرد دارای هویت کردی، فرهنگ، زبان و تاریخی زرین در مبارزه برای رهایی  از زیر ستم و استبداد است و در دویست سال گذشته آماج حملات اشغالگران قرار  گرفته و حقوقش غصب شده است. روابطش با حاکمیت مسلط بر کردستان مدام فاصله  گرفته است، بدین مفهوم که ملت کرد به سبب کردبودنش و خواستهای ملیاش همیشه  در حاشیه قرار داشته و حاکمیت غالب بر کردستان را مشروع ندانسته است که این  از عوامل ظهور جنبش ملی ملت کرد به حساب میآید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اسماعیل  بیشکچی، جامعهشناس و متفکر ترک در کتاب "کردستان، مستعمرهی بینالمللی" بر  این اعتقاد است که: "روابط مسلط بر سیستم سیاسی کردستان حتی از  استعمارگرایی پایینتر است. سیاست کشورهای گروه غالب عبارت است از ویرانکردن  تمدن و فرهنگ ملت کرد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;....". &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ملت  کرد در منطقه خاورمیانه زندگی میکند. خاورمیانه گریبانگیر دیکتاتوری و  توتالیتاریسم است و مردم این منطقه تشنهی آزادی و صلح هستند. حاکمان  کشورهای منطقه حقوق بشر را وقعی نمینهند و در برابر هر صدای متفاوت  مانعتراشی میکنند. یکی از عوامل وجود کشمکش در منطقه به تکثر فرهنگی و تکثر  مذهبی برمیگردد که حاکمیتهای استبدادی و شوینیست همیشه خواستهای دمکراتیک و  برحق را سرکوب کرده و اجازه رشد بدانها ندادهاند و لذا مسائل و شکاف ملی  موجب ظهور جنبشهای ملی که جنبش ملت کرد از آنهاست، شده است&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در  عدم وجود دمکراسی و نظامهای دمکراتیک در منطقه، ملت کرد نیز یکی از ملتهای  حقطلبی میباشد که به سبب سیاستهای حکومتهای مسلط مورد ژنوساید قرار گرفته  است&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ژنوساید در کردستان ایران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در  دوران استبداد پهلوی و حکومت بیستسالهی رضاشاه، ملیتهای ایرانی به خاطر به  وامگرفتن و اعمال سیاست کمالیستی و اجرای پروسهی ملتسازی بر اساس دولت ـ  ملت، مورد سیاستهای خشن دولت قرار گرفته و سرکوب گردیدند. تغییر اسامی  شهرها و روستاها و ممنوعکردن لباس ملی ملیتها، اولین گام در راستای  همرنگسازی و استحالهی ملت کرد به شمار میرود. در آن دوران هزاران نفر به  شهرهای دیگر ایران کوچ داده شدند، اکثر فعالان سیاسی و رهبران سیاسی به  زندان قصر افتادند و... . در سالهای 1334 ـ 1340، 120 تن اعدام شدند، سال  1939 شهرهای کردستان همچون سقز، بانه، سردشت، مریوان، مهاباد، نقده، بوکان و  نیز کرمانشاه، ایلام، سرپلذهاب و... به حاشیه رانده شدند و فقر و بیسوادی  بر کردستان سایه افکند. سال 1935 جمعیت زیادی از عشایر "طةلَباخي"،"جلالی" و  "پیران" اجباراً به سلطانآباد کرمان و شیراز کوچ داده شدند. اعدام پیشوای  کرد و مؤسس اولین جمهوری دمکراتیک کردستان، قاضی محمد از دیگر موارد سرکوب و  ژنوساید در کردستان بود. سرکوب خیزش پرشکوه 47 ـ 1346 از جنایتهای دیگر  نسبت به ملت کرد محسوب میگردد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;کردستان پس از انقلاب&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;متعاقب  به موفقیت رسیدن انقلاب ملیتهای ایران و غصب دستاوردهای انقلاب از سوی  جمعی آخوند فرصتطلب و آزادیستیز، کردستان در وضعیتی وخیم، پر هرجومرج و جنگ  تحمیلی قرار گرفت. توطئههای جنگ نقده، فرمان جهاد، کشتار مردم قارنا و  قلاتان، شهید نمودن رهبران حزب دمکرات کردستان ایران، دکتر قاسملو و دکتر  شرفکندی، سرکوب و تحمیل فضای اختناق بر کردستان و هزاران جنایت دیگر در  کردستان، همگی حاصل سیاستهای ضدمردمی و توتالیتاری جمهوری اسلامی هستند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;جریان  قارنا و قلاتان به عنوان نمونهای از قتلعام و کشتار مردم عادی و بیگناه و  حتی شقاوت و قساوت در برابر نونهالان و نوزادان، ضمن اینکه ضدبشریترین عمل  جمهوری اسلامی در قبال ملت کرد به حساب میآید، عملی ضدبشری و ضد ارزشهای  انسانی است. ژنوساید قلمدادکردن فاجعه قارنا و قلاتان و سایر روستاهایی که  مورد هجوم قرار گرفتند، ارزش نهادن به ارزشهای بشری است. اکنون نیز ژنوساید  سفید، یا بیصدا، با استفاده از شیوع مواد مخدر، شیوع ویروس ایدز، ترویج  فرهنگ خودکشی و... از اعمال دیگری هستند که جمهوری اسلامی علیه جوانان و  جامعهی کردستان به کار گرفته است و وجود آنها بر کردستان سنگینی میکند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نتیجه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;کشتار  دستهجمعی، وحشیانهترین و بیرحمانهترین عملی است که دشمنان آزادی و صلح  نسبت به جامعه بشری انجام میدهند، بدتر از آن اختیار سکوت از سوی مدافعان  حقوق بشر و مجامع و محافل بشردوست است. عمل ژنوساید از مبانی فکری جمهوری  اسلامی جهت استحاله و نابودی "دیگری" و بقای "خود" به شمار میآید. رژیم  توتالیتار جمهوری اسلامی ضمن آنکه در گذشته علیه ملت کرد از سیاست  خشونتآمیز و سرکوب بهره جسته است، امروز نیز شاهدیم که مشغول قتل، قلع و  قمع، اعدام و سرکوب فعالین جنبشهای فرهنگی، زنان، دانشجویان و جوانان است و  هرگونه صدای آزادیخواهانه را در نطفه خفه میکند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;منابع&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;1&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ـ ژنوساید کرد ـ اسماعیل بیشکچی ـ ترجمه: بهزاد خوشحالی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;2&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ـ همان منبع&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;3&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;ـ اسناد، کردستان در سالهای بحرانی 58 ـ 57، تحقیق و تهیه: بهزاد خوشحالی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-3823999867083479128?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/3823999867083479128/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_29.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/3823999867083479128'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/3823999867083479128'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_29.html' title='شرح فاجعه کشتار دسته جمعی مردم روستای قارنا در شرق کردستان و نقده'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-1095165014743289777</id><published>2010-12-24T12:39:00.001-08:00</published><updated>2010-12-24T12:41:59.802-08:00</updated><title type='text'>صادق هدایت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;table id="NewsItem" style="table-layout: fixed;" border="0" cellpadding="1" cellspacing="1" width="100%"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td dir="rtl"   style=";font-family:tahoma;font-size:9pt;" align="right"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 255, 255);"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;«صادق  هدايت» به گردن همه نويسندگان اين مرز و بوم حق دارد و خواسته يا ناخواسته  سايه اش بالاي سر همه نويسندگان است، به طوري که کم و بيش در آثار اکثر  نويسندگان تصويري از عناصر و مايه هاي «هدايت» را مي توان ديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به  صد و پنجمين سالروز تولد پدر داستان نويسي مدرن ايران زمين نزديک مي شويم.  کسي که ابعاد شهرت و آوازه نامش بحق در دنيا اگر از ايران بيشتر نباشد کمتر  نيست. کشورهايي چون فرانسه، امريکا، لهستان، انگليس، کانادا، ترکيه و...  درباره او و آثارش تحقيق کرده و کتب زيادي منتشر کرده اند؛ حال آنکه آثار  بي مهري، پس از گذشته پنجاه و شش سال از مرگ وي، هنوز به انواع مختلف نسبت  به او و همچنين محل زندگي اش ديده مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مي دانيم که بسياري از  آثار او را به صورت کپي به دست مي آوريم و حتي براي اقتباس از آثار وي براي  نمايش چه به صورت اجراي صحنه يا اجراي راديويي با مشکل روبه رو مي شويم.  براي علاقه مندان به فرهنگ و هنر و ادبيات هميشه محل اقتدار نويسنده و خلق  شاهکارهاي هنري او جنبه يي خاص و استثنايي داشته است. با کمتر از چند دقيقه  از جست وجو کردن نام نويسندگاني چون چخوف، همينگوي، بالزاک و... مي توان  به تصاويري از منازل آنها که امروزه به موزه تبديل شده است، دست يافت. اما  وقتي نام صادق هدايت را جست و جو مي کنيم؛ اگر بخت و اقبال يار باشد به  تنها عکسي برمي خوريم از ديوار قديمي خانه يي که روي آن پسرشجاع و خرس قهوه  يي و... کشيده اند، زنگي را مي بينيم که بلاتکليف از جاي خود دررفته و دري  را خواهيم ديد که پس از گذشت زمان، خوراک موريانه ها شده و زير تازيانه  سوز و سرما و برف و باران پوسيده است. به طور قطع کنجکاوي هر انسان بالغ و  هوشمندي پس از ديدن اين عکس تحريک شده تا به دنبال دستاني برود که به  ديواره ميراث ملي سيلي زده است؛ سيلي که قطعاً صورت عاشقانه هنر را سرخ  کرده. خانه پدري صادق هدايت جدا از ارزش معنوي آن به عنوان محل سکونت پدر  داستان نويسي، ارزش ديگري نيز دارد و آن معماري آن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نشريه  فرهنگي، هنري و اجتماعي رودکي در شماره بيستم خود نگاهي دارد به خانه پدري  صادق هدايت که نويسنده آن نازلي سماک است. او در تحقيق خود آورده است؛ «اين  بنا در کوران حوادث روزگار و اتفاقات اجتماعي و سياسي گذشته اين سرزمين  دچار تغيير و تحولات و بي مهري هاي زيادي شده و در حالي که در ابتداي امر  به عنوان يک عمارت مسکوني در يکي از بهترين مناطق آن دوره تهران بود، بعد  از مدتي تغيير کاربري يافته و همين تغيير کاربري باعث تغييرات اساسي در بنا  و محيط پيرامون آن شده است. اين تغييرات طوري بوده که کم کم چهره اصلي بنا  و اصالت طرح و سبک معماري بنا و تناسب ظاهري بنا خدشه دار شده است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«اين  بنا با معماري کاملاً درون گرا و با سبک تلفيق (تلفيق معماري سنتي و  معماري اروپايي آن زمان) که سبک رايج آن دوره در بناهاي اشراف و بزرگان  بوده، ساخته شده است.» «پلان ساختمان به صورت درون گرا، ايراني و کاملاً  متقارن است، اگرچه در آن نوآوري هايي مثل دالان ارتباطي زيربنا صورت گرفته  است. پله دوطرفه ورودي به طبقه همکف در بخش شمالي، روي محور وسط ساختمان  (که از ميان حوض وسط حياط و دالان ارتباطي نيز مي گذرد) قرار دارد و به يک  پاگرد ختم مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارتباط با کليه اتاق ها در اين طبقه از طريق اين  پله و پاگرد ميسر است که پله دوطرفه آن ايده يي کاملاً فرنگي است. در بخش  شرقي و غربي نيز راه پله هايي متقارن که به ايواني ختم مي شوند، اتاق هاي  طبقه همکف را در بخش جنوبي بنا به حياط اين بخش متصل مي سازند. نظام گردشي  در بنا کاملاً سنتي و همه اتاق هاي آن به هم راه دارند که ايده يي کاملاً  سنتي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تزئينات غاين بناف در قسمت نما منحصر است به اجراي روزانه  موشي هاي زيرشيرواني و کاشي کاري از اره ها با نقوش فرشته، ساختمان،  سربازاني با لباس قجري و طرح هايي از گل و گياه و سقف ايوان ها نيز به صورت  قاب هاي گره چيني شده و چوبي است که نظير اين نقوش را مي توان روي در  ورودي اصلي (اوليه) بنا ديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 255, 255);font-size:100%;" &gt;&lt;img alt="" src="http://www.etemaad.com/Released/86-11-03/8-78-.jpg" width="250" height="146" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 255, 255);font-size:100%;" &gt;پنجره  هاي زيرزمين در حياط شمالي سابقاً به صورت شباک (نظير اين شباک ها را در  خانه امام جمعه و شمس العماره و“ مي توان ديد) بوده است.» براي ديدن اين  بنا به خيابان کوشک (شهيد تقوي فعلي)، جنب بوستان اميراعلم مي روم. نقش و  نگار پسرشجاع و خرس قهوه يي را از نزديک نگاه مي کنم و چند لحظه به فکر فرو  مي روم که سربازي که براي نگهباني در سفارت کنار منزل پدري هدايت ايستاده  با تعجب نزديک من مي شود و مي پرسد؛ «خانم اينجا خونه کيه که هي همه ميان  نگاهش مي کنن؟، مگه اينجا کجاست؟»“ درهاي اصلي بسته است، وارد بيمارستان مي  شوم و پس از نامه نگاري هاي مربوطه به سمت ديوار خانه هدايت مي روم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دري  کنده شده و براي ورود به خانه بايد از ميان زباله و سيمان و گل و لاي از  روي چوب رد شوي و از آن در متجاوز تعبيه شده روي ديوار بگذري و به حياط  بروي. حياط پر از نردبان و رنگ و آشغال است. تاب، سرسره و الاکلنگ هاي رنگ و  رورفته حياط خانه يي که پلاک ميراث فرهنگي گرفته را اشغال کرده است، روي  درهاي قديمي پوستر تبليغاتي ديده مي شود و ستون ها رنگ شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داخل  يکي دو اتاق بناها مشغول ساختن حمام و دستشويي هستند و کاشي کاري مي کنند،  رنگ ديوارها ريخته شده و توي اتاق ها ميز مطالعه گذاشته اند. مرد جواني در  يکي از اتاق هاي قديمي کوچک خانه با لباس پرستاري مشغول کار با کامپيوتر  بود و چند نفر هم داخل به اصطلاح کتابخانه مشغول خواندن کتاب بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها  قسمتي که مورد کم لطفي قرار نگرفته سقف اتاق ها بود، مسوول کتابخانه در  پاسخ به سوالاتي که از ايشان شد، گفت؛ «... ما خودمان در اينجا دچار  مشکلاتي هستيم، مثلاً به سايت و سالن ها تسلط نداريم، بيمارستان هم به ما  دستور داده که نه حق داريم ديواري از خانه را برداريم، نه ميخي به ديوار  بزنيم، چون شايد ميراث سري زد و ايراد گرفت... اينجا امکانات کافي هم  نداريم نه سرماي کافي در تابستان داريم و نه گرما در زمستان؛ مشکل آب هم  بوده، مثلاً گاهي ليوان ها را دم حوض مي شوييم... اين ساختمان اصلاً  استانداردهاي يک کتابخانه را ندارد و خود ما هم مشکل داريم و راحت  نيستيم... الان پايين غزيرزمينف را پاويون پزشک ها کرده اند؛ قسمت ديگر  واحد توسعه شده است... ببينيد گاهي مردم عادي که به صادق هدايت علاقه  دارند، مي آيند گل و کارت براي او از بالاي ديوار مي اندازند... دانشجويان  ميراث مي آيند هي سانت مي زنند، متر مي کنند و مي گويند نبايد بگذاريم اين  بنا تخريب شود، مي روند و ديگر پيدايشان نمي شود... ما خودمان از اينترنت  شجره نامه هدايت را گرفته ايم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گذاشتيم که هر کس که آمد بخواند، چون  اکثر کساني که اينجا مي آيند براي مطالعه افسوس مي خورند که چرا اينجا  موزه نشده و دوست دارند اطلاعاتي از هدايت به دست بياورند که ما هم در حد  توان مان پاسخ مي دهيم... من خودم به شخصه صادق هدايت را از کودکي دوست  داشتم و از اينکه بازي زمانه من را به اين محل کشاند خوشحالم، اما واقعاً  اميدوارم اينجا موزه بشود تا وسايل و آثار او را همين جا بگذارند... ما  شنيده بوديم که برادرزاده هدايت و اقوام ايشان پيگيري مي کنند که اينجا را  موزه کنند اما کو؟ ما در اين شش، هفت سال که چيزي نديديم،» از او مي پرسم  که اين رنگ آبي که هيچ تناسبي با بنا ندارد با اجازه چه کسي به ديوارها زده  شده است؟ و او پاسخ مي دهد؛ «اين رنگ رو ما زديم وگرنه از بين مي رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ببينيد  براي سايت کامپيوتري يک کتابخانه خيلي زشت است که ديوارها طبله کرده و رنگ  ريخته باشد. البته هيچ کس هم براي مرمت و بازسازي نيامده که رسيدگي کند يا  بگويد چه کار کنيم، چه نکنيم... نگاه کنيد يکي از همين درهاي اينجا را  موريانه آنقدر خورد که در داشت از بين مي رفت، ما خودمان به شخصه آمديم نفت  ريختيم که در از بين نرود... من نمي دانم ميراث وقتي چنين جايي دارد، براي  چي رسيدگي نمي کند،» پس از شنيدن اين صحبت ها براي برطرف شدن ابهامات و  سوالاتي که برايم پيش آمد به سراغ جهانگير هدايت رفتم. جهانگير هدايت  برادرزاده صادق هدايت است که درباره عمويش تحقيق و پژوهش بسيار کرده و حافظ  بسياري از يادها و يادگاري هاي او است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي درباره منزل پدري صادق  هدايت و سرنوشت عجيبش اين طور مي گويد؛ «اين خانه سرنوشت اعجاب آميزي داشته  و دارد؛ اين خانه توسط پدربزرگ صادق هدايت - نيرالملک که وزير علوم و آدمي  شناخته شده بود - ساخته مي شود و بعد از فوت نيرالملک اين باغ که داراي  چند خانه بوده به پسرانش مي رسد و بين آنها تقسيم مي شود و اين خانه به  اعتضاد الملک هدايت - پدر صادق هدايت - مي رسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايشان تا سال 1323  در اين خانه سکني مي گزيند. صادق هدايت تمام ايام نوجواني و جواني خود را  در اين خانه زندگي مي کرد. در سال 1323 مرحوم اعتضاد الملک اين خانه را مي  فروشد و به خيابان (سميه کنوني) مي روند. ما نمي دانيم چه اتفاقي براي  خريدار اين خانه افتاد. فوت کرد؟ وارثي داشت، نداشت؟ ما اطلاع دقيقي نداريم  اما خانه همين طور ماند و خراب شد. در سال 1354 اين خانه توسط دولت وقت  براي بازسازي و تعميرات خريداري مي شود تا به يک مرکز ادبي تبديل شود. در  ضمن اين کار با وراث هدايت (دو برادر و سه خواهرش) نامه نگاري مي شود، به  اين مضمون که لطفاً هر چه از صادق هدايت دست شماست به ما بدهيد، چون مي  خواهيم اينجا را به موزه تبديل کنيم. آنها هم مي دهند فقط من آنچه پيشم  بود، ندادم و به عقيده خودم بهترين کار را کردم. لوازم را دادند، خانه  تعمير شد ولي... آن وسايل هم همين طور دست به دست گشت و در نهايت به موزه  رضا عباسي داده شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موزه رضا عباسي هم همه اين وسايل را در زيرزمين  انبار کرد که يک مقداري از آنها به اين دليل از بين رفته، باقي اش هم در  حال نابودي است که صورت همه اش را داريم. بيمارستان دکتر غاميراعلمف ديد که  خانه يي با وضعيت بلاتکليف در همسايگي اش هست، آمد و با وزارت علوم صحبت  کرد و در نهايت خانه را متصرف شد، آنها هم موافقت کردند و خانه تبديل شد به  مهدکودک فرزندان کارکنان بيمارستان و اسمش را هم مهدکودک صادقيه گذاشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند  سال بعد سروصدا بلند شد که آقا صحيح نيست در تمام دنيا خانه بزرگان شان را  به موزه تبديل مي کنند تا مردم از آن استفاده بکنند و...؛ اين مهدکودک  بسيار زننده بود. قسمت بيرون خانه را برداشتند پسرشجاع و خرس قهوه يي و  خرگوش و... کشيدند و توي حياط تاب گذاشتند و ستون هاي قديمي را رنگ زدند و  کاري کردند که محيط بچه پسند باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته در اين فاصله هم ميراث  فرهنگي آمد به اين خانه يک پلاک ملي داد. با اين پلاک ديگر کسي نمي توانست  به خانه آسيب بزند. يعني اين خانه متعلق به مردم شد و جزء اموال عمومي  مملکت مثل تخت جمشيد مثل کاخ گلستان شد اما باز هم بيمارستان غاميراعلمف به  اين مساله توجه نکرد و به تصرف خودش در اين خانه ادامه داد. بدين معني که  ديواري را خراب کرد و يک در باز کرد براي ورود از بيمارستان به اين خانه و  بعد به بهانه يي که خانه را مي خواهد کتابخانه کند، شروع کرد به دستکاري  کردن خانه در صورتي که طبق قانون، وقتي خانه يي جزء ميراث ملي درآمد ديگر  کسي نمي تواند به آن آسيب بزند مگر با نظارت ميراث فرهنگي.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به من  گفتند بيمارستان خودش به سليقه خودش ديوارها را رنگ مي کند و هر کار که  لازم باشد انجام مي دهد، آيا اين وظيفه ميراث نيست که کارشناس بفرستد براي  مرمت و ترميم در و ديوارها. هر رنگي را که نبايد بردارند به در و ديوار  خانه بزنند يا پوستر بچسبانند و به سليقه خود رفتار کنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله به شرطي که بيمارستان خانه را به ميراث تحويل دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يعني مي خواهيد بگوييد زور بيمارستان بيشتر از ميراث و مردم است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صددرصد.  بيمارستان خانه يکي از معروف ترين و معتبرترين نويسندگان معاصر ايران را -  حال هر کس مي خواهد خوشش بيايد هر کس مي خواهد خوشش نيايد - آمده تبديل  کرده به جايي که اصلاً مصرف فرهنگي ندارد. علاوه بر اين درش را رو به همه  بستند و خانه را تبديل کردند به حياط خلوت بيمارستان اينها نه سند دارند نه  مدرک و قسمتي از آنجا را تبديل کردند به استراحتگاه آقايان پزشک.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-چرا موزه رضا عباسي اين وسايلي که از هدايت دارد مثل باقي چيزها در معرض تماشا نمي گذارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا ندارد، دوست ندارد هدايت مطرح شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-شخص شما به صورت مستقيم همه اين مسائل را پيگيري کرده ايد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنده  نه تنها صحبت کردم بلکه مکاتبه هم دارم. نامه نوشتم هم به دانشکده پزشکي  هم به بيمارستان غاميراعلمف، منتها جواب نامه را نمي دهند. تمام اين نامه  ها بي پاسخ مانده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt; &lt;tr&gt; &lt;td dir="rtl" style="font-size: 9pt; font-family: tahoma;" align="right" height="16"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt; &lt;tr&gt; &lt;td style="font-size: 9pt; font-family: tahoma; height: 6px;" align="right" background="../../images/line_bk.gif"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;div class="postdesc"&gt;   &lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-21.aspx"&gt;+&lt;/a&gt;   نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 12:6  توسط دکتر بهنام اوحدی           &lt;/div&gt;             &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;                  &lt;a name="8"&gt;&lt;/a&gt;  &lt;div class="PostTitle" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-8.aspx"&gt;پاتوق های صادق هدایت در تهران ، از شهریور 1320 تا 1329  ( 7 )&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postbody"&gt;  &lt;p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img alt="صادق هدایت" src="http://smooz.4your.net/centreculturelomarkhayam/images/5318.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;ماسکوت ( La  Mascotte )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;موسیو ایزاک صاحب « ماسکوت » پیرمردی ارمنی یا یهودی بوده ، اهل فرانسه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در حدود سال های ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ گویا برای اداره نمودن هتل رامسر یا یکی دیگر از هتل های پهلوی استخدام شده و به ایران آمده بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در سال های پس از شهریور از کار هتل داری دست کشیده و به  تهران آمده  و در خیابان فردوسی زیر خیابان کوشک کنونی مغازه ای اجاره  کرده بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;بالای این مغازه ، دو سه تا بالاخانه بود که خودش و  خواهرش و خواهرزاده ی یتیمش زندگی می کرده اند.نام خواهرزاده ی موسیو ایزاک  « ککو » بوده که دست راستش از مچ فلج و خم بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;صورتی ذوزنقه ای داشته و پای راستش هم می لنگیده  است.موهایی وز کرده به صورت بیش از سی ساله اش حالتی منحصر به فرد می داده  است که آسان از یاد نرود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;ایزاک نام کافه اش را « ماسکوت » گذاشته بوده اما نامی  روی تابلو یا شیشه ی مغازه نوشته نشده بوده است.یعنی مغازه اصلن تابلویی  نداشته و گویا نام « ماسکوت » را خود ایزاک بر سر زبان ها انداخته بوده  است. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;« ماسکوت » یک پیش خوان کوچک داشته ، با چهار ، پنج تا  میز و صندلی در فضایی به مساحت بیست متر مربع.محیط ماسکوت بی شباهت به دکه  های فقیرانه ی سی سال پیش تر پاریس داشته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;دکه ی موسیو ایزاک دم غروب باز می شده و تا پاسی از شب  گذشته باز بوده است.روزها خواهر و خواهر زاده اش خوراک شب مشتریان را فراهم  می نموده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;غذای ماسکوت همگی بدون گوشت و پاکیزه بوده و با ظرافت  خاصی درست می شده است.غذاهایش عبارت بوده از : خیار ، گوجه فرنگی ، عدس و  لوبیا ی پخته ، تخم مرغ آب پز ، کلم پیچ خرد کرده ، کاهو ، اسفناج پخته ،  ترب ، تربچه ، سبزی خام و ...........&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;موسیو ایزاک یک پریموس نیز داشته که اگر مثلن کسی نیمرو می خواسته برایش درست کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;صادق هدایت دم غروب از کافه ی فردوسی به سوی ماسکوت راه  افتاده و اغلب کسانی که بر سر میز او در کافه ی فردوسی بوده اند ، به دنبال  او راه می افتاده اند و به ماسکوت می رفته اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;مشتری های ماسکوت از طبقه ی خاصی بوده اند ، زیرا غذای  ماسکوت باب دندان مردم معمول کافه رو نبوده است. می توان گفت که مشتریان  این کافه دوستان و آشنایان نزدیک هدایت بوده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;از جمله ی افرادی که به ماسکوت می رفته اند ، می توان به  پروفسور محسن هشترودی ، ذبیح بهروز ، دکتر پرویز ناتل خانلری ، پرویز  داریوش ، داریوش سیاسی ، حسن قائمیان ، دکتر روح بخش ، فریدون فروردین ،  هوشنگ فروردین ، مهدی آزرمی ، اکبر مشکین ، شهید نورایی ، صادق چوبک و  انجوی شیرازی و ................. اشاره نمود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;البته برخی از  کسانی که نام برده شده اند ، شاید بیش از  یکی دو سه بار به ماسکوت نرفته باشند ولی بقیه تقریبن هر شب در ماسکوت  بودند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;صادق هدایت پس از مصرف غذای اندک و کمی مشروب در ماسکوت ،  گاهی با « دکتر هالو ( روح بخش ) » و گاهی با دیگری به بازی تخته نرد می  پرداخته است.یکی از شیرین ترین اوقات محضر هدایت هنگامی بوده که او در  ماسکوت با دکتر هالو یا کس دیگری از حواریون خود که جرات کرده بود تا با  صادق خان تخته بازی کند ، به بازی نرد می پرداخته است. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شوخی های فی البداهه ی هدایت پشت سر هم از دهان بیرون می پریده است:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;« این دیگه خیر خونه شد » ، « کبود و سیاهت می کنم » ، «  کاری به سرت بیارم که صدای یاقدوست به فلک برسد » ، « یک دو با یک » ، «  این دیگه خیر خونه است » ، ............&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این ها هنگامی بوده که طاس خوب آمده بود اما اگر طاس بد می نشست ، دشنام و متلک را حواله می نمود :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;« ریدمون شد » ، « نصیب نشه ! » ، « خاک بر سر ! » ، « گندش در اومد » ، « افتضاح ! » ، « Merde » ، ...............&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;باری تنها تفریح هدایت در ماسکوت همین تخته نرد بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;هر چند هدایت گاهی هم در ماسکوت به بازی شطرنج می  پرداخته اما هنگام بازی شطرنج هیچ گونه شوخی و مزاح نمی کرده و آرام و  اندیشمند بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;گویا هدایت ترحمی خاص به آن دختر فلج ماسکوت داشته و یک مجسمه ی سرامیک به او هدیه داده بوده که همواره در دید مشتریان بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postdesc"&gt;   &lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-8.aspx"&gt;+&lt;/a&gt;   نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:37  توسط دکتر بهنام اوحدی           &lt;/div&gt;             &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;                  &lt;a name="7"&gt;&lt;/a&gt;  &lt;div class="PostTitle" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-7.aspx"&gt;پاتوق های صادق هدایت در تهران ، از شهریور 1320 تا 1329  ( 6 )&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postbody"&gt;  &lt;p&gt;&lt;img alt="sadegh hedayat" src="http://img152.imageshack.us/img152/8501/hedayat0729li.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه رستوران هتل نادری&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شاید تنها پاتوق صادق هدایت که کماکان برپا ست و صادق  هدایت اغلب - به ویژه در تابستان - شام خود را در آن جا می خورده است ،  کافه رستوران هتل نادری است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;باغچه ی این کافه مانند اکنون درخت و گل وگیاه و حوض ذاشته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;صادق هدایت هنگام شام میزی را برمی گزید و فارغ از موزیک  کافه که گویا آن را چرند می دانسته ، با چند تن که گرد میز او بوده اند ،  شام می خورده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;قرار جمع بر این بوده که هرکس - جدا از این که چای و  قهوه و شیر کاکائو بخورد و یا شام - دنگ و پول خود را بپردازد تا کسی بر  دیگری تحمیل نشود.هدایت و دوستانش حدود ساعت ده تا یازده شب از آن جا بیرون  می آمده و از یکدیگر جدا می شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;به طور معمول شام هدایت شامل یک تخم مرغ آب پز یا دو  خیار ، یک یا دو گوجه فرنگی ، کمی سبزی خوردن و تربچه و پیازچه و کمی مشروب  بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;دوستانش هر یک غذای خود را سفارش می داده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;از جمله کسانی که در این کافه گرد هدایت می آمده اند ،  می توان به شهید نورایی ، خانلری ، بقایی ، رحمت اللهی ، دکتر روح بخش ،  پرویز داریوش ، حسن قائمیان ، عماد سالک و ............... اشاره نمود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postdesc"&gt;   &lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-7.aspx"&gt;+&lt;/a&gt;   نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:36  توسط دکتر بهنام اوحدی           &lt;/div&gt;             &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;                  &lt;a name="6"&gt;&lt;/a&gt;  &lt;div class="PostTitle" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-6.aspx"&gt;پاتوق های صادق هدایت در تهران ، از شهریور 1320 تا 1329  ( 5 )&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postbody"&gt;  &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;img alt="sadegh hedayat" src="http://www.iran-daily.com/1383/2118/html/006204.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه رستوران  باغ شمیران&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه که بالاتر از چهارراه استانبول بوده ، گذشته از شیرینی فروشی دارای باغچه ای بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;بر زمینش خاک رس ریخته و در میان آن ، درختان بید و افرا  با گل های لاله عباسی ، پیچک و نیلوفر کاشته بوده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;فضایی بوده که حدود صد تا صندلی را در خود جای می داده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;میز و صندلی ها را لا به لای درخت ها می گذاشته اند و ارکستر و گاهی مطرب های روحوضی می آورده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه به طور معمول پاتوق لات های پول دار بوده است  اما هر از چند گاهی که صادق هدایت به آن جا می رفته سر میزی می نشسته که به  کلی از آن دور و نیز پشت به ارکستر و مطرب باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;هدایت معمولن آخر شب های تابستان تا اویل پاییز به این  کافه می رفته و اغلب چیز زیادی آن جا به جز یک خیار و گوجه فرنگی با یک  استکان ودکا نمی خورده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postdesc"&gt;   &lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-6.aspx"&gt;+&lt;/a&gt;   نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:35  توسط دکتر بهنام اوحدی           &lt;/div&gt;             &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;                  &lt;a name="5"&gt;&lt;/a&gt;  &lt;div class="PostTitle" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-5.aspx"&gt;پاتوق های صادق هدایت در تهران ، از شهریور 1320 تا 1329  ( 4 )&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postbody"&gt;  &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img alt="صادق هدایت" src="http://www.poetrymag.info/revue/02/hedayat113.jpeg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه رستوران پرنده ی آبی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه رستوران در نبش میدان فردوسی بوده است که اکنون  به جای بخشی از آن  " داروخانه ی ورامین " و به جای بخش دیگری از آن ،  مغازه ی  " اوری " قرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;" پرنده ی آبی " ، کافه رستورانی محقر ، بدون هیچ زینت و  زیور و منظره ی چشمگیری بوده که پاتوق دکتر روح بخش بوده است.غذاهای این  رستوران چندان گران نبوده و بیشتر مشتریان آن را شماری ارمنی و تعدادی  مسلمان تشکیل می داده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;صادق هدایت در پاییز و زمستان که گه گاه به " پرنده ی آبی " می رفته است ، در آن جا تخته نرد هم بازی می کرده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postdesc"&gt;   &lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-5.aspx"&gt;+&lt;/a&gt;   نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:33  توسط دکتر بهنام اوحدی           &lt;/div&gt;             &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;                  &lt;a name="4"&gt;&lt;/a&gt;  &lt;div class="PostTitle" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-4.aspx"&gt;پاتوق های صادق هدایت در تهران ، از شهریور 1320 تا 1329  ( 3 )&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postbody"&gt;  &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;img alt="صادق هدایت" src="http://www.wormweb.nl/imagefactory.php?src=files/gif/612.gif&amp;amp;method=scale&amp;amp;width=225&amp;amp;format=jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه رستوران کنتی نانتال&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در ماه های تابستان این کافه - که بعدها به  " شمشاد " تغییر نام داد - پاتوق سر شب هدایت بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه درست رو به روی کافه قنادی فردوسی بوده و باغچه  ای بزرگ با چفته های مو داشته است که میز و صندلی ها زیر این چفته های مو  بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;چند درخت نارون بزرگ و چند درخت سپیدار و تبریزی نیز  داشته و روی هم رفته جای دلنشین و با صفایی بوده است.موزیک و ارکستر فرنگی  داشته و در حدود سه چهار هزار نفر را در خود جای می داده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه رستوران در تابستان شلوغ می شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در همین مکان بوده که صادق چوبک و حسن قائمیان نوشته ها و  ترجمه های خودشان را  " از لحاظ " هدایت می گذرانده اند و به بحث های ادبی  پرداخته و از کتاب هایی که تازه خوانده بودند ، سخن بر زبان می آورده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postdesc"&gt;   &lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-4.aspx"&gt;+&lt;/a&gt;   نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:32  توسط دکتر بهنام اوحدی           &lt;/div&gt;             &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;                  &lt;a name="3"&gt;&lt;/a&gt;  &lt;div class="PostTitle" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-3.aspx"&gt;پاتوق های صادق هدایت در تهران ، از شهریور 1320 تا 1329  ( 2 )&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postbody"&gt;  &lt;p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;img alt="SADEGH HEDAYAT" src="http://www.caravan.ir/images/common/author/sadegh_hedayat.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه ی فردوسی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;صادق هدایت کافه ی فردوسی را از حدود سال های ۱۳۲۲ به بعد پاتوق خود کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه در خیابان استانبول بوده و صاحب آن پیرمردی  ارمنی مشهور به « سبیل » بود.وی مردی کاتولیک و بی فرزند بوده و مایه ی  شهرتش به دلیل داشتن سبیل های بسیار درشت و بزرگ .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه از کافه های خوب و به روز زمانه ی خود بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;میزهای چهارگوش با رویه ی سیمان موزاییک و با پوششی شیشه ای بر آن داشته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه پس از آن که هدایت آن را پاتوق خود کرد ، بسیار گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;هدایت به گونه ی معمول هر روز عصر ( و در سال های آخر ،  هر روز صبح و عصر ) به کافه فردوسی می رفته و پس از خوردن شیر قهوه به  خواندن روزنامه ها و مجلات فرنگی ( گهگاه فارسی ) و کتاب می پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;ساعت ورودش به کافه در حدود ده و نیم صبح بوده و معمولن دو ساعتی در آن جا می مانده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;به طور معمول هدایت روزها در جمع کسانی که بر سر میز او  می آمده اند ، کم تر حرف جدی می زده و اگر کسی هم موضوعی جدی پیش می کشیده ،  هدایت اغلب او را سفت و سخت دست می انداخته و شوخی های بی درنگ ( فی  البداهه ) و آنی ساخته ی خود را به او می انداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;اما شیوه ی رفتار هدایت در شب ها درست بر خلاف این بوده و  او پس از خوردن خوراک گیاهی و شاید تخم مرغ ، با کمی ودکا ، به بحث جدی می  پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه ی فردوسی در سال های پس از ۱۳۲۲ مرکز گرد آمدن دسته های گوناگون روشنفکری و سیاسی بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;نیشخند ها و متلک های و نغز گفته های پر معنای نویسنده ی  بوف کور - که دیگر برای خود جایگاهی شناخته شده ، دست کم نزد خواص پیدا  کرده بود - همگان را گرد میز او می آورد.او گاه به بحث درباره یکتاب  یا نوشته ای که خوانده بود ، می پرداخت اما هرگز وارد بحث های سیاسی نمی شد  و این گونه بازی ها را مسخره و پوچ و بی حاصل می انگاشت.او در آن سال ها  از اصلاح واقعی اجتماع عقب مانده و پر نیرنگ و دروغ پیرامون خودش نا امید  شده بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه ی فردوسی در زندگی روشنفکری و اجتماعی صادق هدایت و  تاریخ روشنفکری ایران زمین جایگاهی ویژه و ماندگار دارد که هنوز آن چنان  که باید و شاید از سوی تاریخ نویسان « تاریخ روشنفکری معاصر ایرانیان »  مورد ارزیابی و پژوهش قرار نگرفته است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postdesc"&gt;   &lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-3.aspx"&gt;+&lt;/a&gt;   نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:30  توسط دکتر بهنام اوحدی           &lt;/div&gt;             &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;                  &lt;a name="2"&gt;&lt;/a&gt;  &lt;div class="PostTitle" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-2.aspx"&gt;پاتوق های صادق هدایت در تهران ، از شهریور 1320 تا 1329  ( 1 )&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postbody"&gt;  &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img alt="صادق هدایت" src="http://accel5.mettre-put-idata.over-blog.com/0/10/62/80/la-caverne/hedayat.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه رستوران ژاله ( رز نوار )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این کافه نخست " رز نوار " نام داشته و اسحق افندی از اهالی ترابوزان ترکیه آن را اداره می کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;مکان آن در خیابان لاله زار نو ، بالاتر از سینمای متروپل بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;کافه رستوران ژاله ، نخستین پاتوق هدایت س از شهریور ۱۳۲۰ بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;روزها فقط کافه اش با چای و قهوه و شیرینی باز و دایر  بوده است.شب ها نیز رستوران کافه که از چند دهنه مغازه با یک باغچه ی کوچک  در شت مغازه ها - به عنوان نشیمن تابستانی مشتری های رستوران - برقرار بوده  است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;هدایت گاهی پیش از ظهر بین ساعت ده تا دوازده به آن جا  می رفته اما بیشتر بعدازظهر ها در کافه می نشسته که ساعت آن هم بر حسب فصل  متفاوت بوده است :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در بهار و تابستان ، از ساعت پنج تا هفت و نیم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;و در پاییز و زمستان ، از ساعت چهار تا شش.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;از دوستان گرد هدایت در این کافه می توان به پرویز ناتل خانلری ، صادق چوبک ، عبدالحسین بیات ، انجوی شیرازی و .... اشاره نمود.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;نوشتن پیرامون پاتوق های صادق هدایت ادامه دارد ....... &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="postdesc"&gt;   &lt;a href="http://www.sadeghhedayatonline.blogfa.com/post-2.aspx"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;             &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;                      &lt;div class="Sidebar" style="width: 170px;"&gt;   &lt;blogprofile&gt;    &lt;div style="padding-bottom: 7px; text-align: justify; color: rgb(248, 248, 248);"&gt;       &lt;blogphoto&gt;        &lt;div style="padding-bottom: 7px; text-align: center;"&gt;           &lt;img src="http://www.blogfa.com/photo/s/sadeghhedayatonline.jpg" /&gt;           &lt;/div&gt;       &lt;/blogphoto&gt;     &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" گه ملحد و گه دهری و کافر باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید بچشد عذاب تنهایی را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردی که ز عصر خود فراتر باشد "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;( شفیعی کدکنی )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این  وبلاگ کوششی از سوی یک شهروند درجه هفتمی ایرانی برای رمز گشایی از ذهن  پیشتاز   بزرگ پرسش گر ناکامی ایرانیان - صادق هدایت - و  آثار و اندیشه  های دهه ها پیش تر از پیرامون ( اجتماع ) حیران و سرگردان اوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر بهنام اوحدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بورد تخصصی اعصاب و روان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دانشگاه علوم پزشکی تهران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شیفته ی دانش ، اندیشه ، فرهنگ ، هنر ، موسیقی ، سینما ، تاریخ ، طبیعت ، طنز و  ادبیات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راستی ( صداقت ) ، رهایی ( آزادگی ) ، پاکدامنی ( شرافت ) و پرهیزگاری ( انصاف و انسانیت )   آن  نا انیرانی  پیشتاز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;     &lt;hr style="border-bottom: 1px dotted rgb(192, 192, 192);" color="#ffffff" size="1"&gt;      &lt;/div&gt;       &lt;/blogprofile&gt;     &lt;a href="http://sadeghhedayatonline.blogfa.com/"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;          &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-1095165014743289777?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/1095165014743289777/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/1095165014743289777'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/1095165014743289777'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_24.html' title='صادق هدایت'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-8288145787189687942</id><published>2010-12-22T13:20:00.000-08:00</published><updated>2010-12-22T13:21:35.655-08:00</updated><title type='text'>شیر علی مردان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;علیمردان  خان از مادری چون بی بی مریم ، معروف به سردار مریم بختیاری زاده شد. بی  بی مریم دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و مادرش بی بی فاطمه دختر علیرضا  خان کیانرسی  بود . بی بی مریم در جنگ اول جهانی که بخشهایی از ایران  اشغال و زیر نفوذ نیروهای  استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود  به  طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه نیروهای اشغالگر روس و انگلیس  قیام کرد . &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;بقول  پروفسور گارثویت: این پیرزن برجسته روحی سرکش و فکری مستقل داشت و در  تعیین سیاست بختیاری به ویژه در جنگ جهانی اول نقش مهمی ایفا کرد .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:85%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;img alt="audio file" src="http://www.harmonytalk.com/logos/audio.gif" border="0" /&gt; &lt;a href="http://amirmahur.persiangig.com/audio/ShirAliMardoon.mp3" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;شیر علی مردون با صدای محمد علی گرماخیز&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.4shared.com/file/11937325/8645b2aa/Shir_Ali_Mardoon.html" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;پدر  علیمردان خان، علیقلی خان چهارلنگ بود که در جوانی در اثر توطئه ای فامیلی  وفات یافت و کودکی خود را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و  خسروخان سردار ظفر گذراند و به مکتب رفت تا اینکه در سال &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;۱۳۰۲&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt; بعد از مجزا شدن طوایف چهارلنگ از هفت لنگ به همراه برادر خود محمد علی خان به عنوان روسای این طایفه تعیین گردیدند . در سال &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;۱۳۰۰&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt; با تشکیل حزب &lt;span style="color: rgb(51, 102, 51);"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;ستاره بختیاری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; علاقه و گرایش شدیدی به این حزب پیدا کرد ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;علیمردان خان در سال &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;۱۳۰۷&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt; جمعیتی به نام &lt;span style="color: rgb(51, 102, 51);"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;هیئت اجتماعیه بختیاری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; مرکب از &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;۱۲&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt; نفر از سران و کلانتران بختیاری تشکیل داد . سپس در تنگ گزی و شوراب اجتماع کردند و راه جنوب به شمال بختیاری را با انفجار &lt;span style="color: rgb(153, 0, 0);"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;پل شالو&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;  بستند و آماده حمله به فریدن شدند  که دولت با شتاب  سردار فاتح و محمدتقی  خان امیر جنگ را برای مذاکره نزد آنها فرستاد . در همین زمان طوایف  زراسوند، بامدی، احمد خسروی ، دینارانی و  بابادی به نهضتپیوستند و محمدرضا  خان سردار فاتح و سردار اقبال هم عملا از نهضت پشتیبانی کردند. ولی  مذاکرات خوانین بختیاری با علیمردان بی نتیجه ماند . در سال &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;۱۳۰۸&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt; دهکرد و اکثر مناطق بختیاری به دست نیروهای هیئت اجتماعیه تصرف و یا به آنان پیوستند . &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;دولت  رضا شاه هراسان از این قیام تمام نیروهای خود در سراسر کشور را برای سرکوب  به فرماندهی تیمسار شاه بختی بسیج و روانه منطقه کرد. در زمانی که هیئت  اعزامی برای صلح با علیمردان خان و دیگر سران نهضت در روستای زرد و یا در  حومه قهوه رخ ( &lt;span style="color: rgb(153, 0, 51);"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;قه فرخ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;  )  مشغول مذاکره بودند از همه طرف بختیاری مورد تهاجم ارتش قرار  گرفت .  از جنوب ، لشگر اهواز به فرماندهی سرهنگ محتشمی ، از غرب لشگر خرم آباد به  فرماندهی سرتیپ تاج بخشاز شمال سرهنگ بهادر بختیاری و تیمسار شاه بختی حمله  را کامل کردند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" align="justify"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;منطقه سفید دشت که  مدت ۲۰ روز یک تیپ ارتش در محاصره بختیاری ها بود، با جنگی خونین به تصرف  دولت درآمد و نیروهای بختیاری عقب نشینی کردند. علیمردان خان و یارانش بعد  از  یک سال درگیری و جنگ پارتیزانی با وساطت بعضی از خوانین تسلیم و به  تهران انتقال یافت ولی با امدنش به تهران توطئه برای مرگ او هم شروع شد .  بعد از مدتی به همرام سردار فاتح و سردار اقبال  و چند نفر دیگر دستگیر و  به زندان قصر منتقل گردید و حماسه دوم حماسه ساز بختیاری آغاز گشت .  حماسه  اول او نبرد بر علیه دیکتاتوری و استعمار بود و حماسه دوم که عظیم تر از  حماسه اول اوست  مقاومت دلیرانه و بی باکانه او و مرگ شجاعانه و مظلومانه  اش می باشد. مرگی که عین زندگی بود آن هم یک زندگی حماسی و قهرمانانه .  علیمردان خان با مقاومت مردانه خود باعث تحسین معروفترین رجال سیاسی و  زندانی گردید و در سپیده دم یکی از روزهای اسفندماه  ۱۳۱۳ این راد مرد  بختیاری را جلوی جوخه اعدام بردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;img alt="" src="http://www.mypixshare.com/images/2074/2489/00000060.jpg" align="baseline" border="1" hspace="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;نویسنده نامدار ، بزرگ  علوی اینطور می نویسد: علیمردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی  خود را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه  ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت  مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;هنگامی که از  برابر جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها  احوالپرسی کرد، وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را ببندد به  آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم!! بگذار تا این صحنه جالب و  تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می کند من هم در آخرین لحظات  حیاتم به چشم ببینم &lt;strong&gt;چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;سید جعفر پیشه وری از  قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن شیر بیشه بختیاری بود می نویسد :  در آخرین لحظات که می خواستند اورا به جوخه دار ببندند ، با صدای رسایش  فریاد برآورد &lt;strong&gt;زنده باد  ایران و آزادی&lt;/strong&gt; که با صفیر چند گلوله خاموش شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;لحظاتی بعد جسد بی جان  مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت، ودر میدانهای جنگ هیچ رزمنده ای  پشت او را ندیده بود دَمَر به پای چوبه دار بر زمین در غلطید. که چه خوش  تصویر می کند شاعر ، ذهن شیر علیمردان را در آخرین لحظات جان دادن :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt; دُدَر گل سی کُشتنُم پلان بریدن          گویلُم زداغ مو کمر بُریدن&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;بــالـونـا بـالا هـوا بـالا تـنـیـده                دِدُیَل محمدعلی پلا بریده  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;علیمردان خان با مرگ  خود مردی، دلیر، آزادگی، وطن دوستی و نفرت از دیکتاتوری و استبداد را شهادت  داد و به قول روانشاد استاد مهراب امیری ، به موازات هر قطره خونی که از  پیکر سردار رشید بختیاری بر روی زمین می چکید هزاران قطره اشک از چشمان  مشتاقان و علاقه مندان او بر روی گونه های رنگ پریده شان می غلطید، مردان  جامه دریدند و دیرکهای بهونها را پایین کشیدند، زنان موی سر بریدند، شعرا  رثای او مرثیه ها سرودند و آهنگسازان ترانه شیرعلیمردان را ساختند. هنوز  چوپانان در قله های منگشت، کلار، تاراز و زرده ( زردکوه ) اوازش را چنین می  خوانند :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;مو لُرِ بَلیط خوروم هف سال چوپونُم          گَر زَنیم وِ قِرقِره مو مشقِ ندونم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;معنی:&lt;/strong&gt; من لری هستم که نان بلوط میخورم و هفت سال است که چوپان هستم اگر مرا به قرقره جوخه اعدام ببری مشقم  را نمی دانم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;*****&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;شُمشیر علیمردون طلای بی غش            زِ زمین بِرچ اِزَنه وِ آسمون تَش &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;معنی:&lt;/strong&gt; شمشیر علیمردان طلای خالص است و در زمین برق می زند و در آسمان آتش.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;*****&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ          شُمشیرُم وِ گِل زَنُم سی ایل چارلنگ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;معنی:&lt;/strong&gt; ای عروس خانوم تو گریله ( کِل ) بزن تا من جنگ کنم شمشیرم را به گل زنم برای ایل چهارلنگ.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;*****&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;کُجه تیر کُجه سپاه کُجه فَراشُم                  رَه بدین دامُ دَدوم بیان سر لاشُم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;معنی:&lt;/strong&gt; تیر و تنفگ و سپاهیان و خدمتگزارانم کجا رفتند، راه را برای مادر و خواهرم باز کنید تا خود را به جسدم برسانند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;*****&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;دشمنون زِ بعد مو چاره ندارِن                    گَویَلَ نیله سووار وِ هفت و چارِن&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;معنی:&lt;/strong&gt;  دشمنان بعد از من چاره ای ندارند زیرا برادران نیله سوار ( اسب سوار ) ما  چهارلنگ و هفت لنگ هستند. ( سپاه ما شامل هر دو شاخه بختیاری هم چهارلنگ و  هم هفت لنگ هستند).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;*****&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt; چی کَلا پرپر کُنُم رُوم وِ تهرون                    اسمِ شاه نَه کور کُنُم، شاه علیمردون&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;معنی:&lt;/strong&gt; همانند کلاغ پرپر می زنم و می روم تا تهران ( پایتخت ) اسم شاه را کور می کنم ( از بین می برم ) و اسم شاه علیمردان را می نویسم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;*****&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;منبع : کتاب موسیقی وترانه های بختیاری  &lt;/strong&gt;( با تشکر از وبلاگ &lt;/span&gt;&lt;a href="http://teiam.mihanblog.com/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;تیام&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt; )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;در این رابطه بخوانید :&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;ul&gt;&lt;li&gt; &lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://erfaningenia.multiply.com/music/item/131" target="_blank"&gt;موسیقی بختیاری 1&lt;/a&gt;&lt;/div&gt; &lt;/li&gt;&lt;li&gt; &lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://erfaningenia.multiply.com/music/item/235" target="_blank"&gt;موسیقی بختیاری &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-8288145787189687942?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/8288145787189687942/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_3214.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8288145787189687942'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8288145787189687942'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_3214.html' title='شیر علی مردان'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-5593683231068492951</id><published>2010-12-22T13:06:00.002-08:00</published><updated>2010-12-22T13:11:05.863-08:00</updated><title type='text'>شاهرخ مشکین قلم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;      &lt;a name="713"&gt;&lt;/a&gt;  &lt;div class="PostTitle" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://siyahmashgh2.blogfa.com/post-713.aspx"&gt;شاهرخ مشکین قلم&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;                   &lt;img alt="" src="http://i11.tinypic.com/491na5d.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;شاهرخ  مشكين قلم ، رقصنده ی ایرانی متولد ماه آوريل سال ١٩٦٧ است . او با  موسيقی و شعر بزرگ شده است و كنجكاویش ، او را به سوی شعر و ادبيات فارسی  كشانده ، به كشف اينكه حس نهفته در پس اين كلمات چيست و چگونه می توان اين  حس را در رقص منعكس كرد...&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;در سال&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;١٩٨٤  به فرانسه رفته و در پاريس در رشته های تاريخ هنر و تئاتر تحصيل كرده است.  خودش می گويد كه آموختن تئاتر ، مفهوم رقص را برای او به كلی تغيیر داده و  از طريق تئاتر آموخته كه چگونه رقص را از حركت به پيام و صدا تبديل كند.  در دوره ی پايانی تحصيلش كه روی تزش با موضوع درام و اساطير يونان كار می  كرده است، به توصيه ی يكی از استادانش بديدن كاری از آريان موشكين ، يكی از  مهمترين كارگردانان تئاتر قرن بيستم می رود و دنيايی را كه از كودكی در  ذهنش متصور بوده در تئاتر آريان موشكين بازمی يابد و در يك دوره ی دوماهه ی  آزمايشی انتخاب بازيگر موشكين شركت می كند . او از ميان ٢٠٠٠ متقاضی (كه  بايد هم بازيگر می بودند و هم رقصنده) ، به همراه ٨ نفر ديگر انتخاب می شود  و در سال ١٩٩١ وارد گروه آريان موشكين می شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;از  آن هنگام سخت ترين و در عين حال پر بارترين دوره ی كاری اش آغاز می شود.  موشكين از بازيگرانش می خواهد كه در تمام شاخه های رقص و نمايش شرق تعليم  ببيند . شاهرخ دوره های آموزشی رقص را در رقصهای نمايشی اندونزی مثل  "باريس" و "توپنگ" ، رقص و نمايش هند مثل "كتك" و " كاتاكالی" و همچنين  ژاپن مثل "كابوكی" و "تئاتر نو" می گذراند. در طی شش سال همكاری با موشكين،  در سه نمايش او بازی می كند.  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;پس  از اين دوره به رقص و اساطير ايرانی روی می آورد. كمپانی رقص "نكيسا" را  درست می كند كه به گفته ی خودش ، متاسفانه فقط اروپايی ها در آن ماندند .  چون شاگردان ايرانی بسيار بی نظم بوده اند و نا مرتب می آمده اند . بهر  حال موفق می شود تا همان حس ايرانی را به رقصندگانش كه شاخه های مختلف رقص  می آيند، منتقل كند و با همين گروه چندين كار رقص از جمله "خسرو و شيرين" ،  "هفت پيكر" و "سهراب و گردآفريد" و "رويای يك شب ايرانی" را كار و اجرا  كند . او تاكنون در فستيوالهای مختلف رقص و تئاتر بين المللی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و  همچنين "شب صوفی" در باغ جك لاريسون در نيويورك شركت كرده و نام او برای  جامعه ی تئاتری فرانسوی، نامی شناخته شده است. آخرین کار او که اخیرا بر  روی پرده بود منظومه "کفن سیاه" نوشته ی میرزاده عشقی است.لازم به ذکر است  امسال در فستیوال نوروزی زیر گنبد کبود، رقص او به همراه آهنگ بوی باران  اجرا شد که در این مراسم آقای شجریان و یوسف زمانی هم به عنوان مهمان  افتخاری حضور داشتند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;روياهای طلائی خيام &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;یکی  از کارهای شاهرخ مشکین قلم نمایش رویاهای طلایی خیام است که شامل سه  تابلوی مینیاتوری و موزیکال است که در دو تابلو ، رقص به همراه دکلمه شاملو  و آواز شجریان بر روی آهنگ فریدون شهبازیان اجرا می شود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);" &gt;&lt;span style="color:#cc9966;"&gt;**&lt;/span&gt;بخشی از رقص او در نمایش رویاهای خیام را، از&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;a href="http://badjens.persiangig.com/nakissa3.ram" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc9966;"&gt;اینجا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#cc9999;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);" &gt;تماشا کنید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);font-size:85%;color:#ffffff;"  &gt;&lt;o:p&gt;در قطعه ی آمده در بالا او شعر و موسیقی را در حركات معنا محورش، به تصوير می كشد. &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);" &gt;ای كاش كه جای آرميدن بودی&lt;br /&gt;يا اين ره دور را رسيدن بودی&lt;br /&gt;یا از پس صدهزارسال از دل خاك&lt;br /&gt;چون سبزه اميد بردميدن بودی&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);" &gt;او  در ابتدا حركات سيمرغی نشسته را می نمایاند و از دل سيمرغ ما را با رويش  نازكانه ی يك گل مواجه می سازد،گلی كه راهی دور را به انتظاری از جنس "شدن"  نشسته است.انتظاری كه نه تنها از او خمودگی برجای نگذاشته، بلكه بودنش را  به آنچه كه بايد بشود تبديل می كند.&lt;br /&gt;او از مفهوم رباعی خيام در پيچ و  تاب رويش،عبور می كند و با مكث روی آخرين حركتی كه كامل كننده ی حركات  رويشی اوست "ای كاش كه جای آرميدن بودی "را به يقين بدل می سازد. او آخرين  حركت را با تصوير بته جقه در اندامش نقش می زند.بته جقه در فرهنگ  ايرانی نماد پری از بال سيمرغ است به مفهوم پيروزي و ظفر(برای همين كاربرد  آن در ابتدا در تاج شاهان يا سنجاقی زير چارقد چانه ی زنان بوده است.جايی  در آن بالاها تا حرمتش حفظ باشد و شگفتی مفهومش را با زيباييش تداعی سازد.  آرام آرام كه بين مفهوم اسطوره ايش و نماد بته جقه فاصله افتاد به نقشی روی  قالی نيز بدل شد)&lt;br /&gt;همانطور كه اشاره شد حركت آغازين نمود شوق و  تلاش سيمرغ برای پرواز بود و سپس رويش و در نهایت تداعی بته جقه که در  آن او همه ی ای كاش های بی بديل رباعی را در سحر ملودی و صدای خنياگر به  يقين پيروزی وصل بدل می كند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);" &gt;روحی  كه در اين اثر نهفته است را جدای از بزرگی و تلاش و عشق عميقی كه درون  كلمات خيام،دكلمه ی شاملو،صدای ملكوتی شجريان،مضرابها و فضای روح  انگيزموسيقی فريدون شهبازيان و رقص معنا محور و اسطوره ای شاهرخ مشكين  قلم؛می توان ديد؛يگانگی و عبور از منيت هاست.هرگز به نظر نمی رسد هر كدام  اين بزرگان و خدايان هنر در لحظه ی خلق كار خود به برتری خود بر ديگر  هنرمندان اين مجموعه انديشيده باشند.نهايت خود بوده اند در لحظه ی خلق  هنر،خودی كه فرديتش را بی آنكه له كند؛مستانه عبور كرده است و در دايره ی  سحرانگيز اين مجموعه كه تاريخ آفرينش هر يك از هزاره تا دهه ای  ست؛موجی،روحی،آتشی جاودانه دوانده است.&lt;br /&gt;و اين رازی ست، روحی،آتشی كه در جاودانگی نهفته است؛از خود عبور كردن و پيوستن به دريای عاشقانه ی هستی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);" &gt;&lt;span style="color:#cc9966;"&gt;**&lt;/span&gt;از &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://badjens.persiangig.com/nakissa1.ram" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);" &gt;اینجا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="background-color: rgb(0, 0, 0);" &gt; می توانید &lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;بخشی از رقص او را در نمایش هفت پیکر بر روی آهنگ ساخته ی پرویز مشکاتیان&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; در چهارگاه تماشا کنید که تداعی گر رزم و شکار است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;                               &lt;img alt="" src="http://i14.tinypic.com/2whq9zk.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;                        &lt;br /&gt;از  طریق لینکهای زیر می توانید برخی از مصاحبه های او و نیز پاسخ او را به  نقدی که به یکی از برنامه هایش شده بود دریافت  کنید:                                          &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;a href="http://biphome.spray.se/radiohambastegi/2005/moshkinghalam041113.ram" target="_blank"&gt;&lt;span style="color:#cc9966;"&gt;مصاحبه با رادیو همبستگی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (صوتی)&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;مصاحبه ی نیلوفر &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;بیضایی با او را از&lt;span style="color:#cc9900;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.nbeyzaie.com/thema2/gap-ba%20shahrokh.htm" target="_blank"&gt;&lt;span style="color:#cc9966;"&gt;اینجا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بخوانید.&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size: 13pt;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;o:p&gt;                      &lt;br /&gt;پاسخ او به نقدی که به کارش شد را از &lt;a href="http://www.shahrokh-nakissa.com/docs/shahrokh.pdf" target="_blank"&gt;&lt;span style="color:#cc9966;"&gt;اینجا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt; *برای دیدن قطعات به برنامه &lt;span style="color:#cc9900;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://forms.real.com/netzip/intl/intl_getrde601.html?lang=en&amp;amp;h=software-dl.real.com&amp;amp;f=windows/mrkt/R30APD/RealPlayer10-5GOLD.exe&amp;amp;p=RealPlayer&amp;amp;oem=rp10_en_ap&amp;amp;src=realplayer,011404intl_apac_choice,012704radiopass_choice_dl_enapac&amp;amp;tagtype=ie&amp;amp;type=rp10_en_ap" target="_blank"&gt;&lt;span style="color:#cc9966;"&gt;RealPlayer&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;  احتیاج دارید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-5593683231068492951?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/5593683231068492951/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5593683231068492951'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5593683231068492951'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_22.html' title='شاهرخ مشکین قلم'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i11.tinypic.com/491na5d_th.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-3642274073259533552</id><published>2010-12-13T10:05:00.003-08:00</published><updated>2010-12-19T14:30:05.797-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQZgx_OApOI/AAAAAAAAAkk/oi2LvN9VfbU/s1600/DSC08687.JPG"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 242px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQZgx_OApOI/AAAAAAAAAkk/oi2LvN9VfbU/s320/DSC08687.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5550230002680767714" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-3642274073259533552?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/3642274073259533552/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/3642274073259533552'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/3642274073259533552'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_13.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQZgx_OApOI/AAAAAAAAAkk/oi2LvN9VfbU/s72-c/DSC08687.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-4040102966917258694</id><published>2010-12-09T15:51:00.007-08:00</published><updated>2010-12-09T16:10:54.332-08:00</updated><title type='text'>یزیدیان ظهرعاشورای88یادتان هست؟عاشورای89بیرق سبزبردست هستیم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQFsFOKuvHI/AAAAAAAAAj0/n1uUmesfgPw/s1600/1946210.JPG"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 237px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQFsFOKuvHI/AAAAAAAAAj0/n1uUmesfgPw/s320/1946210.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5548835052855409778" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-4040102966917258694?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/4040102966917258694/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/98.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4040102966917258694'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4040102966917258694'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/98.html' title='یزیدیان ظهرعاشورای88یادتان هست؟عاشورای89بیرق سبزبردست هستیم'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQFsFOKuvHI/AAAAAAAAAj0/n1uUmesfgPw/s72-c/1946210.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-6988698271402688542</id><published>2010-12-09T15:35:00.004-08:00</published><updated>2010-12-09T15:38:20.338-08:00</updated><title type='text'>چهره این روز ها از شهری از دیار کورش</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQFoB95Us4I/AAAAAAAAAjc/Ng0qep2qUxM/s1600/Ashoura%2BBijar%2B850.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 170px; height: 259px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQFoB95Us4I/AAAAAAAAAjc/Ng0qep2qUxM/s320/Ashoura%2BBijar%2B850.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5548830598901314434" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-6988698271402688542?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/6988698271402688542/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_9872.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6988698271402688542'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6988698271402688542'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_9872.html' title='چهره این روز ها از شهری از دیار کورش'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TQFoB95Us4I/AAAAAAAAAjc/Ng0qep2qUxM/s72-c/Ashoura%2BBijar%2B850.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-5516649971392517919</id><published>2010-12-09T15:27:00.003-08:00</published><updated>2010-12-09T15:34:42.677-08:00</updated><title type='text'>عدالت ناب</title><content type='html'>&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برابری محض&lt;br /&gt;خانه ها، هم اندازه، هم نقش،هم فرش&lt;br /&gt;لباس ها&lt;br /&gt;هم شکل هم رنگ هم طرح&lt;br /&gt;زن ومرد&lt;br /&gt;آسوده&lt;br /&gt;دست در دست وکنار هم در نجوایی خاموش به عشق&lt;br /&gt;بی وحشت غضب غاصب&lt;br /&gt;وحمله مصنوعی شهاب وار سنگ&lt;br /&gt;در سیاره ی خاموش&lt;br /&gt;کودکان هم بازی&lt;br /&gt;در تاب تابه کج کلاه ماه&lt;br /&gt;ورقص خال خاله نور&lt;br /&gt;در دامان پاکیزگی&lt;br /&gt;گرسنگی در دیار فراموشی به قصد جا مانده&lt;br /&gt;مرام ومذهب وباور در آغوش های بی ریا وتکبر&lt;br /&gt;به پذیرش مهر&lt;br /&gt;بی ظلم بی جنایت بی دار وزندان وتبعید&lt;br /&gt;وسکوت دور افتاده اش دل انگیز است&lt;br /&gt;عدالت ناب گورستان&lt;br /&gt;سارنگ&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-5516649971392517919?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/5516649971392517919/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_09.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5516649971392517919'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5516649971392517919'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_09.html' title='عدالت ناب'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-4807769216107439244</id><published>2010-12-06T14:30:00.001-08:00</published><updated>2010-12-06T14:32:05.013-08:00</updated><title type='text'>روزدانشجوگرامی باد</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TP1kPepiBJI/AAAAAAAAAjM/5AiYNnloS-o/s1600/4094364991_d520b029e2_z.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 226px; height: 320px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TP1kPepiBJI/AAAAAAAAAjM/5AiYNnloS-o/s320/4094364991_d520b029e2_z.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5547700533078394002" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-4807769216107439244?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/4807769216107439244/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_06.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4807769216107439244'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4807769216107439244'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post_06.html' title='روزدانشجوگرامی باد'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TP1kPepiBJI/AAAAAAAAAjM/5AiYNnloS-o/s72-c/4094364991_d520b029e2_z.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-5150159947123562977</id><published>2010-12-06T13:59:00.001-08:00</published><updated>2010-12-06T14:25:14.566-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt; &lt;a href="http://greentimeline.blogspot.com/2010/12/blog-post_6042.html"&gt;نامه زندانیان سیاسی به رفسنجانی: بازداشت ما در چارچوب تسویه حسابهای سیاسی است&lt;/a&gt; &lt;/h3&gt; &lt;div class="post-header"&gt;  &lt;/div&gt;  &lt;div dir="ltr"&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: tahoma,arial,verdana,sans-serif; font-size: 12px; border-collapse: collapse;"&gt;&lt;h1 style="font-family: arial,verdana; font-size: 16px; color: rgb(51, 102, 153); text-decoration: none; margin: 4px 0px 0px; padding: 0px;"&gt;  نامه زندانیان سیاسی به رفسنجانی: بازداشت ما در چارچوب تسویه حسابهای سیاسی است&lt;/h1&gt;&lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;جمعی  از زندانیان سیاسی در ایران در نامه ای سرگشاده به رئیس مجمع تشخیص مصلحت  نظام از دستگیری و ادامه بازداشت خود شکایت کرده و خواستار رسیدگی این نهاد  به مصوبه مجلس ششم در تعریف جرم سیاسی شده اند.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;سایت  کلمه، که اخبار و دیدگاههای میرحسین موسوی، از رهبران مخالف دولت را منعکس  می کند، متن نامه جمعی از فعالان سرشناس سیاسی خطاب به اکبر هاشمی  رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را منتشر کرده  است که در آن، امضاکنندگان نامه بازداشت خود را "خلاف قانون و در چارچوب  تسویه حساب های سیاسی" دانسته اند.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;به  گزارش کلمه، این گروه از فعالان سیاسی و مقامات پیشین جمهوری اسلامی در  ارتباط با اعتراضات به نتیجه بحث برانگیز انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری  بازداشت شده اند و ماههاست در زندان های اوین، رجایی شهر، اهواز و بهبهان  زندانی هستند.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;این  نامه با امضای محسن امین زاده، بهمن احمدی امویی، حسن اسدی زیدآبادی،  مصطفی تاج زاده، علی جمالی، مجید دری، محمد داوری، داوود سلیمانی، عیسی  سحرخیز، عباس کاکایی، محمد رضا مقیسه، علی ملیحی، عبدالله مومنی، محسن  میردامادی، محمد نوری زاد و سید ضیاء نبوی منتشر شده و در پی نویس آن آمده  است که متن آن در اواخر آبان ماه برای انتشار به بیرون زندان ارسال شد و از  آن زمان، یکی از امضاکنندگان نامه از زندان آزاد شده است.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;اوایل  آذرماه گزارش شد که رهبر جمهوری اسلامی به توصیه رئیس قوه قضائیه با آزادی  تعدادی از محکومان زندان های عادی و انقلاب موافقت کرده است که در میان  اسامی آزاد شدگان، نام عباس کاکایی نیز دیده می شد.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;نویسندگان  نامه در ابتدا شمه ای از فعالیت های سیاسی آقای رفسنجانی را در دوره قبل  از انقلاب یادآور شده و با اظهار اینکه این فعالیت ها باعث حبس او در آن  دوران شد، گفته اند که "به این نکته واقفید که در بند کشیدن منتقدان و  مخالفان سیاسی با برچسب هایی چون اقدام علیه امنیت ملی، آشکارا نشانه  حاکمیت استبداد، نفی ارزش های دموکراسی و نفی حاکمیت قانون در همه جامعه  است."&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;در  ادامه این نامه آمده است که سی سال پس از ایجاد جمهوری اسلامی، گروهی از  فعالان سیاسی حامی این نظام که "بارها مورد تایید ملت شریف ایران قرار  گرفته اند، به همان وضعیتی گرفتار آمده اند که شما و دیگر مبارزان انقلاب  اسلامی در مقام سرنگونی رژیم شاهنشاهی تجربه کرده اند."&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;نویسندگان  نامه با اظهار این نظر که در برخورد با آنان، ارزش های انقلاب اسلامی و  قانون اساسی رعایت نمی شود، گفته اند که بازداشت آنان براساس "تهمت های  دروغین اغتشاش گری، اخلال در نظم عمومی و امنیت ملی و ارتباط با بیگانه"  صورت گرفته و از آنجا که "سایه سنگین سازمان های امنیتی و اطلاعاتی" بر  دستگاه قضایی سایه افکنده، نشانی از قانونمداری در فرآیند دستگیری، بازجویی  و محاکمه آنان دیده نمی شود و پرونده ها براساس نظر و خواست ماموران  امنیتی شکل می گیرد.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;این  گروه از زندانیان گفته اند که "مامورین امنیتی از هیچ روش ناشایستی برای  گرفتن اقرار کذب به نفع سناریوی تخیلی خود پرهیز نکرده اند، به درون زندگی  خصوصی همه متهمان و خویشاوندان و مرتبطین با آنان سرکشیده اند، حریم های  شرعی و اخلاقی را شکسته اند و در صورت یافتن هر بهانه و نقطه ضعف شخصی و  غیر مرتبط با پرونده، از آن برای تطمیع متهمان و وادار کردن آنان به اعتراف  بهره جسته اند."&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;در  این نامه تاکید شده است که وضعیت زندانیان سیاسی حوادث بعد از انتخابات به  وضعیت زندانیان سیاسی زمان حکومت سلطنتی شبیه است حال آنکه هیچگونه شباهتی  بین فعالیت های این دو گروه وجود ندارد.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;این  گروه از معترضان سیاسی در توضیح اظهارات خود گفته اند: "در حالی که شما و  هم رزمانتان در چارچوب اتهام براندازی تحت فشار و زندان و شکنجه قرار گرفته  اید تا حقایق مرتبط با مبارزاتتان علیه رژیم [سلطنتی] را فاش کنید،  زندانیان سیاسی در دوره کنونی تحت فشار و ارعاب قرار گرفته اند تا به جای  گفتن حقیقت، به مطالب دروغین مورد نظر بازجویان اعتراف کنند."&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;&lt;strong&gt;'اعتراقات دروغین' و 'احکام غیرقانونی'&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;   امضاکنندگان این نامه با انتقاد از برخورد حکومت با کسانی که از رهبران  نظام انتقاد می کنند، گفته اند: "نصیحت الملوک جرم امنیتی تعریف شده و راه  بر یکه تازی اصحاب الملوک گشوده است."&lt;/p&gt;&lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;   به گفته نویسندگان نامه، در حالیکه بازداشت شدگان تحت فشار شدید برای  اعتراف دروغین قرار داشته اند، سرنوشت کسانی که اعتراف کرده اند و کسانی که  اعتراف نکرده اند تفاوتی نداشته و "رابطه ای میان احکام صادره در دادگاه و  محتوای پرونده ها وجود ندارد."&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;امضا  کنندگان نامه، قضات دادگاه های انقلاب را به فرمانبرداری از سازمان های  امنیتی در رسیدگی به پرونده و صدور حکم متهم کرده و گفته اند: "احکام  صادره، میزان و نوع مجازات ها ظاهرا توسط ماموران امنیتی و براساس باورها و  علایق خودشان تنظیم و به قضات دادگاه های انقلاب ابلاغ شده است."&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;در  مورد هدف دستگاه های امنیتی نیز آمده است: "مطالعه احکام عجیب و غریب  صادره توسط این دادگاه ها و انطباق آنها با محتوای پرونده به خوبی نشان  دهنده سوء استفاده از قانون توسط مجریان امر و با هدف حذف رقیبان سیاسی  است."&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;این  گروه از فعالان مدنی و سیاسی جمهوری اسلامی در نامه سرگشاده خود به رئیس  مجمع تشخیص، گفته اند که اصل 168 قانون اساسی راجع به تعریف جرم سیاسی و  لزوم محاکمه متهمان به این جرم در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه هرگز  رعایت نشده است.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;امضاکنندگان  این نامه استناد حکومت به ماده 610 قانون مجازات اسلامی تحت عنوان "اجتماع  و تبانی علیه امنیت کشور" برای بازداشت و محاکمه اکثر متهمان حوادث بعد از  انتخابات را مردود دانسته و گفته اند که توسل به این ماده برای محاکمه و  مجازات این گروه از بازداشت شدگان "با اصول بدیهی حقوق کیفری" تعارض دارد  زیرا فعالیت بازداشت شدگان، چه روزنامه نگاران و چه سایرین، کاملا علنی و  در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی از جمله قانون احزاب صورت گرفته و اطلاق  صفت تبانی و پنهانکاری بر این نوع فعالیت ها غیر معقول بوده است.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;به  گفته آنان، حتی در برخی موارد فردی که به اتهام اقدام انفرادی بازداشت شده  با توسل به این ماده قانون، که یکی از ارکان آن اجتماع برای تبانی است،  محاکمه و محکوم شده است.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;در  پایان نامه، امضا کنندگان که خود را "محکومان سیاسی دادگاه های انقلاب  عاری از ارتکاب هر گونه جرمی اعم از عادی یا سیاسی" خوانده اند، احکام  صادره از سوی دادگاه های انقلاب را بخشی از رقابت های سیاسی درونی حکومت  دانسته اند.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;آنان  نوشته اند: " معتقدیم که صدور احکام سنگین حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی  برای ما در روندی کاملا خلاف قانون، در چارچوب تسویه حساب های سیاسی صورت  گرفته و بخشی از برنامه سیاسی - امنیتی جریان حاکم برای حذف کامل رقیبان  سیاسی خود است."&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;نویسندگان  اظهار داشته اند که فقدان یک قانون مصوب در تعریف جرم سیاسی و چگونگی  رسیدگی به آن "و تعطیلی سی ساله اصل 168 قانون اساسی کمک موثری به این  قانون شکنی کرده است" و از آقای هاشمی رفسنجانی، در مقام رئیس مجمع تشخیص  مصلحت، خواسته اند مصوبه مجلس ششم در مورد جرم سیاسی را که در اختیار این  مجمع قرار گرفته است مورد رسیدگی قرار دهد.&lt;/p&gt;  &lt;p style="margin: 0px 0px 10px; line-height: 1.5;"&gt;این  گروه از بازداشتیان سیاسی رونوشت نامه خود را برای صادق لاریجانی، رئیس  قوه قضائیه، و علی لاریجانی، رئیس مجلس هم ارسال داشته اند.&lt;/p&gt;  &lt;p style="padding: 0px; margin: 0px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(153, 153, 153); margin: 0px 6px;"&gt;از دست ندهید&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2010/12/101203_l03_political_prisoners.shtml" target="_blank" style="color: rgb(51, 102, 153); font-size: 12px; font-family: Verdana; text-decoration: none;"&gt;http://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2010/12/101203_l03_political_prisoners.shtml&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-5150159947123562977?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/5150159947123562977/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5150159947123562977'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5150159947123562977'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-9166833998754747798</id><published>2010-11-23T11:58:00.000-08:00</published><updated>2010-11-23T11:59:35.747-08:00</updated><title type='text'>استاد حسین دهلوی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px; font-family: arial; color: rgb(0, 0, 128);"&gt;« سوسن اصلانی» همسر استاد حسین دهلوی: &lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 18px; font-family: times; color: rgb(0, 0, 128);"&gt;&lt;b&gt; دهلوی حق بزرگی بر گردن موسیقی ایران دارد &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 14px; font-family: times; color: rgb(0, 0, 128);"&gt;&lt;b&gt;&lt;div align="justify"&gt;استاد دهلوی حق بزرگی به گردن موسیقی ایران دارد و این حقی نیست که بتوان به این راحتی آن را فراموش کرد.&lt;/div&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;   &lt;/span&gt;      &lt;table id="Table1" dir="rtl" width="100%" border="0" cellpadding="1" cellspacing="5"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="100%"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="100%"&gt;&lt;style&gt;span#spnBody p { line-height: 25px; }span#spnBody div { line-height: 25px; }&lt;/style&gt; &lt;span id="spnBody" style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0); font-family: tahoma; font-size: 13px;"&gt; &lt;div align="justify"&gt;« سوسن اصلانی» همسر استاد حسین دهلوی در گفت وگو با  پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران ، گفت: استاد دهلوی از پیشکسوتان موسیقی  ایران است که باید بیشتراز این ها به او توجه شود .&lt;br /&gt;وی افزود: به لطف خدا بیماری فراموشی این هنرمند به کلی بهبود یافته است  اما ناتوانایی و ضعف  جسمانی  ایشان سبب شده تا توان فعالیت های اجرایی و  هنری نداشته باشند.&lt;br /&gt;همسر حسین دهلوی ادامه داد: پس ازعدم اجرای اپرای « مانی ومانا »، ایشان  دستخوش سرخوردگی و بسیار شدند که بسیاری از بیماری ها یشان ریشه در همان  یاس و سرخوردگی دارد .&lt;br /&gt;اصلانی اذعان کرد: این اپرا در حالی موفق به اجرا نشد شدکه بارها قول و  وعده های زیادی توسط مسئولان فرهنگی ، مبنی بر اجرا و یا حداقل ضبط و  انتشار این اپرا داده شده بود  که بازهم دقیقا در لحظه آخر،  این برنامه   عملی نشد.&lt;br /&gt;وی گفت: استاد دهلوی چندی پیش در مذاکره با سازمان فرهنگی هنری شهرداری  اعلام کردند حاضرند در صورت حمایت های لازم از سوی این نهاد برای ضبط و  انتشار این اپرا ، از گروه کر و خوانندگان کودک استفاده کنند که باز هم در  لحظه آخر این پروژه متوقف شد.&lt;br /&gt;اصلانی با بیان این نکته که صحبت اعطای مجوزاجرا و ضبط وانتشار این اپرا و  سپس لغوشدن آن ، یاس و افسردگی ایشان را  روز به روز شدیدتر کرد تا کاملا  از پا انداخت ، تاکید کرد: بد تر از همه این جا ست  که پس از پا در آمدن و  بیمار وضعیف شدن ایشان ، تاکنون   متاسفانه هیچ مسئول و نهادی سراغی از این  استاد پیشکسوت موسیقی ایران نگرفته است .&lt;br /&gt;این هنرمند با بیان این که استاد دهلوی حق بزرگی به گردن موسیقی ایران دارد  و این حقی نیست که بتوان به این راحتی آن را پایمال کرد ، تصریح  کرد:متاسفانه در تمام این سالها هیچ یک از مسئولان هرگز حالی از این هنرمند  نپرسیده و با خود فکر نکرده اند که  با در نظر گرفتن این همه مشکلات بیمه  ای که درکشوروجود دارد واین همه بی تعهدی سازمان های بیمه ای نسبت به برخی  از داروهای خاص ، آیا این هنرمندهرگز با مشکل تهیه دارو و درمانهای مخصوص  بیماری شان روبرو نبوده است ؟&lt;br /&gt;این نوازنده سنتوراذعان کرد: البته به لطف پرودگار بیماری فراموشی ایشان  بهبود یافته و دیگر با این مشکل دست به گریبان نیستند اما درنهایت اگربه  هردلیلی به اثر بزرگ و جاودانه یک هنرمند مجوز اجرا نمی دهند به هیچ دلیل و  بهانه ای نمی توان باور کرد که می شود یک چنین هنرمند بزرگی را به فراموشی  سپرد.&lt;br /&gt;وی اضافه کرد: من پیش از این نیز گفته ام ، پشتوانه های اصلی هنرمندان در  سال هایی که در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت می کنند مردم و استقبال گرم آنها  است و همین علاقه نوعی دلگرمی و آرامش خاطر نزد هنرمند را به وجود می آورد و  به طور معنوی حمایت می شوند اما به هیچ وسیله ای نمی توان توجیه کرد و  پذیرفت که مسئولان و نهادهای فرهنگی کشور که تا چندی پیش از افتخارات این  هنرمند استفاده کرده و به آن فخر می فروختند اکنون او را در بستر بیماری  تنها گذاشته و فراموش کنند.&lt;br /&gt;همسر استاد دهلوی تاکید کرد: البته برخی از شاگردان و دوستداران ایشان ،  اکنون به ما سرزده و حتی گاهی ماشین گرفته و استاد دهلوی را با خود به  کنسرت می برند اما حقیقت این است که این اتفاقات همگی جنبه فردی وخصوصی  دارد.&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-9166833998754747798?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/9166833998754747798/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/11/blog-post_23.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/9166833998754747798'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/9166833998754747798'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/11/blog-post_23.html' title='استاد حسین دهلوی'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-7272316071073211689</id><published>2010-11-20T20:06:00.000-08:00</published><updated>2010-11-20T20:07:49.473-08:00</updated><title type='text'>انگشتان بریده هزینه نبود یك پل در ایران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div id="mailContent"&gt;&lt;div style="visibility: visible; overflow: visible;" id="message2010679694" class="undoreset clearfix" role="main"&gt;&lt;div id="yiv84651935"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#ff0000;"&gt;خبری که امروز در اکثر خبرگزاری های رسمی و غیررسمی ایران با تیترهای مختلف  منتشر شد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://ozviat.blogspot.com/"&gt;&lt;img alt="عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155854_756.jpg" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155854_756.jpg"&gt;http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155854_756.jpg&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt;انگشتان بریده هزینه نبود یك پل در ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt;دانش آموزاني كه انگشتي براي نگهداشتن مداد ندارند / قطع عضو ، كرايه گذر از  رودخانه  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt;قطع شدن انگشت روستاییان در روستایی در کهگیلویه به علت نبود یک پل، و ساخت  ۴۸ پل در لبنان توسط دولت ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt;رکورد بی خیالی شکسته شد ؛ شرم آور ترین واکنش ها به قطع شدن انگشتان زن و  بچه مردم  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt;انگشت کودک بوير احمدي در ايران زير "گرگر" قطع مي شود تا لبناني بتواند  با ۵ انگشت براي احمدي نژاد دست تکان بدهند  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt;این است سزای فرزندان ایران زمین و آن است پاداش فرزندان لبنان ؟   &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#3300cc;"&gt;قطع انگشتان ۳۰ نفر در یک روستا به خاطر نبود  گذرگاه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://ozviat.blogspot.com/"&gt;&lt;img alt="عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155858_580.jpg" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155858_580.jpg"&gt;http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155858_580.jpg&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#ff0000;"&gt;متن  خبر:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;روستای گاودانه در استان کهکیلویه و بویراحمد واقع است. روز گذشته خبرگزاری مهر  در گزارشی مکتوب و تصویری از این روستا، به تنها وسیله ارتباطی این روستا با جهان  خارج از آن پرداخت: وسیله ای به نام "گرگر" که روستاییان مجبورند برای عبور از  رودخانه و رفتن به محل تحصیل، کار، خرید، جاده، شهر و روستاهای دیگر سوار آن شوند.  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;گرگر، در واقع تله کابینی است که روستاییان سوار آن می شوند و با دست، آن را  حرکت می دهند. در این میان شیب تند رودخانه باعث می شود هر از گاهی دست مردم در زیر  چرخ های آن گیر کند و انگشتان آنها قطع شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;تاکنون، بیش از 30 نفر از اهالی روستا دچار چنین حادثه ای شده و حتی برخی از  آنان نیز به دلیل سقوط از گرگر دچار قطع نخاع یا مرگ شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;در پی انتشار این خبر و تصاویر تکان دهنده انگشتان قطع شده اهالی روستا به ویژه  کودکان مظلوم آن، انتظار می رفت مسوولان و نمایندگان استان ضمن ابراز شرمندگی از  اینکه در حوزه استحفاظی آنها چنین فاجعه ای در حال وقوع مداوم است، نسبت به حل  مشکلات مردم این روستا و جاهای دیگری که احیانا چنین مشکلی دارند اقدامات فوری  انجام دهند و هر چه سریعتر، پلی کوچک در این روستای محروم احداث نمایند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;با این حال، آنچه امروز در همین خبرگزاری راجع به واکنش مسوولان منتشر شد، دود  از سر آدمی بلند می کند که "خدایا اینها دیگر چه کسانی هستند؟"&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://ozviat.blogspot.com/"&gt;&lt;img alt="عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت" src="http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/568973_orig%281%29.jpg" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/568973_orig%281%29.jpg"&gt;http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/568973_orig%281%29.jpg&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نمک پاشی و شرم آور ترین واکنش ها به قطع شدن انگشتان زن و  بچه مردم، به اظهارات مسوولانه آقایان دقت کنید:&lt;/strong&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;مدیر روابط عمومی استانداری کهکیلویه و بویراحمد:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; استاندار وقت  ندارد پاسخ دهد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;سید محمدعلی بزرگواری ؛ نماینده مجلس:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; مساله را بزرگ کردید...  قبل از هر اقدامی باید طرح نوشته شود، اداره راه و ترابری شهرستان آن را آماده کند،  اداره راه شهرستان طرح را به کمیته برنامه ریزی استان بدهد، کمیته برنامه ریزی آن  را تایید کند، بعد طرح به دولت برود تا در صورت موافقت به اداره راه استان بودجه  دهند. بنابراین شاید تا زمان ساخت پل چند سال طول بکشد... روستاییان اغراق می کنند.  شما هم مساله را خیلی بزرگ می کنید، همیشه می شود با شنا کردن از رودخانه عبور  کرد... روستاییان از پل آن یکی روستا استفاده کنند... حواسشان جمع باشد انگشتشان  قطع نشود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;نصرت الله انصاری، فرماندار:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; به روستاییان توصیه شده از گرگر  استفاده نکنند، مسوولیت هر کسی که از این مسیر عبور کند با خودش هست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;محمدحسین نصیری راد، رییس اداره راه منطقه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; نیز در مرداد ماهی  که گذشت قول داده بود ظرف یک هفته کار ساخت پل برای روستای مذکور آغاز شود اما گویا  یک هفته بعضی ها با یک هفته بقیه خیلی فرق می کند و هنوز موعدش نرسیده است!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;این در حالی است که از مردادماه تاکنون، انگشتان تعداد زیادی از هموطنان مان در  این مسیر قطع شده است و البته با ادامه وضعیت کنونی، تعداد افرادی که دچار سانحه می  شوند، همچنان افزایش می یابد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://ozviat.blogspot.com/"&gt;&lt;img alt="عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت" src="http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/568987_orig.jpg" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/568987_orig.jpg"&gt;http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/568987_orig.jpg&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;واقعا جای تاسف است که بعضی ها فکر می کنند برای ساختن یک پل روستایی هم باید  دولت جلسه بگذارد و مصوبه بگذراند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;اگر هیات وزیران باید به این امور مستقیما رسیدگی کند، پس مسوولان محلی و  نمایندگان مجلس، این وسط چه کاره اند؟&lt;br /&gt;این چه حرف مضحک و چه استدلال تاسف انگیزی  است برای توجیه تاخیر در ساخت پل؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;آن یکی مسوول هم که رسما زیر قولش زده و از مرداد تاکنون، حقوق ماهیانه اش را  گرفته و خبری از پلی که وعده داده بود، نیست!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;واقعا باید به این آقایان گفت اگر مرهمی بر زخم نیستید، لااقل نمک بر زخم مردم  نپاشید. یعنی چه که تقصیر خودشان است که انگشتشان قطع می شود یا بروید شنا کنید؟!  انگشت بچه خودتان هم قطع می شد می گفتید مساله مهمی نیست ، بزرگش نکنید؟!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;به خدا سوگند، "خجالت" هم یکی از بزرگترین نعمت های الهی است!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://ozviat.blogspot.com/"&gt;&lt;img alt="عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155855_176.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155855_176.jpg"&gt;&lt;span dir="ltr" lang="EN-US"&gt;http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/8/19/155855_176.jpg&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;   &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;اگر آقایان این قدر عرضه ندارند یک پل روستایی درست کنند، اعلام بی کفایتی کنند  تا همین خوانندگان سایت های خبری اعم از راست و چپ و مستقل خودشان دست به کار شوند  تا بلکه آقایان خجالت زده شوند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;واقعا برای کشوری که در آن سوی دنیا هم طرح های عمرانی دارد و پل و سد و کارخانه  و نیروگاه، می سازد، زشت و زننده است که در داخل مرزهایش، مردمی آن هم مردمی به  شرافت و مظلومیت روستاهای کهکیلویه و بویراحمد، این چنین محروم و درمانده شوند و هر  روز شاهد زخم و مرگ خود یا عزیزانشان باشند و آن وقت آقایان پایشان را روی پای دیگر  بیندازند و بگویند: تقصیر خود مردم است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;واقعا اگر در همین مجلس شورای اسلامی، به دلیل مثلا خرابی یک در، انگشت یک  نماینده قطع شود، آقایان چه جار و جنجالی راه می اندازند و خبرش تا آن سوی دنیا می  رود ولی وقتی ده ها هموطن در یک روستا، دچار چنین سرنوشتی می شوند، واکنش آقایان  این است: بزرگنمایی می کنید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt;دقت کنید که مردم این روستا نمی گویند بیایید برای ما ورزشگاه بسازید یا نیروگاه  خورشیدی برایمان بیاورید، فقط می گویند پلی درست کنید تا انگشت های بچه هایمان قطع  نشود؛ همین&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span class="yiv84651935Apple-style-span"  style="font-family:tahoma, sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://ozviat.blogspot.com/"&gt;&lt;img alt="عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت" src="http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/589014_orig.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;a rel="nofollow" target="_blank" href="http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/589014_orig.jpg"&gt;&lt;span dir="ltr" lang="EN-US"&gt;http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/589014_orig.jpg&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;   &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt;    --&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-7272316071073211689?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/7272316071073211689/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/11/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/7272316071073211689'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/7272316071073211689'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='انگشتان بریده هزینه نبود یك پل در ایران'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-8478236249967296007</id><published>2010-09-22T02:13:00.002-07:00</published><updated>2010-09-22T02:18:08.579-07:00</updated><title type='text'>کابوس</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;نمی خوابم ودر بیداری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;کابوس های شبانه می بینم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;نور خورشید زنندهترین حقایق را به اثبات می رسانند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;شب و وحشت سرما شکل های کج ومعوجی بر شیشه ها می کشند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;با سر ناخنوحشت خواب هایم را بر شیشه هک می کنم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;گرمای فردا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;کابوس هایم را آب خواهند کرد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;اما خواب همچنان از من می گریزد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;وکابوس های روزانه در انتظار من اند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-8478236249967296007?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/8478236249967296007/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8478236249967296007'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8478236249967296007'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_22.html' title='کابوس'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-1144185286460555829</id><published>2010-09-21T14:56:00.000-07:00</published><updated>2010-09-21T14:57:36.765-07:00</updated><title type='text'>خسرو گلسرخی</title><content type='html'>&lt;span style="color:#000099;"&gt;خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مردمی در روز دوم بهمن 1322 در شهر رشت متولد شد نام پدرش قدیر بود كه گلسرخی در سن 5 سالگی این تكیه گاه را از دست داد مادرش بانو شمس الشریعه وحید نام داشت كه بعد از مرگ همسرش، خسرو و برادر دو ساله اش فرهاد را نزد پدرش حاج شیخ محمد وحید كه در قم می زیست برد. وحید مرد مبارزی بود كه در كنار میرزا كوچك خان جنگلی در نهضت جنگل جنگیده بود و بالطبع هنوز هم همان روحیه مبارزه در وجودش بود خسرو توسط چنین مبارزی تعلیم دید و تحت تاثیر نظرات او قرار گرفت حتی شعرهایی به نام جنگلی ها و دامون در این رابطه گفت (دامون به معنی پناهگاه و انبوهی سیاهی جنگل است). در سال 1341 پدر بزرگش فوت كرد آن زمان خسرو دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را در مدارس حكیم سنایی و حكیم نظامی به پایان رسانده بود و بعد از فوت پدربزرگش می بایست چرخ معاش خانواده را بگرداند او و برادرش فرهاد به تهران عزیمت كردند و در خانه ای كوچك در محله امین حضور سكنی گزیدند او روزها كار می كرد و شب ها درس می خواند. خسرو در این سالها از ادبیات نیز غافل نبود در طی این سالها اشعار و مقالات و نقدهای بسیار بر آثار ادبی از سوی او با نام های غیر واقعی و مستعاری چون دامون – خ ، گ – بابك رستگار – افشین راد – خسرو كاتوزیان به چاپ رسید در این زمان گلسرخی، با آموختن زبان فرانسه به طور كامل و زبان انگلیسی در دوره دانشگاهی، دست به ترجمه های ادبی نیز می زد.&lt;br /&gt; كار جدی او در شعر از سال 45 شروع شد. در سال 48 با عاطفه گرگین شاعر و نویسنده همفكرش ازدواج كرد زندگی در كنار عاطفه و تاثیر پذیری از افكار او آثار گلسرخی را غنی تر كرد بطوری كه دوران شكوفایی فكری و خلاقیت او در مطبوعات در سالهای 48 تا 52 می باشد البته هیچ اثری از خسرو در زمان حیاتش، به جز آنچه در مطبوعات و جنگ ها انتشار یافت به صورت كتاب چاپ نشد. تنها چیزی كه میتوان به عنوان كتاب چاپ شده در میان نوشته های او سراغ گرفت، مقاله ای ست با عنوان ” سیاستِ هنر، سیاستِ شعر” این مقاله برای اولین بار به صورت جزوه از سوی انتشارات (كتاب نمونه) به مدیریت بیژن اسدی پور انجام گرفت. اما بعدا” كاوه گوهرین مجموعه آثار خسرو را در دو مجموعه به نام های ”دستی میان دشنه و دل” و ” من در كجای جهان ایستاده ام” چاپ كرد كه این دفتر نیز در آن است. خسرو برای چاپ كتابهایش با (كتاب نمونه) قرارداد بسته بود كه به انجام نرسید و بعدها یكی از این دو مجموعه، با نام انتخابی خود گلسرخی “ ای سرزمین من“ چاپ شد. انتخاب نام “پرنده خیس” برای مجموعه دوم به توصیه عمران صلاحی انجام شده است. عمران صلاحی وبیژن اسدی پور كه از دوستان گلسرخی بودند تأكید كرده اند كه خسرو قصد داشت این نام را بر مجموعه ای از شعرهایش بگذارد.&lt;br /&gt;او چهار سال در كنار همسرش زندگی كرد و ثمره این ازدواج فرزندی به نام دامون بود مدتی بعد از دستگیری گلسرخی عاطفه گرگین نیز دستگیر شد و در دادگاه نظامی به چهار سال زندان محكوم شد با به زندان افتادن او سرپرستی دامون به برادرش سپرده شد. (هم اكنون دامون همراه مادرش در پاریس زندگی می كند).&lt;br /&gt;بیشترین علت دستگیری گلسرخی عضویت در محفلی بود كه موقع دستگیری مدت یكسال بود كه از این محفل بریده بود در اوائل ورود به آن محفل او متوجه شد كه جز حرف و خیال‏بافی و احیانا” چپ‏روی‏های نمایشی و خطرناك هیچ نیست . در آغاز ورود به آن جمعیت كذایی برای اینكه همسر و تنها پسرش را از این گرداب دور كند، ظاهرا از خانواده خود برید. و با عاطفه گرگین تبانی كرد و كوشید تا در انظار این طور جلوه دهد كه به علت اختلاف و عدم تفاهم جدا از خانواده خود زندگی می‏كند و این رشته خانوادگی در حال گسستن است. عاطفه در این ظاهرسازی مصلحتی او را یاری می‏داد،&lt;br /&gt;خسرو گلسرخی در 29 بهمن 1352 به جرم شركت در طرح گروگانگیری رضا پهلوی علیرغم اینكه به خاطر بودن در زندان ساواك هرگز نمی توانست چنین كاری را انجام دهد و صرفا” به خاطر دفاع از عقایدش در دادگاه نظامی به اعدام محكوم و در میدان چیت گر تیر باران شد ..&lt;br /&gt;دادگاه نظامی گلسرخی و دوست همرزمش كرامت الله دانشیان و دفاعیه ای كه خسرو گلسرخی كرد هنوز در پیكره تاریخ ایران می درخشد و یكی از صحنه های باشكوه ایستادگی بر سر آرمان تا پای جان است او دفاع خود را چنین آغاز كرد:&lt;br /&gt;به نام نامی مردم:&lt;br /&gt;من در دادگاهی كه نه قانونی بودن و نه صلاحیت آنرا قبول داردم از خود دفاع نمی كنم بعنوان یك ماركسییت خطابم با خلق و تاریخ است هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می بالم چرا كه هر چه از شما دورتر باشم به مردم نزدیكترم و هر چه كینه شما به من و عقایدم شدیدتر باشد لطف و حمایت توده مردم از من قوی تر است حتی اگر مرا به گور بسپارید كه خواهید سپرد مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.&lt;br /&gt;او در ادامه گفت زندگی امام حسین نمودار زندگی كنونی ماست كه جان بر كف برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاكمه می شویم او در اقلیت بود و یزید بارگاه و قشون و حكومت و قدرت داشت او ایستاد و شهید شد هر چند كه یزید گوشه ای از تایخ را اشغال كرد ولی آن چه كه در تداوم تاریخ تكرار شد راه حسین و پایداری او بود نه حكومت یزید آن چه را كه خلقها تكرار كردند و می كنند راه حسین است.&lt;br /&gt;وقتی دادگاه نظامی حكم اعدام گلسرخی و دانشیان را قرائت كرد آن دو فقط لبخند زدند و بعد دست یكدیگر را به گرمی فشردند و در آغوش هم فرو رفتند&lt;br /&gt;محبوبیت گلسرخی و دانشیان ترس ساواک را برانگیخت آنها به تكاپو افتادند تا شاید در آخرین لحظات در آنها رسوخ كنند به آنها كه با شكیبایی منتظر تیرباران بودند پیشنهاد شد كه از شاه تقاضای عفو كنند اما آنها فقط پوزخند زدند ساواک وقتی دید با هیچ حربه ای قادر به فریب آنها نیست به گلسرخی پیشنهاد داد كه دامون پسرش را قبل از تیرباران ببیند اما گلسرخی به این پیشنهاد هم جواب منفی داد و این در شرایطی بود كه همه سلول های بدنش نام دامون را فریاد می كشید او می دانست كه دامون نقطه ضعف اوست و دامون می تواند او را به زندگی امیدوار كند زندگی كه او می خواست از دست بدهد تا به وظیفه اش عمل كند آری برای او مرگ یک وظیفه بود وقتی از او تقاضای ندامت نامه می كنند تا در نتیجه دادگاه تخفیف دهند او می گوید هیچ كس از زندگی در كنار زن و فرزند گریزان نیست من مثل هر انسانی زندگی را دوست دارم و دوست دارم مثل هر پدری رنگ چشمان فرزندم را ببینم اما راهی را كه انتخاب كرده ایم باید به پایان ببریم مرگ ما حیات ابدی است ما می رویم تا راه و رسم مبارزه بماند اگر من ندامت نامه بنویسم كمر مبارزان را خرد نكرده ام ؟؟؟&lt;br /&gt;در سحرگاه 29 بهمن وقتی او را به چوبه اعدام بستند هنوز لبخند می زند و می خواهد كه چشمانش را نبندند چون می خواست با دیدن خورشید به سرای باقی بشتابد ..&lt;br /&gt;او در وصیت نامه اش می نویسد :&lt;br /&gt;من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میكنم. و شما آقایان فاشیست ها كه فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدركی به قتلگاه میفرستید، ایمان داشته باشید كه خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت. شما ایمان داشته باشید از هر قطره خون ما صدها فدایی برمیخیزد و روزی قلب شما را خواهد شكافت. شما ایمان داشته باشید كه حكومت غیرقانونی ایران كه در 28 مرداد سیاه به خلق ایران توسط آمریكا تحمیل شده در حال احتضار است و دیر یا زود با انقلاب قهرآمیز توده های ستم كشیده ایران واژگون خواهد شد&lt;br /&gt;ضمنا“ یك عدد حلقه پلاتین(طلای سفید) و مبلغ یک هزار و دویست ریال وجه نقد را به خانواده و یا به زنم بدهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خسرو گلسرخیاهل رشتدوم بهمن 1322 روز تولدپنجم بهمن 1352 حکم اعدامش رسما ابلاغ می شودبيست و نهم بهمن 1352 تيرباران می شود&lt;br /&gt;-------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;خسرو گلسرخی در دادگاه نظامی : من به خاطر جانم چانه نمی زنم ، زيرا فرزند خلق مبارز و دلاور هستم.سرهنگ غفارزاده رئيس دادگاه :فقط از خودتان دفاع کنيد . حاشيه رفتن و تبليغات مرامی را کنار بگذاريدگلسرخی: از حرفهای من می ترسيد ؟سرهنگ غفارزاده با عصبانيت:به شما دستور می دهم ساکت شويد . بنشينيد!خسرو گلسرخی با صدائی بلندتر: به من دستور ندهيد . برويد به سرجوخه ها و گروهبانهايتان دستور بدهيد. خيال نمی کنم صدای من آنقدر بلند باشد که بتواند وجدان خفته ای را بيدار کند. خوف نکنيد.می بينيد که در اين دادگاه باصطلاح محترم هم سرنيزه ها از شما حمايت می کنند...-------------------------------------------------------------------------یادش گرامی ....&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-1144185286460555829?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/1144185286460555829/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_21.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/1144185286460555829'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/1144185286460555829'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_21.html' title='خسرو گلسرخی'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-5784795361892082938</id><published>2010-09-16T04:24:00.002-07:00</published><updated>2010-09-16T04:25:25.182-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TJH-maeDJ7I/AAAAAAAAAiM/AX8N2EQdC64/s1600/untitled.bmp"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5517470954399410098" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 215px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TJH-maeDJ7I/AAAAAAAAAiM/AX8N2EQdC64/s320/untitled.bmp" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-5784795361892082938?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/5784795361892082938/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_1906.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5784795361892082938'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5784795361892082938'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_1906.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TJH-maeDJ7I/AAAAAAAAAiM/AX8N2EQdC64/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-5435357291093713786</id><published>2010-09-16T04:15:00.000-07:00</published><updated>2010-09-16T04:24:27.235-07:00</updated><title type='text'>متن کتیبه کورش کبیر</title><content type='html'>&lt;span style="color:#000099;"&gt;متن کتیبه کوروش کبیر&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a id="pichref" href="http://www.amvaj-e-bartar.com/upload_images/images_medium/180px-Cyrus_portrait_0_44485.jpg" name="pichref"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد) نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.&lt;br /&gt;وی به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است..واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; متن کتیبه کوروش کبیر:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.&lt;br /&gt;من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-5435357291093713786?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/5435357291093713786/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5435357291093713786'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5435357291093713786'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_16.html' title='متن کتیبه کورش کبیر'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-4985247718900592351</id><published>2010-09-15T15:24:00.000-07:00</published><updated>2010-09-15T15:25:37.830-07:00</updated><title type='text'>کاوه ضحاک کش باز بر می آید</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TJFHsiO2iZI/AAAAAAAAAiE/zf8zHnqo3gs/s1600/Kaveh_statue.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5517269848934484370" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 275px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TJFHsiO2iZI/AAAAAAAAAiE/zf8zHnqo3gs/s320/Kaveh_statue.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-4985247718900592351?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/4985247718900592351/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_478.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4985247718900592351'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4985247718900592351'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_478.html' title='کاوه ضحاک کش باز بر می آید'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TJFHsiO2iZI/AAAAAAAAAiE/zf8zHnqo3gs/s72-c/Kaveh_statue.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-5517973503256023379</id><published>2010-09-15T00:49:00.002-07:00</published><updated>2010-09-15T01:07:35.356-07:00</updated><title type='text'>کورش بسیجی کاوه چپیه بر دوش</title><content type='html'>&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;کاوه های کشورم کو بیرق های بر افراشته شما بر گردنتون پیشبند خون  وقتل وجنایت انداختن بر گردن کورش بزرگ ؟وای بر ما وای برمن قراره کاوه غذا برای ضحاک ببره  خون ندا ؟مغز کمانگر؟خون جوانان مغر پلاشیده در خیابان کار کاوه بود به درگاه ضحاک کورش ؟کورش صلح گستر ؟داد گستر ؟برابر خواه  بسیجی ؟مگر بر ما ایرانیان چه گذشته؟فقر هست درست بیکاری هست درست می کشند درست  اما مباد بر ما مباد بر ما واگر صبوری ننگ بر من وما ما هر یک کاوه بیرق بر می افرازیم خوراک ضحاکی نخواهیم خورد مار افعی دوش عمرش کوتاه است نایب خدا بر زمین دوران سیاهی کوتاه است باز بلرزند ما حقیر نمی شویم خون کورش و کاوه تا بد در رگ های ماست در رگ من در رگ تو ما فریب این حماقت  آنان را نمی خوریم وتاریخ وافتخار خود را باز می ستانیم  در ماست  بیدارش می کنیم نوبت جوانان ما سر یدهکه باز خوراک ضحاک پیر شوند  من سکوت نمی کنم تو نیز ایرانی من آریایی من پندار نیک من گفتار نیک من  کردار نیک من بیدار هستی دهان بگشای ما همه با هم هستیم&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-5517973503256023379?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/5517973503256023379/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_1039.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5517973503256023379'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/5517973503256023379'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_1039.html' title='کورش بسیجی کاوه چپیه بر دوش'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-7435119293134107822</id><published>2010-09-15T00:46:00.001-07:00</published><updated>2010-09-15T00:49:02.440-07:00</updated><title type='text'>عجبا کاوه بسیجی</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;چو کاوه برون شد ز درگاه شاه&lt;br /&gt;برو انجمن گشت بازارگاه&lt;br /&gt;همی بر خروشید و فریاد خواند&lt;br /&gt;جهان را سراسر سوی دادخواد&lt;br /&gt;از آن چرم کاهنگران پشت پای&lt;br /&gt;ببندند هنگام زخم درای&lt;br /&gt;همی کاوه آن بر سر نیزه کرد&lt;br /&gt;همانگه ز بازار برخاست گرد&lt;br /&gt;خروشان همی رفت نیزه به دست&lt;br /&gt;که ای نامداران یزدان پرست&lt;br /&gt;کسی کو هوای فریدون کند&lt;br /&gt;سر از بند ضحاک بیرون کند&lt;br /&gt;بپویید کاین مهتر اهرمنست&lt;br /&gt;جهان آفرین را به دل دشمن است&lt;br /&gt;به پیش فریدون فرخ شویم&lt;br /&gt;به جان و تن و چیز یک رخ شویم&lt;br /&gt;همی رفت پیش اندرون مرد گرد&lt;br /&gt;سپاهی برو انجمن شد نه خرد&lt;br /&gt;ندانست خود کافر فریدون کجاست&lt;br /&gt;سر اندر کشید و همی رفت راست&lt;br /&gt;بیامد به درگاه سالار نو&lt;br /&gt;بدیدندش از دور برخاست غو&lt;br /&gt;چو آن پوست بر نیزه بر دید کی&lt;br /&gt;به نیکی یکی اختر افکند پی&lt;br /&gt;بیاراست آن را به دیبای روم&lt;br /&gt;ز گوهر برو پیکر و زر بوم&lt;br /&gt;بزد بر سر خویش چون کرد ماه&lt;br /&gt;یکی فال فرخ پی افکنده شاه&lt;br /&gt;فروهشت ازو سرخ و زرد و بنفش&lt;br /&gt;همی خواندش کاویانی درفش&lt;br /&gt;از آن پس هر آنکس که بگرفت گاه&lt;br /&gt;به شاهی به سر بر نهادی کلاه&lt;br /&gt;برآن بی بها چرم آهنگران&lt;br /&gt;برآویختی نوبنو گوهران&lt;br /&gt;ز دیبای پرمایه و گوهران&lt;br /&gt;بر آنگونه گشت اخیر کاویان&lt;br /&gt;که اندر سر نیزه خورشید بود&lt;br /&gt;جهان را ازو دل پر امید بود&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-7435119293134107822?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/7435119293134107822/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/7435119293134107822'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/7435119293134107822'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_15.html' title='عجبا کاوه بسیجی'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-6591079128515428969</id><published>2010-09-09T16:47:00.000-07:00</published><updated>2010-09-09T16:49:22.192-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;این وبلاگ مرد اگر خواستید بر سنگ مزارش سنگی بزنید می بینید این حرف ها خریدار نداره  بدرود&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-6591079128515428969?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/6591079128515428969/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_09.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6591079128515428969'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6591079128515428969'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post_09.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-6092469666784321008</id><published>2010-09-03T12:56:00.001-07:00</published><updated>2010-09-03T12:58:30.664-07:00</updated><title type='text'>تسلیت</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:180%;color:#009900;"&gt;باید برای روزنامه پیامه تسلیتی بفرستیم امروز فهمیدم مرد دست بندی سیاه به مچ بستم تسلیت........&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-6092469666784321008?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/6092469666784321008/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6092469666784321008'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6092469666784321008'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='تسلیت'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-8302868615764871698</id><published>2010-08-31T14:51:00.003-07:00</published><updated>2010-08-31T14:58:56.948-07:00</updated><title type='text'>سنگسار</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;سنگ های زمانه اگر بخروشند وباریدن کین آغاز کنند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;به کجا خواهید گریخت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;که زمین وهر آنچه در آن هست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;شرمسار دست های پر گناهتان است &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;وهنوز هم خون چشم وسردخترکی خردبرشیارهای خاموش سنگ زمین هاتان جاریست&lt;br /&gt;ومعاد را چه زودوچه به فرمان خود آغاز کرده ایدودیگرگون می کنید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;آخر در معاد شمایان از آسمانها سنگ می بارد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;آنجا از دستان خدای زمینیتان واین جا از دستان پر گناهتان دستانتان که شرمسار انسانیت است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;که نشخارش کرده اید به دهان بویناکتان ووتف کرده اید بر مرامتان وباورپوسیده تان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-8302868615764871698?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/8302868615764871698/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_6266.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8302868615764871698'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8302868615764871698'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_6266.html' title='سنگسار'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-425021858057997059</id><published>2010-08-31T14:31:00.002-07:00</published><updated>2010-08-31T14:35:59.355-07:00</updated><title type='text'>سنگسار</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;صدای دعای مسجد میاد وهم زمان صدای زنی رو می شنوم که در مورد سنگسار سکینه وسیصد نفری که فوت شدن  صحبت می کنه با خودم فکر می کنم اینهایی که برای شب قدر جمع شدن دعا می خونن می دونن تو همون دعا اومده سنگ بزنین میشه وقتی از خدا خواهش می کنن سرنوشت امسالشون رو خوب بنویسه این سنگسار رو تو اون جاهایی که اومده حذف کنه وبگه سال سال دوهزارو ده؟&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-425021858057997059?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/425021858057997059/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_31.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/425021858057997059'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/425021858057997059'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_31.html' title='سنگسار'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-8396282773334557512</id><published>2010-08-27T10:11:00.000-07:00</published><updated>2010-08-27T10:12:52.229-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-8396282773334557512?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/8396282773334557512/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_27.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8396282773334557512'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/8396282773334557512'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_27.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-6116722350356545115</id><published>2010-08-16T04:27:00.000-07:00</published><updated>2010-08-16T04:29:04.183-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;color:#009900;"&gt;من سارنگ شاهدم بعضی از تصاویر فیلتر می شود قصور ازمن نیست عذر خواهی می کنم&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-6116722350356545115?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/6116722350356545115/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_9357.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6116722350356545115'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/6116722350356545115'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_9357.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-2977209813952238304</id><published>2010-08-16T01:22:00.003-07:00</published><updated>2010-08-16T01:23:41.708-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TGj1eafcwYI/AAAAAAAAAg0/3gLg45shx-U/s1600/dream.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5505920447316541826" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 237px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TGj1eafcwYI/AAAAAAAAAg0/3gLg45shx-U/s320/dream.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-2977209813952238304?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/2977209813952238304/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_968.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/2977209813952238304'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/2977209813952238304'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_968.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TGj1eafcwYI/AAAAAAAAAg0/3gLg45shx-U/s72-c/dream.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-1359889934278329507</id><published>2010-08-16T01:15:00.002-07:00</published><updated>2010-08-16T01:21:02.801-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;زغال فروشان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;بیکار بنشسته اند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;نانوایان گوشت مردار طبخ می کنند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;معلمان &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;واحد دروغ وریا تدریس می کنند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;باغبانان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;به سلاخی درخت مشغولند وحصار می کارند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;نجاران دار می تراشند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;به قد های متفاوت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;آوازه خوانان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;به عربده گوش می خراشند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;شاعران بی نام&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;مجیز می گویند به نرخ نان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;به واحد کیلو&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;آخر تنها کرکس وگرگ پیر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;خوش نشسته اند وحکم می رانند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;نسرین&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-1359889934278329507?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/1359889934278329507/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_16.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/1359889934278329507'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/1359889934278329507'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_16.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-7941141807776567549</id><published>2010-08-08T23:34:00.000-07:00</published><updated>2010-08-08T23:35:52.837-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TF-hswOzrBI/AAAAAAAAAgk/P5gDehFymwQ/s1600/vgmloi.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 241px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TF-hswOzrBI/AAAAAAAAAgk/P5gDehFymwQ/s320/vgmloi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5503295059903360018" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-7941141807776567549?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/7941141807776567549/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_576.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/7941141807776567549'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/7941141807776567549'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_576.html' title=''/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/TF-hswOzrBI/AAAAAAAAAgk/P5gDehFymwQ/s72-c/vgmloi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-4154370467032695383</id><published>2010-08-08T23:26:00.003-07:00</published><updated>2010-08-28T09:41:46.901-07:00</updated><title type='text'>مصاحبه با داریوش شکف</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;h1&gt;مصاحبه با داریوش شکف&lt;/h1&gt;&lt;span class="submitteddate"   style="font-size:78%;color:#33cc00;"&gt;جمعه, 07/09/2010 - 14:26 —&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="content clear-block"&gt;&lt;div class="rteright"&gt;&lt;p style="COLOR: rgb(0,0,153)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#33cc00;"&gt;داریوش شکف، یک هنرمند ایرانی،کارگردان، فیلسوف، نویسنده و فعال سیاسی است که در تهران متولد شده و اکنون در آلمان زندگی می کند. در فیلم جدیدش، زندان ایران، او دنیا های به ظاهر از هم گسیخته هنر و سیاست را با هم می آمیزد تا نا امیدی خود را از وضعیت کنونی زندانیان سیاسی امروزنمایش دهد. دید گا ه انسان دوستانه و فعالیت های حقوق بشری او در تمام ظرفیت های او به عنوان یک هنرمند جلوه می کند. او در بالا بردن سطح آگاهی در مورد "نژاد پرستی"، مسائل مربوط به دین و آزادی و حقوق زنان موفقیت های بسیاری کسب کرده است. زمان زیادی از آدم ربایی داریوش شکف، که به منظور مقابله با دو فیلم جدید او، زندان ایران و قبر هیتلر نمی گذرد، که آرتیکل 19 با او مصاحبه ذیل را انجام داده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="COLOR: rgb(0,0,153)"&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;آیا می توانید راجع به حادثه آدم ربایی چند هفته پیش کمی با ما صحبت کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در کافه ای، زیر یک درخت، در فریسنپلاتز نشسته بودم، که میدان بسیار مشهوری در شهر کلن است. حدود ساعت هفت و هشت شب بود و مردی در ده متری من به صدای بلند با تلفن همراهش صحبت می کرد. بعد از چند دقیقه ای آمد و در کنار من نشست، در حالی که هنوز با تلفنش صحبت می کرد. در همان لحظه یک ماشین آیودی سیاه در کنار ما ایستاد و دو مرد از آن خارج شدند. یکی از آنها کیفم را از کنارم برداشت و دیگری یک کلت روی سینه ام قرار داد. به محض اینکه مرا به زور وارد ماشین کردند، چشمانم را بستند و دهنم را چسب زدند. تا جایی که من تشخیص دادم، حدود یک ساعتی در شهر رانندگی کردند و سپس مرا به اتاقی بردند که در آنجا مرد سن دارتری منتظرمان بود. به زبان انگلیسی برایم توضیح داد که دلیل اصلی حضور من در آنجا، دو فیلم اخیر من، زندان ایران و قبر هیتلر بود، که توهینی به اسلام و جمهوری اسلامی ایران محسوب می شدند. گاه گداری غذایی به من داده می شد و همچنین نوشیدنیی که مرا بسیار خواب آلود می کرد. پس از پانزده روز در کنار رودخانه راین مرا یافتند و به بیمارستان بردند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا شما را به این شرط آزاد کردند که از پخش فیلم زندان ایران خودداری کنید؟ آیا شما به این قول عمل کردید؟ چه چیزی در مورد این فیلم زندگی شما را در خطر قرار داده بود؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;من چطور می توانستم با این تروریست ها صحبت کنم؟ به علاوه چشمان و دهان من را بسته بودند. ولی به من هشدار دادند که سریعآ جلوی پخش فیلم ها را بگیرم.&lt;br /&gt;اکنون من قوی تر از همیشه ، فیلم را روی یاهو برای پخش در تمام کشورهای دنیا به طور رایگان قرار دادم.&lt;br /&gt;این فیلم در قالب یک فیلم و نه یک گزارش یا مصاحبه، فجایع رژیم ایران و نحوه برخورد با زندانیان سیاسی ، با اشاره های نمادین به عکس های خمینی، خا منه ای و احمدی نژاد، را به نمایش می کشد، تا نشان دهد که این فجایع در زیر چشم رهبران همین رژیم اتفاق می افتد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در کنار تمامی فعالیت های سیاسی تان شما همچنین اعتصاب غذا کرده اید و جشنواره های بین المللی فیلم را تحریم کرده اید؟ هدفتان را از این فعا لیت ها می توانید برای ما تو ضیح دهید&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;اعتصاب غذا همیشه به منظور همدردی با افراد در حال مبارزه است. در حالی که من اعتراف می کنم، اعتصاب غذای من به هیچ وجه قابل مقایسه با آن شکنجه ها و قتل های وحشیانه آن زنان و مردان شجاع نمی تواند باشد، که جان خود را در راه مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی فدا کردند.&lt;br /&gt;من نه تنها جشنواره بین المللی برلین را تحریم کردم، بلکه تمامی آنها را به علت آنکه آنها به اسم گفتگوی فرهنگی با رژیم اسلامی، به طور مستقیم و غیر مستقیم، رژیم ایران را ترویج و مبارزات ایرانیان را نادیده گرفتند. موسسات فرهنگی به اینگونه ضرر بیشتری به مبارزات ایرانیان برای آزادی زدند به این دلیل که یک چهره جعلی به این رژیم داده و آنرا رژیمی بسیار مدرن، پیشرفته و حتی جلودار در صحنه فرهنگ معرفی کردند.&lt;br /&gt;چطور می شود فیلم هایی از این رژیم نشان داد، به آن جایزه عطا کرد و سپس از دنیا خواست که باور کند آن رژیم وحشیا نه است و یک سری حیوان آن را اداره می کند. چطور می توان یک سری از این فیلم نامه نویسان را محدود و تحت فشار پنداشت در حالی که فیلمهایشان را به جشنواره ها میبرند. هیچ فیلمی نمی تواند از ایران بدون اجازه و مهر رژیم ایران خارج شود، و این دروغ ها همچنان ادامه دارند. وقتی که نمایندگان سیاسی آنان در فرش های قرمز در تمامی جشنواره ها حضور یافته و همه می پندارند که وای این فیلم و این فیلم نامه نویس جانش را برای درست کردن این فیلم در خطر قرار داده است.&lt;br /&gt;جه کسی را می خواهید گول بزنید؟&lt;br /&gt;کاملا واضح است که چگونه این جشنواره ها از ایران پول می گیرند یا با هم مبادلات نفتی انجام می دهند تا به این افراد جایزه های از پیش تایین شده هدیه دهند، یا اینکه پیشتر روند و به درست کردن فیلم با تمامی عناصر رژیم در سرتاسر جهان بپردازند. ما میدانیم که چگونه ایران به تمامی این کشورها یی که با ایران و فیلم نامه نویسانش همکاری می کند در سرتاسر دنیا پول پرداخت می کند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ایا شما به طور جهانی برای هنرمند بودنتان علاوه بر چهره فعال سیاسی تان مشهور هستید؟ آیا شما زندگی دوپرده ای،یکی برای علاقه و دیگری را برای امرار معاش دنبال می کنید، یا به نظر شما این دو به هم مرتبط هستند؟ به عبارت دیگر دوست دارید مردم از داریوش شکف به عنوان هنرمند/فیلسوف یا یک فعال نام ببرند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="COLOR: rgb(0,0,153)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#33cc00;"&gt;هر کس به آن نحوی که به من مرتبط است به من می نگرد. فعالین به فعالیت های سیاسی من می نگردند.، و هنرمندان نیز به من به عنوان یکی از اعضای خودشان می نگرند. ولی بسیار حائز اهمیت است که مسائل هنر از هنرمند جدا باشد.&lt;br /&gt;هنر ربطی به سیاست ندارد. ورای سیاست است، بسیار فراتر از بازی ها و قوانین اجتماعی و حتی دین.&lt;br /&gt;هنر،هنرمند را به درجات والاتری می برد، در حالی که هنرمندی موجود است که همچنان وظایف انسان دارد، ولی مسئول است که شجاعتر و مسئولتر از بقیه باشد. پرانرژی تر و همه اینها برای برقراری و ادامه آزادی، صلح، هنر و فرهنگ زیرا فقط خود هنرمند است که می داند این عناصر چقدر گرانبها است و برای او امکان ادامه خلق هنر در درجات والاتر ضروری است.&lt;br /&gt;این جایی است که هنرمند باید مداخله کند حتی جایی که کاملآ صلح و آرامش برقرار است ، تا این هدایای ارزشمند زندگی برای ترویج تمدن های پیشرفته باقی بمانند.&lt;br /&gt;هنرمندی که آماده شورش است و به نیازمندان فقط هنگامی می پیوندد که رنگش تمام می شود، یا اجازه نقاشی یا ساختن فیلم یا گفتن آنچه را که می خواهد را ندارد، دور از خط انسانیت است و فرد محترمی از جانب جامعه شناخته نمی شود.&lt;br /&gt;این همان کاری است که تمامی هنرمندان جامعه اسلامی مشغول انجام آن هستند، نگران موقعت جعلی خود و پر کردن جیبشان مانند تمامی کارگردانان و دست اندرکاران مشهور جشنواره های جهانی.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فلسفه یکیشیم شما، که بسیار نزدیک به ماکسیمالیزم است، چگونه در فعالیت های سیاسی و حقوق بشری شما جای می گیرد؟ آزادی بیان در کجای این فلسفه جای دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یکیشیم به معنای یکی شویم است. برای رسیدن به آن، باید آزادی فکر، آزادی دید و آزادی برای ارتباط با دیگران را داشته باشیم. باید برای آزادی شخصیمان و دیگران احترام قائل باشیم، همانطور که طبیعت و آفرینشمان خواستار آن است. به محض آنکه آغاز به اجبار افراد نماییم، آزادی بیان و فکر آنها را ربوده ایم. به همین منظور است که رژیم جمهوری اسلامی یک نظام بنیادگرا و متعصب است. خدا بزرگترین هنرمند است و آفرینشش انسانها، زنان و مردان است. اگر فکر کنی گناه است که آثار پیکاسو را با پارچه بپوشانی، چقدرغیر قابل بخشش است که زیباترین آثار خدا، زنان را، در چادر کنی.&lt;br /&gt;آنچه که یکیشیم را از دیگر آثار متمایز می کند، آن است که تمامی قوانین دین های دیگر را در ارتباط با اینکه خدا و شیطان همه چیز را اداره می کنند را رد می کند. در یکیشیم ما انسان ها جوابگو هستیم. خدا از ما می خواهد که کمکش کنیم که به شیطان نشان دهیم که ما بندگان او می توانیم متحد شویم. ما اینجا هستیم که کشمکش های بین خوب و بد (خدا و شیطان) را پایان بخشیم و نشان دهیم که می توانیم دوباره تعادل به آفرینش آوریم. و این تنها در صورتی امکان پذیر است که متحد شویم در زمین (یکیشیم) به عنوان بندگان خداوند تا شیطان برای پراکنده کردنمان شرمنده شود، خدا او را ببخشد و صلح کیهان را فرا گیرد.&lt;br /&gt;چشم انداز خاصی مورد نظر من است وقتی می گویم مردم باید یکی شوند. این بدان معنا است که کسانی که نمی خواهند ما در ذهن و قلب یکی شویم، ذات شیطانی دارند، مانند آنانی که می گویند یا قوانین ما را دنبال کنید یا می میرید و به جهنم می روید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="COLOR: rgb(0,0,153)"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#33cc00;"&gt;در یکیشیم جهنمی وجود ندارد، و حتی بهشت هم درجه نهایی نیست، بلکه تنها یک فازی برای انجام دادن خیر در زمین. بالاترین هدف پیدا کردن اسرار آفرینش است که ما آن را در بهشت نخواهیم دانست. هیچ دینی به ما نمی گوید که حقایق آفرینش را به هنگام ورود به بهشت خواهیم دانست و تا ابدیت در بهشت با خوشحالی زندگی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;یکیشیم پیغامی مدرن و ساده دارد: در زمین متحد شوید تا حقایق و دلایل وجودمان برایتان آشکار شود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شما ایران را در دهه هفتاد ترک کردید؟ آیا از آن زمان تاکنون به ایران باز گشته اید؟ آیا تصمیم دارید زمانی دوباره به ایران بازگردید؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;من در سال 1978-79 ایران را ترک کردم و بعد از آن هیچگاه به ایران باز نگشتم. دلیلی که پدرم مرا به آمریکا فرستاد آن بود که من ..... افکار سوسیالیستی و کمونیستی داشتم و پدرم می خواست من را از حوادث احتمالی نجات دهد.&lt;br /&gt;من به منظور آزادی ایران به آنجا خواهم رفت و تا لحظه مرگ خواهم ماند، ولی تور جهانی ام را ادامه خواهم داد و رابطه ام را با جهانیان حفظ خواهم کرد، همانگونه که همیشه کرده ام.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;به عنوان یک هنرمند، فکر می کنید با چه مشکلاتی در ایران روبرو خواهید شد؟ فکر می کنید یک هنرمند دارای آن آزادی بیانی که ملزم هنر است در ایران باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در ایران یک هنرمند واقعی هیچ گاه پدیدار نخواهد شد، به علت آنکه زیباشناسی هنر وجود ندارد. هنر همراه با آزادی بیان کامل است و لحظه ای که آزادی بیان از آن گرفته شود، هنر دروغ می گوید. و یک هنرمند واقعی نمی تواند دروغ بگوید. چطور می توانند دو عاشق در یک فیلم هیچ گاه دستان هم را لمس نکنند؟ به همین علت است که من به هنر موجود در ایران از هنر منفعل یا جدا شده یاد می کنم.&lt;br /&gt;به همین دلیل است که من تمامی کار های انجام شده در ایران و تحت نظر این رژیم را رد می کنم. بدون آزادی نمی شود هنر خلق کرد، هنر در طبقه های بالاتر فکری.&lt;br /&gt;در بهترین حالت، می شود هنر ارتجاعی خلق کرد، که اولین مرحله ایجاد و بیان در فرم هنری است. هیچ گاه نمی توان یک جف کوون داشت زیرا قدرت بیان، دیدن، فکر و حتی تجربه کردن در چنین جامعه بسته و عقب گردی امکانپذیر نیست. هیچ گاه نمی توان سیگمور پولکه، لوسین فروید، بروس نومن، یا هایم شتاینباخی داشت.&lt;br /&gt;همچنین در دنیای سینما ها نمی توان انتظار تاکشی کیتانو، مایک یا وارهول ها را داشت.&lt;br /&gt;چون اجازه پرواز افکار، چه مثبت چه منفی، ولی آزاد وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما خودسانسوری در ایران یک مسئله است؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در ایران از سوی دولت سانسوری دائم حاکم است. به همین علت است که خودسانسوری به طور نا خودآگاه اعمال می شود. واضح است که این به طور طبیعی انجام می شود چون به هر صورت سانسور خواهی شد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما ایرانیان و غیر ایرانیان غربی چه کمکی به افرادی که در ایران تحت فشار به سر می برند ، می توانند بکنند؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;روی اینترنت بروند، متصل شوند و از محاسن خود به عنوان یک ایرانی آگاه شوند. با یکدیگر مرتبط شوند. احزاب و گروه های سیاسی سازماندهی کنند، خودشان و ایده هایشان را به جهانیان معرفی کنند. اینترنت هدیه ای است از جانب پردودگار و همگی باید قدر آن را بدانند. اعضای کا بینه تان را انتخاب کنید، رئیس جمهورتان را انتخاب کنید. مسائل را به گوش دنیا برسانید و به آنها نشان دهید که مخالف این رژیم وحشی هستید تنها آن هنگام است که از دنیا و نه فقط سیا ستمداران می شود برای نابودی و جنگ علیه این رژیم کمک خواست. برای مرکل و سارکوزی ها نامه بنویسید. دنیا باید بداند که ما تنها نیستیم. و تنها خواستار آزادی توسط حرکتی فرهنگی هستیم. این رژیم از فرهنگ می ترسد. من فیلم ساخته ام و در روبروی من با تفنگ حاضر شدند. باید به بیانات فرهنگیمان ادامه دهیم. و باور داشته باشیم که می توانیم.&lt;br /&gt;من عضوی از یک حزب سیاسی به نام آرائ ایران هستم.&lt;br /&gt;بیانات این حزب سیاسی به زودی روی اینترنت خواهد آمد و جهانیان و ایرانیان می توانند به موافقت یا مخالفت با آن بپردازند.&lt;br /&gt;شما هم می توانید مال خودتان را داشته باشید و شروع به روزی 2 تا 4 ساعت فعالیت نمایید. به شما قول می دهم که این فعالیت ها رژیم را از پای در خواهد آورد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ایران را در 5 سال آینده کجا می بینید؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در شبکه های جهانی به هم متصل شوید تا رژیم جمهوری اسلامی با وضعیت کنونی اش بیش از سال 2011 دوام نیاورد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(0,0,153)"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-4154370467032695383?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/4154370467032695383/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_08.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4154370467032695383'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/4154370467032695383'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post_08.html' title='مصاحبه با داریوش شکف'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-589080105911280928</id><published>2010-08-04T22:21:00.002-07:00</published><updated>2010-08-04T22:24:13.596-07:00</updated><title type='text'>نقش زنان در انقلاب مشروطیت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;نهضت  مشروطيت ايران يكى از مهم ترين وقايع تاريخ ايران است. صرف نظر از تمامى  رخدادهاى حاشيه اى و فراز و نشيب هايى كه بر آن حادث شد، حضور گسترده مردم  در آن سرفصل جديدى در حوادث سياسى - اجتماعى ايران محسوب مى شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;وجه  مشخصه انقلاب مشروطه، حركت زن و مرد ايرانى پس از سال ها استبداد و اختناق  در صحنه سياسى بود، زنان به عنوان عضو فعال جامعه، حركت هاى متنوع و  متعددى را در سراسر اين جنبش به عهده گرفتند. در جريان انقلاب و گفت وگوهاى  سياسى پيرامون آن مضامين متباينى در كنار يكديگر مطرح شدند كه تا آن زمان  مطرح بود. يكى از اين مضامين «مرد و زن» بود. كه سرآغازى نوين بر تفكر  سياسى جامعه محسوب مى شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;زنان در مهاجرت و بست نشينى&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;هنگامى  كه مخالفت با دولت آغاز شد و علما به اعتراض در مسجد شاه بست نشستند، زنان  ضمن همراهى با مردان درآوردن علما به مسجد براى سخنرانى، مسووليت حفظ جان  آنان را نيز به عهده گرفتند. آنان با چماق هايى كه در زير چادرهاى خود  پنهان كرده بودند از اغتشاش و آشوب هنگام سخنرانى روحانيون جلوگيرى  كردند(۱). &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;پس  از مقاومت حكومت در برابر خواسته مردم و مهاجرت علما به حرم حضرت  عبدالعظيم(ع) زنان در بستن بازار و حركت براى پيوستن به متحصنين اقدام  كردند و بار ديگر مسووليت امنيت علما را به عهده گرفتند. حركت و حمايت زنان  در مهاجرت عظمى نيز ادامه يافت. هنگام مهاجرت روحانيون به قم در ميان  جمعيت زنى ديده مى شد كه مقنعه خود را سرچوب كرده و فرياد مى كشيد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;«از اين به بعد عقد دختران مسلمان را بايد مسيو نوز بلژيكى ببندد(۲).» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;به گواه تاريخ و اسناد آن زنان در تمامى جريان هاى مشروطه خواهى علاوه بر حضور مستقيم، حمايتگر و مشوق مردان نيز بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;زنان در تصميمات ملى&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;در  ۱۴ جمادى الثانى ۱۳۲۴ هـ.ق فرمان مشروطيت توسط مظفرالدين شاه صادر شد. پس  از صدور فرمان نخستين دغدغه مردم تدوين قانون اساسى بود. زنان در اين هنگام  به مجلس رفتند و تكميل قانون اساسى را از نمايندگان خود مطالبه كردند(۳).&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;در  دوره اول مجلس شوراى اسلامى، مجلس و مردم با مشكلات اساسى مالى مواجه  شدند. دولت براى رفع بحران هاى مالى تصميم گرفت از يك دولت خارجى مبالغى  قرض گرفته شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;اما  نمايندگان در نهم ذيقعده ۱۳۲۴ هـ.ق با قرضه خارجى مخالفت كردند و به تأسيس  بانك ملى با اتكا و به سرمايه هاى مرديم رأى دادند. زنان با اهداى طلا و  زيورآلات شخصى خود سرمايه بانك ملى را تهيه كردند. همچنين زمانى كه مشروطه  خواهان تصميم گرفتند با تحريم كالاهاى وارداتى و استفاده از كالاهاى داخلى  مشكلات اقتصادى جامعه را حل كنند. زنان با تشكيل انجمن هاى متعدد ترويج  منسوجات داخلى و تحريم كالاهاى خارجى را تبليغ كردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;پس  از مرگ مظفرالدين شاه، محمدعلى شاه روى كارآمد. او از اساس، با مشروطه  مخالف بود. اما مردم همچنان به حمايت از مشروطه ادامه دادند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;زنان  در اين مقاومت ها پاى فشردند و با ازدحام در برابر مجلس تصويب سريع متمم  قانون اساسى را خواستار شدند. اتحاديه غيبى نسوان با ارسال نامه اى به  روزنامه نداى وطن از نمايندگان ملت خواستند كه هر چه سريع تر متمم قانون  اساسى را تدوين و تصويب نمايند و به وضع بى سروسامان كشور خاتمه دهند و  چنانچه استطاعت اين كار را ندارند، استعفا دهند و كار مملكت را به زنان  بسپارند (۴).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;محمدعلى  شاه علاوه بر كارشكنى در تدوين متمم قانون اساسى، موافقان خود را در ايجاد  ناامنى و آزار مردم تجهيز مى كرد. زنان بيش از همه مورد تعدى و آزار قرار  گرفتند. تا جايى كه بار ديگر براى تأمين امنيت به انجمن هاى ايالتى متوسل  شدند و با فروش طلا و جواهر شخصى خود سرمايه تهيه كردند و در اختيار انجمن  هاى ايالتى قرار دادند(۵). &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;در  كشاكش مردم و محمدعلى شاه، زنان هم گام با مردان در صحنه هاى مختلف حضور  يافتند و با فريادهاى زنده باد مشروطيت، پاينده باد قانون، نابود باد  استبداد در مقابل مستبدين ايستادند. در هنگامه به توپ بستن مجلس تنها زنان  جرأت مى يافتند كه جسد مجاهدين و انقلابيون را از زمين بردارند. (۶) در  بسيارى از صحنه هاى نبرد لباس مردانه پوشيدند. تنها پس از به شهادت رسيدن  آن ها معلوم مى شد كه زن بوده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;زنان در سايه استبداد شاهى&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;پس  از كودتاى محمدعلى شاه و استقرار استبداد صغير، مشروطه خواهان شكل ديگرى  از مبارزه را ساماندهى كردند. بسيارى از آنان به باكو، لندن، استانبول و  پاريس مهاجرت كردند و كانون هاى مبارزه تبليغاتى و مسلحانه را به وجود  آوردند. زنان در داخل و در سايه استبداد انجمن هاى زنان را شكل دادند. از  آن جا كه شرايط فرهنگى و اجتماعى مناسبى براى عملكرد آزادانه زنان در قالب  انجمن و جمعيت وجود نداشت اين گروه ها به شكل سرى و مخفيانه عمل مى كردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;مورگان شوستر در رابطه با فعاليت هاى زنان در اين دوران مى نويسد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;«اگر در اروپا و امريكا زن ها تشكيل انجمن مى دهند جاى تعجب نيست ولى زنان روبسته ايرانى در انجمن ها فعاليت سرى انجام مى دهند(۷).» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;فعاليت  اين جمعيت ها در نخستين مراحل، بيشتر در زمينه سياست هاى داخلى و خارجى  دولت بود. به عنوان مثال انجمن مخدرات وطن به رياست بانو آغابيگم در تهران و  به سال ۱۳۲۸ هـ.ق تأسيس شد. هدف خود را دفاع از استقلال كشور، مخالفت با  وام از بيگانگان و تحريم كالاهاى خارجى و تبليغ مصرف كالاهاى داخلى اعلام  نمود. به اين ترتيب زنان با تشكيل انجمن ها به تدريج در صحنه هاى سياسى،  اجتماعى حضور فكرى و فيزيكى پيدا كردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;يكى  ديگر از مراحل شكل گيرى حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى پس از مشروطه،  حضور در عرصه مطبوعات بود. بسيارى از زنان، پس از تشكيل يك جمعيت و انجمن  خاص روزنامه يا نشريه اى را تحت لواى انجمن منتشر مى ساختند. به اين ترتيب  با انتشار روزنامه ها در گفتمان هاى سياسى روز حضور يافتند. در كوران  انقلاب مشروطه و اوج استبداد زمانى كه شب نامه ها زمينه ابراز گروه هاى  مختلف را فراهم آوردند. زنان نيز با انتشار شب نامه افكار خود را منتقل مى  كردند. انجمن ها و جمعيت هايى كه فاقد روزنامه بودند، مقالات و پيام هاى  خود را در روزنامه هاى متعدد ديگرى منتشر مى ساختند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;به  دنبال تأسيس انجمن و روزنامه بسيارى از مديران جمعيت ها، مدارس دخترانه را  پايه ريزى كردند كه اين اقدام، سرلوحه يك انقلاب فرهنگى براى زنان بود. به  اين ترتيب با انقلاب سياسى مشروطه، انقلاب ديگرى در جامعه زنان رخ داد كه  تبعات آن بسيارى از وجوه فكرى، فرهنگى و اجتماعى جامعه زنان را در برگرفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;در  دوران استبداد صغير علاوه بر فعاليت هاى فوق زنان همچنان به حمايت هاى  مالى خود براى ادامه حيات مبارزان مشروطه، ادامه دادند. آنان همچنان با  فروش دارايى هاى شخصى خود، هزينه هاى مبارزات مسلحانه و تبليغاتى را تأمين  مى كردند البته اين كمك ها تنها بخشى از منابع مالى مبارزان را تهيه مى كرد  و مابقى آن از طرف تجار و سرمايه داران مشروطه خواه و گروه هاى مختلف  مردمى تأمين مى شد(۹). &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;زنان در مبارزات مسلحانه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;چنان  كه ذكر شد، زنان در مبارزات رويارو با مستبدين شركت داشتند. اگرچه به دليل  شرايط خاص فكرى و فرهنگى آن روزگار حضور زنان در ميادين مبارزه به روشنى  ترسيم نشده است اما برخى منابع حركت هاى مسلحانه زنان را ذكر كرده اند. در  اين دوران اغلب با لباس مردانه در جنگ هاى مسلحانه شركت مى كردند و تنها پس  از كشته و زخمى شدنشان هويت آن ها روشن مى شد. از جمله عكسى مربوط به  محافظين يكى از سنگرهاى تبريز كه يك دسته شصت نفرى از زنان چادر به سر  ايرانى كه تفنگ در دست داشتند در اختيار پاولويچ نويسنده كتاب انقلاب  مشروطيت ايران و ريشه هاى اقتصادى اجتماعى آن قرار داشت. عمده ترين فعاليت  هاى عملياتى زنان توسط زنان رشت و تبريز صورت مى گرفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;در  تاريخ بيدارى ايرانيان آمده است: «عورات آذربايجان قطار فشنگى مى بندند و  با حالت محزون بچه خود را شير مى دهند. مانند نره شيران در ميدان جنگ مى  كوشند كه دست بى ناموسى به آنان دراز نشود(۱۰). به اين ترتيب زنان از اعطاى  جان خود نيز دريغ نكردند. در هنگام محاصره تبريز توسط نيروهاى دولتى زنان  در پشت جبهه خدمات متعددى از جمله تهيه غذا و لباس براى مجاهدان، پركردن  پوكه هاى خالى فشنگ و پرستارى از مجروحان را به عهده داشتند.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;با  وجود جلوه هاى متعدد حضور زنان در نهضت مشروطه، براساس ماده ۴ نظامنامه  انتخابات زنان در كنار محجورين، صغار، متكديان، مرتكبين به قتل و سرقت قرار  گرفتند و از حق راى محروم شدند. طبق ماده ۷ حق انتخاب شدن نيز از آنان سلب  گرديد(۱۱). &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;در  سال ۱۳۲۹ كه تجديدنظر و اصلاح نظامنامه انتخابات در دستور كار نمايندگان  مجلس قرار رفت، به رغم مخالفت هايى كه با محروميت زنان انجام گرفت، نتيجه  اى به دست نيامد. حاج محمدتقى وكيل الرعايا به دفاع از حقوق زنان برخاست و  از مخالفين نظر خواست. در پاسخ او ذكاء الملك ضمن تأييد حقوق زنان، حق راى  را براى آن ها زودهنگام دانست. محروم كردن زنان در مجلس كه از سوى گروه هاى  مختلف سياسى انجام شد از طرف هواداران آن ها واكنشى ايجاد نكرد و زنان  همچنان از حق راى محروم ماندند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;مشروطه  اگرچه تغيير بنيادينى در وضعيت زنان ايجاد نكرد اما در ساختارهاى فكرى و  فرهنگى آنان نقش مهمى را برعهده گرفت. زنان با حضور در صحنه هاى مختلف  مشروطه خواهى، حصارهاى تنگ محدوديت را پشت سرگذاشتند و در حوزه هاى خاصى كه  جامعه تحمل پذيرش آن را داشت، فعاليت خود را گسترش دادند. چنان كه ذكر شد  مهم ترين آن ها تأسيس روزنامه و حضور در مطبوعات بود. از سال ۱۳۲۸ هـ.ق تا  آغاز دوران پهلوى حدود ۷ مجله و روزنامه اختصاصى زنان به عناوين متعددى  مانند مجله دانش، روزنامه شكوفه، روزنامه زبان زنان، روزنامه نامه بانوان،  مجله عالم نسوان و مجله جهان زنان و مجله جمعيت نسوان وطن خواه منتشر شدند،  اغلب اين نشريات به دنبال تأسيس جمعيت هاى زنان و به عنوان بازوى تبليغاتى  آن ها منتشر شدند. همين امر سبب شد زنان با عناوين مختلف در گفتمان هاى  سياسى، اجتماعى و فرهنگى حضور يابند و انديشه آن ها در جامعه تزريق شود. به  اين ترتيب تا حدودى آن ها توانستند به حقوق معوقه خود دست يابند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8.5pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-589080105911280928?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/589080105911280928/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/589080105911280928'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/589080105911280928'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='نقش زنان در انقلاب مشروطیت'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-859794594411146489</id><published>2010-07-24T12:33:00.000-07:00</published><updated>2010-07-24T12:34:45.942-07:00</updated><title type='text'>مانند همیشه</title><content type='html'>&lt;div class="impnewsinfotitle"&gt;                         &lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;دهمين سالگرد درگذشت شاملو برگزار نشد                                                                                                                                                                                                                              &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;                     &lt;br /&gt;                     &lt;br /&gt;                     &lt;div style="color: rgb(255, 0, 0);" class="lid2"&gt;                         در دهمين سالروز درگذشت زنده‌ياد احمد شاملو(شاعر،  نويسنده، و مترجم برجسته معاصر) همچون سال‌هاي پيش، خيل دوستداران وي و  آثارش، بر مزار اين هنرمند(واقع در امامزاده طاهر(ع) كرج) حاضر شدند.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 &lt;/div&gt;                     &lt;br /&gt;                     &lt;img class="impnewspicIMG" style="margin: 0px 10px 10px; color: rgb(255, 0, 0);" src="http://ilna.ir/SmartPicture.aspx?f=uploads/1389-5-2/12.jpg&amp;amp;w=150&amp;amp;h=1" id="firstImg" /&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;                                              ایلنا: همچون سال‌هاي پيش، دوستداران آثار شاملو  در دهمين سالروز درگذشت وي در امامزاده طاهر(ع) حاضر شدند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;به گزارش  ايلنا؛ تعدادي از آشنايان و چهره‌هاي ادبي و هنري در اين مراسم تكريم، از  ساعات ابتدايي بعدازظهر امروز(شنبه 2 مردادماه) براي شادي روح اين هنرمند  بر مزارش حضور يافتند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;اين مراسم در شرايطي برگزار شد كه از همان ساعات  ابتدايي؛ ماموران انتظامي قصد كنترل و جلوگيري از تجمع علاقمندان به اين  شاعر را داشته و آنان را دعوت به ترك محل مي‌كردند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;آيدا شاملو(همسر  زنده‌ياد احمد شاملو) طي گفتگوي كوتاهي كه با خبرنگار ايلنا داشت، افزود:  من و تعدادي از دوستان و آشنايان همچون سال‌هاي گذشته بر مزار شاملو حاضر  شديم اما از ما خواستند تا محل را ترك كنيم. وي گفت: ما قصد داشتيم تا با  دعا خواندن و شعرخواني بر مزار شاملو، روح وي را شاد كنيم اما اجازه داده  نشد هيچيك از اين فرصت‌ها حاصل شود. به همين دليل من در همان دقايق نخست  محل را ترك كردم.&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-859794594411146489?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/859794594411146489/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/07/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/859794594411146489'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/859794594411146489'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/07/blog-post_24.html' title='مانند همیشه'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-413871023029173942</id><published>2010-07-23T13:22:00.002-07:00</published><updated>2010-07-23T15:55:22.736-07:00</updated><title type='text'>یادش گرامی توان نوشتار در مورد شاملو نمی بینم</title><content type='html'>&lt;span style=";font-family:times new roman,serif;font-size:130%;"  &gt;&lt;span style="font-size:8pt;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;Download MP3 Track 6 | &lt;/span&gt;&lt;a href="http://downloadshamloo1.googlepages.com/Track6-Dar-Inja-Chaar-Zendaan-Ast.mp3" style="text-decoration: none;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;در اين جا چار زندان  است | کيفر - باغ آينه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:times new roman,serif;font-size:130%;"  &gt;&lt;span style="font-size:8pt;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;Download MP3 Track 11 | &lt;/span&gt;&lt;a href="http://downloadshamloo1.googlepages.com/Track11_Marg-Raa-Dideam-Man.mp3" style="text-decoration: none;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;مرگ را ديده ام من در  ديداري غمناك | شبانه 9 - آيدا, درخت خنجر و خاطره&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman,serif;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;Download MP3 Track 13 | &lt;/span&gt;&lt;a href="http://downloadshamloo1.googlepages.com/Track13_Pas-Paayhaa-Ostovartar-Bar-Z.mp3" style="text-decoration: none;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;پس پاي ها استوارتر  بر زمين بداشت | مجموعه آثار - دفتر يکم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;h2 class="title"&gt;&lt;a href="http://www.shamlou.org/index.php?q=node/505"&gt;شعر  روز،‌تابستان: ابراهیم در آتش&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;   &lt;p class="rtecenter"&gt;&lt;img style="width: 336px; height: 475px;" src="http://albums.shamlou.org/albums/bamdad/a12.jpg" border="1" vspace="10" hspace="10" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;یادش گرامی توان نوشتار در مورد شاملو نمی بینم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-413871023029173942?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/413871023029173942/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/07/blog-post_1342.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/413871023029173942'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/413871023029173942'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/07/blog-post_1342.html' title='یادش گرامی توان نوشتار در مورد شاملو نمی بینم'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-201929625910949639</id><published>2010-07-23T01:36:00.000-07:00</published><updated>2010-07-23T01:37:20.760-07:00</updated><title type='text'>دادستان کل کشور: 74 ضربه شلاق یا 2 ماه حبس برای زنان بدحجاب</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt; &lt;div class="mhc"&gt; &lt;div id="mh_0"&gt; &lt;table class="mhc " id="mm" cellpadding="0" cellspacing="0"&gt; &lt;tbody&gt; &lt;tr class="fhr"&gt; &lt;td align="right"&gt;&lt;span class="md" id="_date_23 July 2010_11:30"&gt;ago) &lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt; &lt;div&gt; &lt;div style="width: 100%;"&gt; &lt;table style="width: 100%;" cellpadding="0" cellspacing="0"&gt; &lt;tbody&gt; &lt;tr&gt; &lt;td class="cbln"&gt; &lt;div class="mb"&gt; &lt;div id="mb_0"&gt; &lt;script&gt;&lt;!-- D(["mb","\u003cp align\u003d\"center\"\u003e\u003cfont face\u003d\"times new roman, times, serif\" color\u003d\"#ff0000\" size\u003d\"3\"\u003e\u003cstrong\u003eدادستان کل کشور: 74 ضربه شلاق یا 2 ماه حبس برای زنان بدحجاب\u003c/strong\u003e\u003c/font\u003e  \u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e \u003ca href\u003d\"http://ozviat.blogspot.com/\" target\u003d\"_blank\" onclick\u003d\"return top.js.OpenExtLink(window,event,this)\"\u003e\u003cimg alt\u003d\"\" hspace\u003d\"0\" src\u003d\"http://0k.03.img98.com/out.php/i180346_150136242.jpg\" align\u003d\"baseline\" border\u003d\"0\"\u003e\u003c/a\u003e\u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e\u003ca href\u003d\"http://0k.03.img98.com/out.php/i180346_150136242.jpg\" target\u003d\"_blank\" onclick\u003d\"return top.js.OpenExtLink(window,event,this)\"\u003ehttp://0k.03.img98.com/out.\u003cWBR\u003ephp/i180346_150136242.jpg\u003c/a\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp align\u003d\"center\"\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp\u003e\u003cfont face\u003d\"tahoma,sans-serif\"\u003eمحسنی اژه\u200cای، دادستان کل کشور به استناد موارد قانونی مربوط به جرائم ضد عفت و اخلاق عمومی در بخش تعزیرات قانون مجازاتهای اسلامی گفت: در ماده ۶۳۸ این قانون آماده است هر کس عملا در انظار، اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی کند علاوه بر کیفرعمل به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق جریمه می شود و اگر مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد ولی عفت عمومی را جریحه دار کند فقط به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود. دادستان کل کشور در مورد مجازات زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند گفت: این زنان به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه و یا به پرداخت جریمه نقدی از ۵۰ تا ۵۰۰ هزار ریال محکوم می شوند.  \u003c/font\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp\u003e\u003cfont face\u003d\"tahoma,sans-serif\"\u003e \u003c/font\u003e\u003c/p\u003e\n\u003cp\u003e\u003cfont face\u003d\"tahoma,sans-serif\"\u003e \u003c/font\u003e\u003c/p\u003e\n\u003cp\u003e\u003cfont face\u003d\"tahoma,sans-serif\"\u003e \u003c/font\u003e\u003c/p\u003e\n\u003cp\u003e\u003cfont face\u003d\"tahoma,sans-serif\"\u003e \u003c/font\u003e\u003c/p\u003e\n\u003cp\u003e\u003cstrong\u003e\u003cfont face\u003d\"tahoma,sans-serif\" color\u003d\"#0033ff\"\u003eمنبع متن خبر: سایت خبری عصرایران\u003c/font\u003e\u003c/strong\u003e\u003c/p\u003e\n\u003cp\u003e \u003c/p\u003e",1] );  //--&gt;&lt;/script&gt;  &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;دادستان کل کشور: 74 ضربه شلاق یا 2 ماه حبس برای زنان  بدحجاب&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;  &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;a onclick="return top.js.OpenExtLink(window,event,this)" href="http://ozviat.blogspot.com/" target="_blank"&gt;&lt;img alt="" src="http://0k.03.img98.com/out.php/i180346_150136242.jpg" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;a onclick="return top.js.OpenExtLink(window,event,this)" href="http://0k.03.img98.com/out.php/i180346_150136242.jpg" target="_blank"&gt;http://0k.03.img98.com/out.&lt;wbr&gt;php/i180346_150136242.jpg&lt;/a&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family:tahoma,sans-serif;"&gt;محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور به استناد موارد  قانونی مربوط به جرائم ضد عفت و اخلاق عمومی در بخش تعزیرات قانون مجازاتهای اسلامی  گفت: در ماده ۶۳۸ این قانون آماده است هر کس عملا در انظار، اماکن عمومی و معابر  تظاهر به عمل حرامی کند علاوه بر کیفرعمل به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه  شلاق جریمه می شود و اگر مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد ولی عفت  عمومی را جریحه دار کند فقط به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می  شود. دادستان کل کشور در مورد مجازات زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار  عمومی ظاهر شوند گفت: این زنان به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه و یا به پرداخت جریمه  نقدی از ۵۰ تا ۵۰۰ هزار ریال محکوم می شوند.  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family:tahoma,sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family:tahoma,sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family:tahoma,sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family:tahoma,sans-serif;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:tahoma,sans-serif;color:#0033ff;"&gt;منبع متن خبر: سایت خبری  عصرایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;script&gt;&lt;!-- D(["mb","\u003cspan class\u003dsg\u003e\n\u003cp\u003e \u003c/p\u003e\n\u003cp\u003e  \u003c/p\u003e\n\u003cp\u003e \u003c/p\u003e\n\n\u003cp\u003e\u003c/p\u003e\n\n-- \u003cbr\u003e\nدریافت این پیام بدلیل عضویت شما در \u0026quot;گروه اینترنتی منصور قیامت\u0026quot; است.\u003cbr\u003e\n \u003cbr\u003e\n \u003cbr\u003e\nجهت تماس با منصور قیامت (مدیر این گروه) به این آدرس ایمیل ارسال کنید:  Mansour.Ghiyamat@gmail.Com\u003cbr\u003e\n \u003cbr\u003e\n \u003cbr\u003e\nاگر ایمیل ها برای شما مزاحمت ایجاد میکنند و مایل به دریافت آنها نیستید کافیست یک ایمیل خالی با عنوان لغو عضویت به \u0026quot;منصور قیامت\u0026quot; مدیر این گروه ارسال کنید\u003cbr\u003e\n\u003c/span\u003e",0] ); D(["ce"]);  //--&gt;&lt;/script&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2933691386307818448-201929625910949639?l=sarangbebaal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/feeds/201929625910949639/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/07/74-2.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/201929625910949639'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2933691386307818448/posts/default/201929625910949639'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarangbebaal.blogspot.com/2010/07/74-2.html' title='دادستان کل کشور: 74 ضربه شلاق یا 2 ماه حبس برای زنان بدحجاب'/><author><name>sarang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16139085873369935778</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://4.bp.blogspot.com/_9723WFlCmvc/S4lDXQrnWzI/AAAAAAAAAQM/iMWufTQxKz0/S220/b1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2933691386307818448.post-4562464275698176277</id><published>2010-07-21T19:45:00.001-07:00</published><updated>2010-07-21T19:45:57.148-07:00</updated><title type='text'>شرح هم بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img style="width: 400px; height: 302px;" alt="" src="http://www.aatash.org/local/cache-vignettes/L400xH302/Cut_her_nose_and_ear_in_Zabol_by_husband-45c13.jpg" width="400" height="302" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;color:#cccccc;"&gt;&lt;strong&gt;گوش و بینی این خانم توسط شوهرش  در ولایت زابل بریده شده&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:100%;color:#cccccc;"&gt;است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;زنها شریک زندگی و همسفر حیات  مردان یا ابزار &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;سرگرمی و خنثی خشم مردها؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img src="http://www.free-picture-host.com/images/K7YDl31270488808.jpg" border="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;یروم سعید»، ۳۰ ساله این عکس را  در دفتر خود در دانشگاه اردو در&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; اسلام آباد در سال ۲۰۰۸  گرفته‌است.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; چهره، پشت و شانه‌هایش توسط  پسری با اسید سوزاند شده این&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; پسر در پاسخ به سوال خبرنگار  که آیا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; احساس ندامت یا گناه می کنی؟  گفت در میان دوستانم سر بلندم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; که این کار کردم چرا چون در  مقابل خواسته من ایستادگی کرد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img src="http://www.free-picture-host.com/images/xJAUgv1270488903.jpg" border="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بشری شاری» ۳۹ ساله، پنج سال  پیش توسط شوهرش برای این &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;که به طلاق رضایت دهد با اسید  سوزانده شده است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img src="http://www.free-picture-host.com/images/xIuHRB1270488989.jpg" border="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;«نجف سلطانه»، ۱۶ساله است و این  عکس در خانه‌اش در لاهور&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; گرفته شده‌است. او در سن پنج  سالگی در خواب، &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; توسط پدرش با اسید سوزانده  شد.ظاهرن او&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; نمی‌خواست دختر دیگری در  خانواده داشته باشد. در نتیجه نجف&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; کور شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img src="http://www.free-picture-host.com/images/LNRpy01270489034.jpg" border="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;منیره آصف»، ۲۳ساله نیز پنج‌  سال پیش توسط یکی از&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; خواستگارانش با اسید سوزانده  شده ‌است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img src="http://www.free-picture-host.com/images/KKjvvq1270489078.jpg" border="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;شهناز عثمان» ۳۶ساله ساکن  لاهور، ۵ سال پیش توسط یکی از&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; بستگانش به دلیل اختلاف  خانوادگی با اسید سوزانده شد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;img src="http://www.free-picture-host.com/images/URMt4L1270489117.jpg" border="0" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;«کانوال  کایوم» ۲۶ ساله، اهل لاهور دوسال پیش با اسید توسط&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt; &lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; پسری  که درخواست ازدواجش را رد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt
